X
تبلیغات
حرف زدن بین زمین و هوا در دنیای مجازی

حرف زدن بین زمین و هوا در دنیای مجازی

فرهنگ و ادبیات و رازهایی در دل

اتفاق عجیبی که هنگام دعا خواندن در مغز انسانها می افتد

محققان با اسکن مغز بیش از 20 داوطلب در هنگام دعا و صحبت با خداوند اعلام کردند مغز افراد در هنگام دعا به گونه ای که در هنگام صحبت با یک دوست فعال می‌شود، فعالیت می‌کند .
 
محققان دانشگاه آرهاوس دانمارک به منظور مطالعه بر روی این پدیده از داوطلبان خواستند یک بار به خواندن یک دعای مذهبی و یک بار به خواندن یک متن غیرمذهبی و اجتماعی اقدام کنند. به گفته محققان در هنگام انجام عملیات اول و خواندن دعای خداوند مخصوص مسیحیان، قسمتهایی از مغز که با مرور ذهنی و تکرار در ارتباط است، فعال شد .
 
طی آزمایش دوم، داوطلبان قبل از خواستن آرزوهای خود از شخصیت خیالی بابا نوئل مشغول به خواندن دعاهای شخصی خود شدند که این عمل باعث فعال سازی قسمت‌هایی از مغز که در هنگام برقراری ارتباط با انسانی دیگر فعال می‌شود، شد. این محدوده از مغز با تئوری ذهن (هشیاری از اینکه دیگران دارای انگیزه و غرض مستقل هستند) در ارتباط نزدیک است .
 
به نظر می‌رسد هر دو منطقه فعال شده مغز در این آزمایشها، رفتار خواستن و توجه به عکس العمل مخاطب که در این آزمایش خداوند بوده است را پردازش می‌کنند. همچنین قسمتهای فعال شده قسمتی از قشر پیشین مغز به شما می‌روند که با توجه به قصد فرد دیگر در ارتباط است .
 
قشر پیشین مغز در انسان یکی از عوامل کلیدی تئوری ذهن است. به گفته محققان، این قسمت از مغز داوطلبان در هنگام انجام آزمایش دعاهای شخصی و صحبت با شخصیت بابانوئل غیر فعال بوده است. این پدیده نشان می‌دهد داوطلبان بابا نوئل را شخصیتی کاملا خیالی و خداوند را موجودیتی واقعی می‌دانند .
 
در عین حال مطالعات گذشته نشان می‌دهد که قشر پیشانی مغز در انسانها در هنگام تعامل با اجسام بی جان نیز فعال نمی‌شود. زیرا مغز از چنین اجسامی انتظار عکس العمل ندارد و به همین دلیل نیازی برای فکر کردن به آن جسم احساس نمی‌کند .
 
محققان بر اساس نتایج نهایی اعلام کردند افراد در هنگام دعا این تصور را دارند که در حال صحبت با شخصی خاص هستند که این نتیجه از نظر مسیحیان نشانه ای جدید از قطعیت وجود خداوند است .

تقسیم بندی کلی فوبیا

فوبیا انواع بسیاری دارد و شاید صدها نوع ترس شدید تاکنون کشف و اعلام شده باشد. اما کارشناسان فوبیا را که نوعی اختلال اضطرابی است به طور کلی به سه دسته تقسیم می کنند: آگورافوبیا، فوبیا اجتماعی و فوبیاهای خاص. آگورافوبیا به معنای هراس از مکان های باز و عمومی است و به طور لغوی می توان آن را «برون هراسی» نامید. نوعی اضطراب شدید از حضور در مکان های عمومی به ویژه وقتی فرار یا بیرون رفتن از آن بسیار دشوار باشد. فوبیا اجتماعی، همان طور که از نامش پیدا است، ترس و نگرانی از حضور در موقعیت های اجتماعی است. در آخر نیز باید به فوبیا اختصاصی اشاره کرد که نوعی ترس بی منطق و شدید در مورد موضوع، موقعیت یا حتی موجودی خاص پدیدار می شود .

آگورافوبیا :
ترس از مکان های اجتماعی

آگورا در یونان باستان محل تجمع و به ویژه بازار بوده است که مردمان زیادی دور یکدیگر گرد هم می آمدند. افرادی که آگروفوبیا دارند از گیر کردن در اجتماع هایی همچون صف بانک یا پل عابر که مردم در آنها عبور و مرور دارند، می ترسند. ترس واقعی فرد زمانی روی می دهد که با خود فکر می کند اگر هراسش بیشتر شد، راه فراری نخواهد داشت. آگورافوبیا در زنان دوبرابر بیشتر از مردان است. اگر این ترسِ غیرمنطقی درمان نشود، به خانه نشینی فرد بیمار منجر خواهد شد. اما از هر ۱۰ نفری که به دنبال درمان رفته اند، ۹ نفر آنها روند عادی زندگی خود را بازیافته اند .

سوشال فوبیا :
چیزی فراتر از خجالتی بودن

فردی که فوبیا اجتماعی دارد، بسیار خجالتی است و می توان گفت چیزی فراتر از آن است. این افراد همیشه در این هراس و وحشت هستند که در موقعیت های مختلف اجتماعی چگونه باید رفتار کنند. آنها همیشه نگران هستند تا دیگران رفتار آنها را دوست نداشته باشند. می ترسند مورد تمسخر واقع شوند. یا دیگران اضطراب آنها را کشف کند و این را به زبان بیاورد. افرادی که دچار فوبیای اجتماعی هستند از صحبت کردن با دیگران گریزان هستند و همین روی روابط اجتماعی و حرفه ای آنها تاثیر بسیار منفی دارد .

کلاستروفوبیا :
ترس نابهنجار از بودن در مکان های تنگ و تاریک

فردی که دچار تنگناهراسی است نمی تواند محیط های بسته، تاریک و تنگ را تاب بیاورد و تا سرحد جنون از بودن در این مکان ها می ترسد. این افراد قادر نیستند وارد تونل شوند و اگر مجبور به این کار شوند با هیجان و اضطراب بسیار شدید مواجه خواهند شد. این افراد هنگام قرارگیری در اتاق های تنگ و کم نور به جای ترس بی از اندازه می توانند، پنجره را باز کنند یا در کنار خروجی بنشینند. این کارها کمی از هراس آنها می کاهد، اما به کلی از بین نمی برد .

زوفوبیا :
ترس بیش از حد از حیوانات

یکی از رایج ترین ترس های نابهنجار در میان انسان ها، ترس از حیوانات است. بسیاری از افرادی که فوبیا دارند از گونه های مختلف حیوانات می ترسند. یه طور مثال، ترس از عنکبوت ها را «آراکنوفوبیا» می گویند. ترس از مارها را «اوفیدیوفوبیا» می گویند. «اورنیتوفوبیا» ترس از پرندگان است و «آپیفوبیا» هراس نابهنجار از زنبورها است. این فوبیاها اصولا در کودکی رشد می کنند و گاهی در همان کودکی از میان می روند. اما برخی تا بزرگسالی نیز دست از سر فرد بر نمی دارد .

برونتو فوبیا :
ترس از رعدوبرق

واژه یونانی bronte به معنای رعدوبرق است و برونتو فوبیا یعنی ترس نابهنجار از رعدوبرق و صداهای بلند و گوش خراش آن. البته افرادی که این فوبیا را دارند خودشان هم می دانند رعدوبرق آسیبی به آنها نمی زند و با در خانه ماندن می توانند آن را تحمل کنند. این افراد شاید به موجب ترس خود به داخل کمد بروند و مخفی شوند .

آکروفوبیا :
ترس از ارتفاع

آکروفوبیا نوعی ترس نابهنجار و غیرمنطقی از بلندی و ارتفاع است. این افراد از بلندی می ترسند و حتی نمی توانند از نردبان بالا بروند. این افراد اگر در مکان های بلند گرفتار بشوند به هیچ عنوان نمی توانند بر ترس خود غلبه کنند و به پایین بیایند که برایشان خطرناک است .

آرئوفوبیا :
ترس از پرواز

برخی از افراد از پرواز و سوار هواپیما شدن هراس دارند. این افراد در نتیجه مشاهده سقوط های هواپیما در فیلم و تلویزیون ها دچار این هراس بسیار زیاد می شوند و تا درمان نشوند راه گریزی از آن ندارند .

هموفوبیا :
ترس از خون

برخی از افراد هستند که از خون می ترسند و این هراس کاملا غیرمنطقی و شدید است. یعنی افراد معمولی نمی توانند این شدت ترس را درک کنند. اما افرادی که دچار هموفوبیا هستند با دیدن خود ممکن است از هوش بروند. افرادی نیز از تزریق آمپول بسیار هراس دارند و به آنها «ترایپانوفوبیا» گفته می شود. آنها از واکسن و سرم و آمپول می ترسند و به هیچ عنوان حاضر نیستند از این وسایل درمانی استفاده کنند .

ترس های غیرطبیعی

برخی از فوبیاها همچون داستان های بسیار ترسناک فیلم های تلویزیون و سینما هستند. «تریسکایدکافوبیا» (ترس از شماره ۱۳) یکی از ترس های بسیار غیرطبیعی است که فرد با دیدن عدد ۱۳ منتظر نحسی آن است. یا اگر فرد احساس کند با ارواح و موجودات فراواقعی در ارتباط است و آنها او را آزار می دهند، دچار «فاسمفوبیا» است. با اینکه انسان های گرگ نما به هیچ عنوان وجود خارجی ندارند اما برخی از آدم ها از اینکه مورد حمله ومپایرها قرار بگیرند به شدت می ترسند و بیماری آنها «چیروپتوفوبیا» نام دارد .

کارسینوفوبیا :
ترس از سرطان

برخی از افراد دچار ترس نابهنجار و وسواسی از سرطان هستند. آنها بدون هیچ دلیل تصور می کنند دچار سرطان می شوند و سلول های سرطانی در بدن آنها رشد می کند .

ترس از مسایل جدید تا قدیم

برخی از افراد از رویدادهای جدید بسیار هراس دارند و به آنها «نئوفوبیا» گفته می شود. برخی دیگر نیز از رشد مسایل قدیمی هراس دارند که به آنها «گرونتوفوبیا» گفته می شود. در میان آنها، افرادی هستند که از «فارتوفوبیا» دارند. آنها بدون هیچ دلیلی از نشت گاز در مکان های عمومی در ترس هستند. آنهای که از دندان پزشکی ترس غیرمنطقی و بسیار زیاد دارند دچار «اودونتیات فوبیا» هستد .

در دنیای پرسرعت امروز رقابت در هر زمینه ای بشدت بالاست و برای درخشیدن در هر زمینه ای واقعا باید فردی با توانایی های خاص بود. حتی باهوش ترین افراد برای رسیدن به خواسته هایشان و موفقیت باید خیلی تلاش کنند، اما گاهی اوقات برای متعادل نگهداشتن زندگی، این تلاش ها کافی نیست و مهارتی لازم است. در حقیقت در اینجا مدیریت زندگی مهارتی است که می تواند به افراد کمک کند که زندگی مطلوبی داشته باشند. با مدیریت مناسب می توان روی مسائل زندگی تسلط کافی داشت و به پیشرفت دلخواه رسید

 
آنچه باید بدانید
    قبل از این که بخواهید مدیر لایقی برای زندگی خود باشید، باید هدف واقعی زندگی تان را پیدا کنید. این که نگرش تان به زندگی چیست و می خواهید چگونه فردی باشید. این موضوع بسیار مهم است، زیرا داشتن هدف خوب و مناسب در زندگی می تواند انگیزه خوبی برای پیشرفت باشد. انسان بی هدف خیلی زود نابود می شود. باید دیدتان به زندگی چنان قوی باشد که بتواند با وجود مشکلات، شما را همچنان فعال و مشتاق نگهدارد. در ضمن باید دلیل انتخاب هدف و نوع نگرش تان به زندگی را بخوبی بدانید تا قدرت کافی برای رسیدن به آن را بیابید
    
    هویت

    هویت شما در اصل چیزی است که شما هستید و برای آن زندگی می کنید. هویت هر کس مجموعه باورهای اوست. وقتی شما وجود خودتان را بدرستی کشف کنید و بدانید واقعا چه کسی هستید، زندگی تان تغییر خواهد کرد. شما باید رشد کنید و روز به روز بهتر از قبل شوید و مانند افرادی رفتار کنید که می دانند چگونه رویاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند؛ بنابراین با دانستن این مساله مهم بهتر می توانید زندگی تان را مدیریت کنید
    
    جنبه های مختلف زندگی و مدیریت آن

    جنبه های مهم زندگی هر فرد می تواند بهداشت و سلامت، مسائل عاطفی، روابط با دیگران، حرفه، امور مالی و معنویات باشد؛ بنابراین فرد با توجه نشان دادن به این موارد می تواند امور زندگی خود را بخوبی به دست بگیرد. برای این که بتوانید در زندگی، تعادل و توازن خوبی برقرار کنید و به عبارت دیگر زندگی تان را بخوبی مدیریت کنید باید چند مهارت مدیریتی بیاموزید و در امور روزمره تان به کار گیرید
    
  
مهارت تفکیک کار از زندگی خصوصی

    برای این که بتوانید از زندگی تان لذت ببرید و به هدف دلخواه تان برسید، باید بتوانید کار و امور شخصی تان را بخوبی از هم جدا کنید. اولین گام برای این کار تشخیص ماهیت حرفه تان است و این که چقدر دوست دارید برای زندگی خصوصی تان زمان اختصاص دهید. با چند روش ساده می توانید کار را از زندگی خصوصی تان جدا کنید

    تهیه فهرستی از کارها: تمام کارهایی را که باید سرکارتان انجام دهید، فهرست کنید. این فهرست را در دسترس داشته باشید تا کاری را از قلم نیندازید. شما با این کار دقیقا می دانید چه کاری را باید انجام دهید و برنامه ای مناسب ترتیب دهید. پس از آن دیگر در خانه نگران وظایف محل کارتان نخواهید بود

    زمانی برای استراحت: گاهی اوقات مجبور می شویم بیش از حد کار کنیم. در این گونه مواقع هرگاه لحظه ای برای استراحت کردن پیدا کردید آن را از دست ندهید تا وقتی به خانه می رسید، بیش از حد خسته و کلافه نباشید

    کار را به خانه نبرید: در این روزهای پرمشغله ذهن مردم پر از کار است و وقتی به خانه می رسند، همچنان به کار فکر می کنند، اما برای این که تعادل زندگی تان به هم نریزد باید وقتی در خانه هستید، فقط به مسائل خانه و خانواده تان توجه و در فعالیت های آنها شرکت کنید. به این ترتیب می توانید ذهن تان را آرام کرده و خود را برای یک روز کاری دیگر آماده کنید

    مهارت مدیریت پول: برای این که بتوانید زندگی تان را بخوبی مدیریت کنید باید درباره پول تان مدیریت مناسب داشته باشید. فرقی نمی کند مجرد باشید یا متاهل، فرزند داشته باشید یا خیر. شما در زندگی هزینه های بسیاری دارید مانند خورد و خوراک، مسکن، حمل و نقل و دیگر هزینه های زندگی. بنابراین مهارت های بودجه بندی به شما کمک می کند که حتی با درآمد اندک هزینه های تان را بپردازید. در واقع مهارت مدیریت پول به شما کمک می کند که آماده شرایط اضطراری و هر اتفاق دیگر باشید

 
با کارت اعتباری خرید نکنید: وقتی به وسیله کارت اعتباری به خرید می رویم براحتی بیش از آنچه باید خرید می کنیم

    خودتان را بیمه کنید: بیمه ها هنگام شرایط اضطراری به کمک تان می آیند

    پس انداز: باید هر کس برای آینده و شرایط غیرقابل پیش بینی پس انداز داشته باشد     

    
مدیریت زمان

    یکی دیگر از مهارت هایی که برای مدیریت زندگی بسیار لازم است، مدیریت زمان است. باید بدانید هر کار را چه وقت انجام دهید و برای برنامه های زندگی تان چقدر زمان تخصیص دهید. باید در کنار کارهایتان زمانی هم به خود و نیازهای شخصی تان در نظر بگیرید. خواب کافی داشته باشید و هر چیز را به موقع خود انجام دهید. ابزارهای الکتریکی هوشمند در این گونه مواقع می توانند به کمک تان بیایند
    
    مدیریت خشم

    مسلما در زندگی تان افرادی وجود دارند که باعث رنجش تان می شوند. مثل یک همکار یا یک همسایه مزاحم. وقتی نتوانید خشم تان را کنترل کنید، ممکن است دست به رفتاری بزنید که برایتان دردسرساز شود. بسیاری از افراد به دلیل خشم کنترل نشده شان از کارشان اخراج شده یا حتی به سبب توهین یا آسیب رساندن به دیگران با مشکلات حقوقی مواجه می شوند. این مسائل زندگی را با مشکلات بسیاری روبه رو می کند؛ بنابراین اگر دچار خشم های کنترل نشده هستید حتما با یک مشاور تماس بگیرید تا در این زمینه به شما کمک کند. هنگام عصبانیت پیش از انجام هر حرکتی نفس عمیق کشیده و لحظه ای تامل کنید     

    مهارت حل مشکل

    هرگاه مشکلی به وجود می آید، باید بهترین راه حل را با توجه به منابعی که در اختیار دارید انتخاب کنید. باید یاد بگیرید در برابر هر مشکل چه واکنشی از خود نشان بدهید. حل مشکل دربرگیرنده تشخیص ماهیت مشکل و بررسی عواقب ناشی از آن و یافتن بهترین راه حل است. اگر می خواهید مدیریت خوبی روی زندگی تان داشته باشید، حتما باید این مهارت را کسب کنید
    
    
مدیریت اضطراب

    بیشتر مردم وقتی می خواهند تمام جنبه های زندگی شان مانند حرفه، امور مالی، روابط، سلامت، ورزش، خانواده و دوستان را مدیریت کنند، دچار اضطراب می شوند. اضطراب بیش از حد وارد تمام زندگی شان شده و تقریبا آنها را خلع سلاح می کند؛ بنابراین باید بیاموزید که چگونه برخود مسلط بوده و مضطرب نشوید یا اگر هم گرفتارش شدید خود را چگونه از شر آن خلاص کنید
    
  
مهارت های ارتباطی

    مهارت های ارتباطی کلامی و غیرکلامی را کاملابیاموزید، زیرا ارتباط صحیح با دیگر افراد جامعه داشتن رمز موفقیت در زندگی است. دانستن این که با افراد دیگر با پیش زمینه های متفاوت اجتماعی چگونه رفتار کنید، بسیار مهم است و ابزار مهمی برای پیشرفت در زندگی است
    
   
مدیریت وظیفه

    مهارت مدیریت وظیفه دربرگیرنده برخورد با هر وظیفه یا مجموعه وظایف در زندگی است که برای اهداف تان برنامه ریزی شده است. شما باید یاد بگیرید وظایف تان را چگونه برنامه ریزی و به اولویت هایتان توجه کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 10:0  توسط راستین فرحبخش  | 

مثبت‌نگرها، باهوش‌ترند

دانشمندان دریافته‌اند افراد شاد در مطالعات انجام‌شده نسبت به همتایان استرسی‌ عملکرد بالاتری داشتند و کارمندان کارآمدتری نیز بودند.

گوگل در میان نخستین شرکت‌های بزرگی بود که بازی‌های میزی و زنگ ‌تفریح‌های جالبی را به دفاترش وارد کرد. محققان حاضر در این پژوهش به دنبال آن بودند که آیا فرمول «کار سخت، بازی سخت» می‌تواند عامل بخشی از موفقیت کارمندان گوگل بوده باشد.

اکنون تیمی از محققان دانشگاه بولزانو-بوزن (Bozen-Bolzano) ایتالیا پس از جمع‌آوری داده‌هایی از 42 دانشمند علوم رایانه در دانشگاه‌ها، ثابت کرده‌اند استراتژی گوگل، شیوه مناسبی بوده است.

آن‌ها دانشجویانی را با هدف بررسی چگونگی اثرگذاری عواطف و مزاج‌ها بر توانایی‌ برنامه‌نویسی‌شان و خلاقیت و توانایی حل مسله آن‌ها آزمودند. در میان بسیاری از مهارت‌های لازم برای طراحی نرم‌افزار، تولیدکنندگان باید دارای مهارت‌های بالای حل مسئله تحلیلی و خلاقیت در فرآیند تولید نرم‌افزار باشند.

پس از اندازه‌گیری وضعیت‌های عاطفی دانشجویان با استفاده از تکنیک روانشناختی «مقیاس اثرگذاری تجربه مثبت و منفی بر تعادل» (SPANE-B)، محققان خلاقیت هر عضو را با درخواست از او برای نوشتن زیرنویس‌های تعدادی عکس‌ آزمودند. سپس از شرکت‌کنندگان خواسته شد نوعی بازی را با هدف بررسی توانایی حل مسئله و مدت زمان حل این معما توسط آن‌ها، انجام دهند.

نتایج نشان داد طراحان نرم‌افزاری شاد در حل مسئله بهتر عمل کردند و شرکت‌هایی مانند گوگل به این مهارت پاداش بالایی می‌دهند.

افزون بر این، شادترین طراحان نرم‌افزار در عملکرد حل مسئله تحلیلی بهره‌وری بسیار بالاتری در مقایسه با سایرین داشتند.

لبته نبايد همه واقعيت را با جزييات برايشان گفت اما نبايد هم به آنها دروغ بگوييم. مثلا در مورد کودکان خيلي کم‌سن گفتن اينکه ما از خدا مي‌خواهيم به ما يک بچه بدهد، خيلي بهتر از اين است که بگوييم پدر و مادر با نفس کشيدن در کنار هم بچه‌دار مي‌شوند. هيچ‌وقت فرزندتان را به دليل کنجکاوي‌اش تحقير نکنيد.
شروع آموزش سن خاصي ندارد
شروع آموزش جنسي هيچ سن خاصي ندارد. هر زماني که فرزندتان کنجکاوي نشان داد، بايد برايش توضيح بدهيد؛ البته به اندازه فهم و ظرفيت پذيرش او تا حدي که حس کنجکاوي‌اش ارضا شود. به ياد داشته باشيد اگر پرسش‌هاي جنسي او را پاسخ ندهيد، ممکن است سوال‌هايش را از افراد ديگري بپرسد که لزوما قابل‌اعتماد نيستند.
عادي و بي‌اضطراب بگوييد

هم پدر و هم مادر مي‌توانند به پسرهايشان آموزش جنسي بدهند ولي بهتر است مادر وظيفه آموزش به دخترش را بر عهده بگيرد. وقتي مي‌خواهيد به فرزندتان آموزش جنسي بدهيد، خيلي عادي و بدون اضطراب صحبت کنيد. بهترين زمان را که احساس مي‌کنيد فرزندتان آموزش‌پذيري بيشتري دارد، براي اين کار انتخاب کنيد. پيش از آنکه با او صحبت کنيد، پيش خود مرور کنيد که در مورد چه چيزهايي مي‌خواهيد صحبت کنيد. بهترين کلمات را که براي فرزندتان قابل‌فهم باشد، انتخاب کنيد. حتي مي‌توانيد جلوي آينه تمرين کنيد.
اگر نمي‌دانيد، مشورت کنيد

بهتر است با پدر و مادرهايي که فرزند همسن شما دارند، مشورت کنيد. ممکن است به‌دليل تجربه مشترک راهکارهاي مفيدي به شما بدهند. تجربه ديگران گاهي در انتخاب کلمات مناسب و قابل‌فهم هم بسيار سودمند است.
اگر ضمن صحبت با فرزندتان به جايي رسيديد که احساس کرديد بلد نيستيد چه توضيح مناسبي به سوالش بدهيد، هيچ اشکالي ندارد. از او بخواهيد که اين سوال را از يک فرد آگاه‌تر بپرسد (مانند پزشک خانوادگي يا مشاور مدرسه). نشان دهيد که آمادگي و ظرفيت ارتباط دوستانه با او را داريد و با دقت به حرف‌ها و نگراني‌هايش گوش مي‌دهيد.
خودتان شروع کنيد
اگر مي‌بينيد پسر يا دخترتان از سوال پرسيدن خجالت مي‌کشد، خودتان آغازگر صحبت باشيد. هميشه مطمئن شويد درجه کنجکاوي فرزندتان چقدر است. هيچ وقت در مورد چيزهايي که کنجکاوي نشان نمي‌دهد به او اطلاعات ندهيد چون ممکن است برايش تاثير آسيب‌رسان داشته باشد. گاهي ضمن توضيح دادن از او در مورد تمايلش به ادامه صحبت سوال کنيد. اگر تمايل نشان نمي‌دهد آموزش را به زماني ديگر موکول کنيد.
آموزش تعويق تا رسيدن به پختگي

در احساسات و شناخت

در مورد تغييرات بدني پسرتان در زمان بلوغ توضيح بدهيد. نکته مهم اين است که فقط در مورد خطرها و بدي‌هاي رابطه جنسي توضيح ندهيد، چون فرزندتان بايد ياد بگيرد که رابطه جنسي، بخشي از زندگي و يک رابطه خوب و مفيد است هرچند روابط نامشروع مي?تواند عواقبي مانند ابتلا به بيماري‌هاي مقاربتي يا حاملگي ناخواسته داشته باشد. يک پسر يا دختر نوجوان بايد بداند که لازم است اين رابطه را تا زماني که از نظر احساسي و شناختي به پختگي لازم براي ازدواج نرسيده‌ به تعويق بيندازد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 12:13  توسط راستین فرحبخش  | 

بهترین راه های مراقبت از لباس های زمستانی

با آمدن فصل پاييز بسياري از خانم‌ها لباس‌هاي نخي و تابستاني را از كمد اعضاي خانواده جمع‌آوري مي‌كنند و لباس‌هاي زمستاني و پشمي را براي روزهاي سرد آماده مي‌كنند. نكات طلايي و كاربردي براي مراقبت از لباس‌هاي تابستاني و آماده‌سازي‌ لباس‌هاي زمستاني را با هم مرور كنيم.
  •  براي از بين بردن چروك لباس‌هاي پشمي، بهترين كار اين است كه اتو را روي درجه بخار قرار داده و با كمك بخار از راه دور چروك لباس‌تان را برطرف كنيد.
  •  درصورتي كه يكي از لباس‌هاي پشمي‌تان خيلي چروك بود براي اتو كشيدن آن بهتر است از يك پارچه سفيد كتان كه با آب مرطوب شده استفاده كنيد. اين پارچه را روي لباس پشمي قرار دهيد و با درجه كم لباس‌تان را اتو كنيد.
  •  هرگز لباس‌هاي بافتني و پشمي را از چوب رختي آويزان نكنيد. آويزان كردن اين لباس‌ها شكل آن‌ها را از بين مي‌برد. درصورتي كه به اندازه كافي فضا داريد آن‌ها را بدون تا كردن درون كمد قرار دهيد.
  •  براي نگهداري از لباس پشمي در كمد لباس‌ها حتما جيب لباس را خالي كرده و سعي كنيد لباس‌تان را در محيط خنك نگهداري كنيد.
  •  هرگز لباس‌هاي پشمي يا شال‌هاي پشمي را تا نزنيد بهترين راهكار آن است كه آن‌ها را دور يك لوله مقوايي يا استوانه پلاستيكي بپيچيد.
  •  اگر براي نگهداري لباس‌هاي پشمي و كركي خود از نفتالين استفاده كرديد، بهتر است پيش از استفاده از لباس‌ها آن‌ها را بشوييد و به‌طور غيرمستقيم زير تابش نور خورشيد خشك كنيد. اين كار موجب از بين رفتن بوي نفتالين لباس مي‌شود.
  •  هرگز براي خشك كردن لباس‌هاي بافتني يا پشمي آن‌ها را از چوب رختي يا طناب رخت آويزان نكنيد؛ اين كار موجب كش آمدن بافت لباس و بدفرم شدن لباس مي‌شود. براي خشك كردن اين لباس‌ها آن‌ها را پس از آب‌كشي درون يك سبد بگذاريد تا خشك شوند.
  • واقعيت تلخ است. در جامعه ما كمتر زوجي راه خوشبختي را درست ياد گرفته. خيلي عجيب است؟ باور كنيد نيست. نه اين‌كه هيچ زوج خوشبختي وجود ندارد؛چرا‌ اتفاقا  كم هم نيستند، اگرچه خيلي زياد هم نيستند؛  ولي اجازه بدهيد در تعريف خوشبختي هم به توافق برسيم. همه زوج‌هايي كه زير يك سقف زندگي مي‌كنند و صداي دعواهاي‌شان را تا به حال هيچ همسايه‌اي نشنيده، لزوما خوشبخت نيستند. نه تنها خوشبخت نيستند كه حتي ممكن است طلاق گرفته باشند. عجيب است؟ باور كنيد نيست. طلاق، از نظر مشاوران خانواده، فقط با امضا‌كردن يك برگه اتفاق نمي‌افتد. خيلي زوج‌ها سال‌هاست طلاق گرفته‌اند و كنار هم دارند زندگي مي‌كنند. شايد شما هم فقط اگر كمي چشم‌هاي‌تان را باز كنيد و گول لبخندهاي زوركي آدم‌ها به يكديگر را نخوريد، متوجه حضور اين زوج‌هاي «طلاق عاطفي» گرفته، مي‌شويد.

    خوشبختي را ياد مي‌گيريم؟
    تعداد زوج‌هايي كه خوشبخت هستند، به اين معنا كه از زندگي باهم لذت مي‌برند، در آغوش هم به آرامش مي‌رسند، از كنارهم بودن راضي‌اند و آينده را در ذهن‌شان با هم ترسيم مي‌كنند، واقعا چقدر است؟ هيچ كس نمي‌تواند آمار بگيرد. نه  اما  به هرحال، تعدادي از زوج‌ها خوب و خوش و خرم زندگي مي‌كنند و در مجموع خوشبختند.

     سوال اين است: چه كسي به آن‌ها ياد داده چطور خوشبخت باشند؟ فقط قضا و قدر بوده يا كسي رمز خوشبختي را به آن‌ها آموخته؟ يا خودشان توانسته‌اند كيمياي سعادت در زندگي مشترك را كشف كنند؟ موفقيت در زندگي مشترك، مثل موفقيت در هر زمينه ديگري، كمي نياز به شانس دارد اما بسيار بسيار بسيار بيشتر، به آگاهي و اراده آدم‌ها بستگي دارد. موفقيت را هيچ جا به آدم‌ها آموزش نمي‌دهند اما اصولي كه با آن مي‌شود به موفقيت رسيد را چرا. در زمينه ازدواج هم اصولي هست كه بايد مردان و زنان ياد بگيرند تا بتوانند به‌خوبي در كنار هم زندگي كنند؛ اصولي كه گاهي پدر و مادرهاي آگاه، آن‌ها را به فرزندان‌شان مي‌آموزند، گاهي آدم‌ها با مطالعه و تجربه‌هاي خودشان ياد مي‌گيرند و البته در بسياري از موارد آدم‌ها ياد نمي‌گيرند و گاهي تا آخر عمر عذاب مي‌كشند؛ اصولي كه يكي از مهم‌ترين آن‌ها «كنترل» است.

    اصلي كه مردان بايد رعايت كنند؛ كنترل

    كنترل، در وجوه ديگر رابطه زناشويي هم صادق است. مثلا در موضوع مواجهه با جنس مخالف. آيا مرد ايده آل، مردي است كه هيچ‌گونه مواجهه‌اي با جنس مخالف در محيط كار يا در كوچه و خيابان و... نداشته باشد؟ معلوم است كه نه. ايده‌آل، مردي است كه مواجهه با جنس مخالف دارد اما به‌صورت كنترل شده؛ مردي كه مي‌تواند احساسات و عواطفش را كنترل و مديريت كند و مثلا در عين همكاري، ارتباطش با همكاران جنس مخالف، جنبه غيراخلاقي پيدا نكند.روان شناسان مي‌گويند، وقتي يك مرد در عين حال كه احساسات جنسي قوي دارد، قدرت كنترل آن را هم داشته باشد، همسرش مي‌تواند از بند موانع و عوامل بازدارنده‌اي كه در مسير احساسات دروني‌اش قرار دارند خلاص شود و به اين ترتيب سطوح بالاتري از رضايت را تجربه كند. آثار كنترل مرد روي احساسات جنسي‌اش فقط محدود به تختخواب نيست. يك مرد «با كنترل»، باعث افزايش حس اطمينان و اعتماد همسرش مي‌شود و كدام مرد است كه نداند چنين اطميناني تا چه حد مي‌تواند زندگي مشترك را دلپذير كند؟ همان طور كه عدم‌اطمينان، زندگي را به جهنم تبديل مي‌كند.رضايت بيشتر زن، طبيعتا رضايت بيشتر مرد را به‌دنبال مي‌آورد زيرا مردان، ذاتا و ناخودآگاه به‌دنبال اين هستند كه همسرشان را راضي كنند. مردي كه احساس مي‌كند مي‌تواند همسرش را به سطح بالايي از رضايت برساند، اعتماد به نفس بيشتري پيدا مي‌كند و درنتيجه لذت بيشتري را هم تجربه مي‌كند.

    اصلي كه زنان بايد رعايت كنند؛ تحسين

    گفتيم كه مردان ذاتا به‌دنبال رضايت زنانند. همه ما از تحسين خوش‌مان مي‌آيد. درست. ولي اين‌جا صحبت از يك تمايل ناخودآگاه در مردان است كه تاثير مستقيم روي موفقيت زندگي مشترك دارد. مردان، حتي «منجمد»‌ترين‌شان، آن‌ها كه سال به سال هم قربان صدقه همسرشان نمي‌روند، در حالت طبيعي (و نه مثلا در وضعيت جنگي) در همه وجوه زندگي مشترك، مي‌خواهند رضايت همسرشان را جلب كنند. ممكن است اين حرف را هيچ وقت به زبان نياورند؛ ممكن است حتي از روش خودشان كه براي زنان روش مطلوبي نيست سعي كنند؛ ممكن است گاهي حتي اين تمايل ذاتي را فراموش كنند ولي به هرحال، آنچه خوشحال‌شان مي‌كند، رضايت همسرشان است. آن‌ها وقتي احساس مي‌كنند به نيازهاي همسرشان به بهترين نحو پاسخ داده‌اند، اعتماد به نفس و انگيزه بيشتري براي ابراز محبت و تلاش بيشتر براي رضايت همسرشان پيدا مي‌كنند. درست برعكس، وقتي مردان احساس كنند كه با وجود همه تلاش‌ها، نمي‌توانند همسرشان را خوشحال كنند، وقتي احساس بي‌كفايتي كنند، وقتي مدام در معرض انتقادات همسرشان باشند بدون آن‌كه بابت همه تلاش‌هايي كه مي‌كنند تحسين شوند، افسرده مي‌شوند؛ بي‌انگيزه مي‌شوند و در نتيجه، وضعيت از آنچه هست بدتر و بدتر مي‌شود. مردان به‌رغم ظاهر خشن‌شان، خيلي هم تي‌تيش ماماني هستند. پس، بدترين اشتباه يك زن مي‌تواند اين باشد كه همسرش را زير كوهي از انتقادات خفه كند.مردها پس از چنين موقعيتي، خيلي سخت به وضعيت عادي بر مي‌گردند.  شايد ظاهرا اتفاقي نيفتد ولي مردان در ناخودآگاه‌شان اعتماد به نفس‌شان را از دست مي‌دهند و اين نااميدي و بي‌انگيزگي باعث فاصله بيشتر آن‌ها با همسرشان مي‌شود. دقت كنيد كه هدف خانم محترم دقيقا برعكس بوده، او مي‌خواسته به مرد بگويد كه چقدر ناراحت است و چقدر مي‌خواهد از همسرش تلاش بيشتري ببيند!  در چنين وضعيت نااميد كننده‌اي، يكي از مكانيسم‌هاي دفاعي مردان، پناه بردن به فردي ديگر و تسكين دادن و پيدا كردن اعتماد به نفس مجدد در ارتباطي جديد است. چيزي كه وضع را باز هم بدتر و بدتر مي‌كند...
  • بعد از معرفي انواع چادرها از جمله چادر قديمي قجري، چادر كشورهاي همسايه، مانند چادر لبناني و ... به معرفي چادري جديد رسيده‌ايم كه طراحي هنرمندان ايراني است. چادري كه طراحي امروز است و اميدواريم برطرف‌كننده نياز بانوان امروزي نيز باشد.

    بازگشت به گذشته نوعي ارزش‌گذاري به فرهنگ و سنت است كه براي همه ملل احترام خاصي دارد و در برهه‌هاي زماني مختلف اتفاق مي‌افتد. كارشناسان مد اعتقاد دارند كه مد هر 40سال يكبار به گذشته بازمي‌گردد و با الگوبرداري از گذشته به راه خود ادامه مي‌دهد. از اين نظر مي‌توان به اهميت گذشته پي برد. اما هرچقدر هم كه اطلاعات كافي از گذشته داشته باشيم براي موفق بودن بايد نيازهاي امروز جامعه‌مان را بشناسيم و با نهايت خلاقيت سعي در برطرف كردن آنها داشته باشيم. 

    مارال چادري است تركيبي. اجزاء آن شباهت زيادي به مانتو عبايي و يك شال پهن و بلند دارند اما طراحي خاص آن و اتصالات دقيقش باعث به وجود آمدن چادري راحت، زيبا و مجلسي شده است.

    سنگ‌هاي تزئيني و نگين از جمله خرج‌كارهايي هستند كه براي زينت لباس بانوان مسلمان مصرف بالايي دارند. اما با توجه به براق بودن، براي استفاده در شب و ميهماني‌ها كاربرد بيشتري خواهند داشت. فقط كافي است رنگ شال يا روسري خود را با خرج كار لباستان هماهنگ كنيد تا به زيبايي همان نگين‌ها بدرخشيد. 
    •  چادر مارال مشکی با خرج کار نگین‌دار، قیمت: 100 هزار تومان

    در طراحي و دوخت چادر مارال به حدي دقت و ظرافت به خرج رفته است كه اگر علاقه داريد پوششي «ست» داشته باشيد تنها كافي است كه آن را بپوشيد. هماهنگ بودن سرآستين آن با لبه‌ شال و هد و حتي داشتن گل سينه‌اي از جنس و رنگ خرج‌كار همه آن چيزي است كه براي هماهنگ بودن لباس‌مان به آن نياز داريم.
    •  چادر مارال کرم‌رنگ، قیمت 90 هزار تومان
  •  اگر هنگام انجام دادن كارهاي منزل از قابلمه برنج غافل شديد و برنج‌تان سوخت، بهترين راه براي از بين بردن بوي سوختگي برنج، قرار دادن يك عدد نان روي برنج يا فرو كردن يك عدد پياز پوست كنده درون برنج است. پس از 10 دقيقه نان و پياز را برداشته و برنج را بكشيد.
    •   درصورتي كه هنگام آب‌كش كردن غذا متوجه شوري برنج شديد، بهترين كار اين است كه هنگام آبكشي آب بيشتري روي برنج بريزيد.
    •   اگر فراموش كرديد به آب برنج نمك اضافه كنيد و هنگام كشيدن غذا احساس كرديد كه برنج‌تان بسيار كم نمك است، فورا مقدار مورد نياز نمك را به آب و روغن اضافه كرده و روي برنج بريزيد.
    •   در فصل پاييز و زمستان اگر تصميم داريد از غذاهاي داغ و مغذي مثل شيربرنج استفاده كنيد توصيه مي‌كنيم، برنج‌تان را به جاي آب، درون شير خيس كنيد. اين كار علاوه بر طعم غذا، خاصيت آن را نيز زيادتر مي‌كند.
    •   اگر از كاردي براي بريدن و خلال كردن پياز استفاده كرده‌ايد براي از بين بردن بوي پياز از روي كارد، يك هويج را  با آن حلقه حلقه ببريد
    •   براي پيشگيري از ترد شدن و شكنندگي برنج بايد مراقب بود كه آن را حتما در ظرف در بسته و دور از تابش نور آفتاب قرار دهيد. نور آفتاب رنگ و ظاهر برنج را تغيير مي‌دهد.
    •   اگر خورش فسنجان تهيه كرديد و پس از آماده شدن غذا احساس كرديد كمي شور شده است فورا يك سيب‌زميني را به 4 قسمت تقسيم كرده و اجازه دهيد 5 دقيقه درون خورش بجوشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 9:44  توسط راستین فرحبخش  | 

در روزهای بارانی و برفی خودتان را آراسته کنید!

خیلی ها هستند که از هوای بارانی یا برفی خوش شان نمی آید. پس تکلیف شان چیست؟ در روزهای بارانی که احساس غم و افسردگی همه جان شان را پر می کند چه باید کنند؟ در فهرستی که در زیر می خوانید با 10 ایده آشنا می شوید که می توانید در روزهای بارانی از آنها برای تغییر روحیه خود استفاده کنید. این 10 کار که هم مقرون به صرفه هستند و هم عملی، باعث می شوند در روزهای سرد احساس رخوت و کسالت را فراموش کنید. نیازی نیست برای شادبودن و سرگرم کردن خودتان هزینه زیادی بپردازید.

1 – فیلم ببینید

خیلی از شما در خانه مجموعه ای از فیلم های قدیمی دارید، اگر هم ندارید می توانید از یک ویدئوکلوپ نزدیک خانه تان فیلمی تهیه کنید. امروزه فیلم ها بسیار ارزان قیمت هستند و نیاز نیست پول زیادی بابت تماشای یک فیلم بپردازید. با چند نفر از دوستان نزدیک تان تماس بگیرید و از آنها بخواهید باری تماشای فیلمی که گرفته اید دور هم جمع شوید. یک بسته چیپس و پفک یا ذرت بوداده برای دیدن یک فیلم خوب در کنار دوستان تان می تواند بسیار لذت بخش باشد. اگر هم حوصله  کسی را ندارید می توانید به تنهایی فیلم را ببینید.

2 – خودتان را لوس کنید

اگر می توانید به یک استخر در نزدیک محل زندگی تان بروید، در غیر این صورت می توانید دوش آب گرم بگیرید و خودتان را برای مدتی به دور از هرگونه فکر و خیال رها کنید. حمام کردن در روزهای بارانی و سرد بسیار آرامش بخش است.

3 – زمانی را با دوستان نزدیک بگذرانید

قوتی باران می بارد هیچ چیز بهتر از این نیست که در کنار آنها که دوست شان داریم در سکوت به تماشای باران بنشینیم. نیازی نیست کار به خصوصی انجام دهید فقط در سکوت مدتی را با همسر، مادر، پدر یا دوست نزدیک تان به تماشای ریختن دانه های باران بگذرانید. مطمئن باشید حس خوبی در شما ایجاد می شود و از اینکه با کسی که دوستش دارید ریزش باران را نگاه می کنید، مالامال از محبت می شوید.

4 – آتش روشن کنید

اگر در خانه شومینه دارید می توانید روشنش کنید و از نشستن در کنارش لذت ببرید. بنشینید و به شعله های آتش نگاه کنید. اگر شومینه ندارید، از خودتان با یک شیرکاکائوی داغ در کنار شوفاژ یا بخاری پذیرایی کنید و از نشستن جلوی تلویزیون لذت ببرید.

5 – کار مورد علاقه تان را انجام دهید

این روزها کمتر کسی پیدا می شود که برای سرگرم کردن خود زحمت خارج شدن از خانه را بکشد، پس بهتر است در خانه کاری را که همیشه دوست داشتید، انجام دهید. مثلا کتاب موردعلاقه تان را بخوانید یا چیزهایی را که همیشه دوست داشتید روی کاغذ بنویسید یا به آلبوم های دوران کودکی تان نگاه کنید و خاطرات تان را مرور کنید. بعضی ها تمبر جمع می کنند یا پازل درست می کنند. بعضی ها بافتنی می بافند. خلاصه لیستی طولانی از فعالیت های مورد علاقه همیشه پیدا می شود. کافی است کمی فکر کنید و دست به کار شوید.

6 – برنامه ریزی کنید یا همه جا را مرتب کنید

فرض کنید میهمانی در پیش دارید و هنوز برای آن برنامه ریزی نکرده اید. یکی از بهترین کارهایی که می توانید برای فرار از حس رخوت در روزهای بارانی انجام دهید، برنامه ریزی برای کارهایی است که پیش رو دارید. با این کار مجبور نیستید عجله کنید یا برای انجام کاری که برایش برنامه ریزی نکرده اید، احساس اضطراب کنید. حتی می توانید خودتان را با منظم کردن قفسه کتاب ها یا کمد لباس ها سرگرم کنید. می توانید دکوراسیون منزل را تغییر دهید.

7 – خودتان را آراسته کنید

لازم نیست حتما مناسبتی در کار باشد تا دستی به سر و روی خود بکشید. روزهای بارانی که احساس افسردگی به شما دست می دهد، بهترین فرصت برای رسیدگی به ظاهرتان است. لباس خوب بپوشید. حتی می توانید برای تغییر روحیه به آرایشگاه بروید و در مدل موهایتان تغییری ایجاد کنید.

8 – آشپزی کنید

در یک روز بارانی پختن سوپی خوشمزه می تواند کاملا روحیه شما را عوض کند. اگر سوپ دوست ندارید، می توانید غذاها یا دسرهای دیگر را امتحان کنید. خلاصه آشپزی همیشه سرگرم کننده و مفرح است به خصوص اگر بخواهید کیک یا شیرینی بپزید و عصر بارانی تان را شیرین کنید.

9 – کمی بی خیال شوید

چون هوا بارانی است دلیل نمی شود شما هم بارانی و غم زده باشید و در خانه نمانید. بیرون بروید و زیر باران کمی قدم بزنید. به هیچ چیز فکر نکنید و خودتان را در همان لحظه دریابید. از همانل حظه لذت ببرید. بگذارید باران همه چیز را بشوید و با خود ببرد. حتی می توانید کمی هم در خیابان های خلوت که این روزها کم گیر می آید رانندگی کنید.

10 – به خاطر باران شکرگزار باشید

بیشتر کارهایی را که در بالا عنوان شد در خانه انجام می شوند اما اگر امکانش برای شما هست بیرون بروید و کمی در بیرون در هوای سرد قدم بزنید. وقتی به خانه برمی گردید از داشتن خانه ای گرم احساس لذت می کنید. شکرگزار باشید که خانه گرمی دارید که به آن پناه می برید. باران نعمتی است که برکت را به زمین ارزانی می کند و شادی به ارمغان می آورد، پس به جای زانوی غم بغل گرفتن و احساس کسالت کردن، بهتر است از باران لذت ببریم.

با تغییر وزن و سایز در دوران بارداری انتخاب لباس یکی از نگرانی‌های مادارنی می‌شود که قرار است 9 ماه در انتظار تولد عضو جدید خانواده‌شان باشند. در حالی که براي خوش‌اندام بودن و شيک‌پوشي در دوران بارداري، اصولي وجود دارد که اگر  از آنها باخبر باشید، می‌توانید  لباس‌هاي مناسبي در اين دوران انتخاب کنید و حتي تا ماه‌هاي آخر بارداري، همچنان خوش‌پوش باشید. مثل اين نكته كه در دوران بارداری قرار نیست لباس‌هایی را انتخاب کنید که فقط یک یا دو سایز بزرگ‌تر از انتخاب‌های معمول شما هستند. در این دوران شما بیشترین تغییر سایز را در ناحیه شکم دارید. بنابراین مي‌توانيد با انتخاب لباس‌هایی که با برش‌های مناسب، این قسمت از اندام شما را پوشش می‌دهند خوش‌پوشی خودتان را حفظ کنید.


اين سارافون يا به قولي دامن پيش‌سينه‌دار، به خاطر جين بودنش انتخاب مناسبي براي فصل پاييز است و فقط كافي است با يك بلوز زير سارافوني مناسب، البته به رنگ دلخواه شما  هماهنگ شود.  گذشته از آن، كمر قابل تنظيم اين لباس، اين قابليت را دارد كه تا 4 سايز بزرگ يا كوچك شود و همين ويژگي به شما اجازه مي‌دهد تا ما‌ه‌هاي آخر بارداري روي اين لباس حساب كنيد.

اين مانتو پاييزه به دليل طراحي و كلاه‌دار بودنش يك مانتوي كاملا اسپرت است. دكمه‌هاي قسمت جلوي آن علاوه بر آن‌‌كه بر اسپرت بودنش تاكيد مي‌كند، پوشيدن آن را به مراتب ساده‌تر مي‌كند. سايز قسمت كمر اين مانتو هم كاملا قابل تنظيم است. شما مي‌توانيد نسبت به برآمدگي شكم‌‌تان اين سايز را بزرگ يا كوچك كنيد. خلاصه اين‌كه با انتخاب اين مانتو فقط كافي است  به يك شلوار جين مناسب بارداري فكر كنيد!

اين تونيك حرير به چند دليل مي‌تواند انتخاب مناسبي براي مجالس و مهماني‌هاي خانم‌ باردار باشد. اول اين‌كه به خاطر جنس حرير آن كاملا سبك است پس تحمل آن در تمام مدت مراسم، حتي در ماه‌هاي آخر بارداري اصلا مشكل نيست. دليل ديگر اين‌كه پيلي‌هاي اين لباس برآمدگي شكم خانم‌هاي باردار را كاملا در خودش پنهان مي‌كند و بالاخره اين‌كه كمر قابل تنظيم آن اجازه مي‌دهد ميزان گشادي يا تنگي لباس به عهده خود آنها باشد.

انتخاب اين پيراهن حرير به شما اجازه مي‌دهد در دوران بارداري نگراني از بابت مهماني‌هاي دوستانه‌تان نداشته باشيد، چون اين پيراهن تغيير ناگهاني سايز شما را كاملا در خودش پنهان مي‌كند. ضمن اين‌كه آنقدر سبك و راحت هست كه با پوشيدن آن، حتي وقتي كلي اضافه وزن پيدا كرده‌ايد، اصلا احساس ناراحتي  نمي‌كنيد. كمر قابل تنظيم ‌آن هم مثل همه لباس‌هاي مناسب بارداري تغيير سايز لباس را به عهده خود شما مي‌گذارد.

اين بلوز و شلوار يك انتخاب مناسب براي لباس ‌خانگي خانم‌هاي باردار است. به دليل اين‌كه از الياف صددرصد طبيعي در دوخت آن استفاده شده و راحتي  درآن تضيمن شده است. پيلي‌هاي جلوي لباس هم علاوه ‌بر اين‌كه در تمام ماه‌هاي بارداري آن را براي شما قابل استفاده مي‌كند، به خاطر چاكي كه پشت‌شان پنهان شده به شما اجازه مي‌دهد حتي در دوران شيردهي هم از آن استفاده كنيد.

جنس لطيف اين تونيك( ميكرو) آن را به يك انتخاب مناسب براي خانم‌هاي باردار تبديل كرده است. اين تونيك به اندازه كافي گشاد و راحت هست كه خانم‌هاي باردار حتي در ماه‌هاي آخر بارداري هم با پوشيدن آن احساس راحتي كنند. فقط كافي است آن را با يك شلوار بارداري مناسب هماهنگ كنید.

باز هم يك انتخاب مناسب براي فصل پاييز. به خاطر جنس كتان اين تونيك و شلوار در طول فصل پاييز مي‌توانيد روي اين لباس حساب كنيد. البته يك بلوز مناسب انتخاب شما را تكميل مي‌كند. يادتان باشد مدل نيم كلوش اين سارافون اجازه نمي‌دهد برآمدگي شكم شما چندان به چشم بيايد. ضمن اين‌كه كمر كشباف شلوار اين ست هم  باعث مي‌شود با پوشيدن آن احساس راحتي كنيد.

باز هم تونيك  شلوار. سرشانه‌هاي اين تونيك طوري طراحي شده  كه شما با بلند و كوتاه كردن آن به راحتي مي‌توانيد به سايز دلخواه‌تان برسيد. پيلي‌هاي جلوي اين تونيك هم طوري طراحي شده كه بزرگي شكم شما را به راحتي در خودش پنهان مي‌كند. شلوار اين تونيك هم به خاطر كمر كشباف آن براي  خانم‌هاي باردار بسيار مناسب است. همان‌طور كه مي‌بينيد همه چيز براي يك انتخاب مناسب فراهم است.

اين تونيك نخي كلاه‌دار، براي خانم‌هايي كه حتي در دوران بارداري هم  طرفدار تيپ‌هاي اسپرت هستند، يك انتخاب مناسب است، چون علاوه بر ظاهر زيبا و اسپرت، كاملا سبك و راحت است به خصوص اين‌كه پارچه جلوي اين تونيك به خاطر نوع طراحي آن اجازه نمي‌دهد بزرگي شكم شما به چشم بيايد. اگر اين تونيك را مي‌پسنديد براي تكميل شدن تيپ اسپرت‌تان شلوار جين مناسب بارداري را فراموش نكنيد!

اين تونيك نخي را مي‌توانيد با يك دامن مناسب بارداري هماهنگ كنيد. دكمه‌هاي اين تونيك قابل باز و بسته شدن هستند و  همين ويژگي تغيير سايز آن را براي شما امكان‌پذير مي‌كند. كمر كش‌دار اين تونيك هم طوري طراحي شده كه بالاتر از شكم  شما قرار مي‌گيرد. بنابراين نبايد نگران راحتي آن باشيد و بالاخره اين‌كه دو تكه بودن اين لباس هم در روزهاي سرد پاييز گرماي مناسبي را براي شما فراهم كند.

حتي اگر همسر شما يك مريخي تمام عيار باشد، با چند تكنيك ساده مي‌توانيد او را بيشتر بشناسيد و رفتارهايش را رمزگشايي كنيد. قطعا شما هم دوست داريد بدانيد كه همسر عجيب و غريب‌تان واقعا حرف‌ها و حركاتش چه معنايي دارد؛ پس بهتر است كمي بيشتر به دنياي مردانه وارد شويد و بدانيد كه چه رفتارهايي از شما مي‌تواند چه تاثيراتي روي همسرتان و رفتارهايش بگذارد. قبل از هر چيز بايد تمام تصورات عاميانه‌تان را در مورد مردها و رفتارهاي‌شان فراموش كنيد و براي كسب يك شناخت واقعي و منطقي از شوهرتان قدم برداريد.

پيش‌داوري ممنوع!

پيش‌فرض‌هاي بي‌معنا را كنار بگذاريد. هيچ‌وقت نگوييد «مردها خودخواهند»؛ «مردها هيچ‌چيز نمي‌فهمند» و... شما نمي‌توانيد به‌خاطر تفاوت‌هايي كه در نشان دادن احساسات، رفتارهاي‌تان و حتي شيوه تصميم‌گيري‌تان داريد او را متهم كنيد. به جاي اينكه چنين تصورات عاميانه‌اي را مطرح كنيد، سعي كنيد همسرتان را بشناسيد. اگر به او يك شاخه گل مي‌دهيد و بازخوردي نمي‌گيريد به جاي تكرار اين حرف‌ها سعي كنيد ببينيد كه از چه راه ديگري او عشقش را به شما ابراز مي‌كند. آيا حمايت‌كردن راه اوست يا اينكه شيوه ديگري كه با راه شما متفاوت است را انتخاب مي‌كند؟

تفاوت‌ها را بپذيريد

مردها و زن‌ها متفاوتند و يك راه براي رمزگشايي رفتارهاي مردها، پذيرش واقعي اين تفاوت است. براي مثال مردها زياد در مورد احساسات‌شان حرف نمي‌زنند و حتي اغلب‌اوقات وقتي با آنها در اين مورد صحبت هم بكنيد واكنش دلخواه‌تان را نمي‌گيريد يا اينكه مردها ترجيح مي‌دهند بعد از برگشتن از سر كار چند دقيقه‌اي به حال خودشان رها شوند، پس در اين شرايط اگر براي صحبت كردن اصرار كنيد قطعا واكنشي كه انتظار داريد را دريافت نخواهيد كرد. اين تفاوت‌ها را بپذيريد و روي همسرتان براساس همين تفاوت‌ها قضاوت كنيد.

جرقه‌ها را بزنيد

ارتباط‌تان را با پرسيدن سوال آغاز كنيد. مردان زياد اهل شروع كردن مكالمات و روشن‌كردن چراغ ارتباط نيستند. اين به اين معنا نيست كه آنها منزوي يا خودخواهند و بلد نيستند با آدم‌ها ارتباط برقرار كنند بلكه اين تنها يكي از همان تفاوت‌هايي است كه بايد مورد توجه قرارشان دهيد. اگر دوست داريد مردتان در ارتباط با شما فعال عمل كند خودتان جرقه‌اش را بزنيد و بعد ببينيد كه او چطور روي مسيري كه شما انتخاب كرديد پيش مي‌رود. كليد شما تنها يك سؤال است، پس هر زماني كه ديديد حرفي براي گفتن ميان شما نيست از اين كليد استفاده كنيد.

او همین چیزی است که هست

آسان‌ترين راه براي شناخت مردها واژه‌هاي‌شان است. درحالي‌كه زنان‌گاهي يك واژه ساده را به كار مي‌برند و انتظار دارند همسرشان يك تهديد يا معناي پيچيده را از آن استنباط كند. مردها هرگز اين راه را نمي‌روند؛ آنها چيزي را مي‌گويند كه واقعا مي‌خواهند بگويند. اگر مي‌گويد خسته است پس خسته است. اگر مي‌گويد دوست‌تان دارد پس دوست‌تان دارد. كمتر مردي است كه براي حرف زدنش يك كد‌گذاري پيچيده طراحي كند پس اگر او چيزي مي‌گويد كه متوجهش نمي‌شويد به جاي تلاش براي رمزگشايي از او بخواهيد كه در مورد منظورش بيشتر توضيح دهد. مطمئن باشيد كه او با توضيحات بيشتر همه ابهامات‌تان را برطرف خواهد كرد.

پيش‌بيني كنيد

سعي كنيد واكنش‌هاي همسرتان به رفتارهاي‌تان و همين‌طور مسائلي كه در زندگي پيش مي‌آيد را بشناسيد. چه رفتاري او را از كوره در مي‌برد و چه حرفي مي‌تواند او را كاملا آرام كند. اين موضوع كمي زمان مي‌برد اما اگر با دقت واكنش‌هاي همسرتان را بررسي كنيد مي‌توانيد در مدت كوتاهي خشمش را كم كنيد و زندگي‌تان را جوري پيش ببريد كه او روزبه‌روز بيشتر احساس آرامش كند و به همين دليل بيشتر عاشق‌تان شود.

به جاي او حرف نزنيد

بگذاريد كه خودش را آن‌طور كه مي‌خواهد شرح دهد. اگر در هر لحظه از صحبت‌كردنش حرفش را قطع كنيد يا اينكه براي كامل‌كردن جمله‌اش تلاش كنيد هرگز او را نخواهيد شناخت. اين اتفاق فقط در لحظاتي كه او مستقيما در مورد خودش و احساساتش حرف مي‌زند نمي‌افتد بلكه شما مي‌توانيد در تمام لحظاتي كه او در مورد اجتماع، كار، دوستان، خانواده و خودش صحبت مي‌كند به ديد او نسبت به زندگي پي ببريد و بيشتر با آنچه واقعا هست، آشنا شويد.

رويا بافي نكنيد

ممكن است شما به انتظار اين‌كه همسرتان روزي تغيير مي‌كند با او ازدواج كرده باشيد و بعد از ازدواج از او بخواهيد كه تغييراتي در شغلش، درآمدش، رفتارش يا حتي ظاهرش اعمال كند. اگر همسرتان حاضر باشد براي رضايت شما هر كاري بكند، ممكن است اين خواسته شما را هم بپذيرد و براي اعمال اين تغييرات به شما وعده‌هايي هم بدهد اما درست زماني كه همسرتان موفق به عملي كردن هيچ كدام از قول‌هايش نمي‌شود، زندگي شما وارد يك سراشيبي خطرساز مي‌شود و از خود مي‌پرسيد چرا او با وجود اين‌كه نمي‌تواند سر قولش بماند مدام به شما وعده ساختن آينده‌اي متفاوت را مي‌دهد؟ اگر قرار است ازدواج كنيد يا اين‌كه ازدواج كرده‌ايد، بايد همسرتان را همانطور كه هست بپذيريد. شايد او در جزئيات به مرور زمان تغييراتي بكند اما هرگز در ويژگي‌هاي اصلي شخصيتي يا شيوه زندگي او نمي‌توانيد تغييرات بزرگي را ايجاد كنيد. 

او اعتراف نمي‌كند

همه مردها اينطور نيستند اما بسياري از آن‌ها از اعتراف به اشتباهات و شكست‌شان مي‌ترسند. اگر همسرتان اشتباهي كرده اما به سختي حاضر به عذرخواهي مي‌شود، گمان نكنيد كه او متوجه كار نادرستش نشده او فقط از اين‌كه قدرتش را از دست بدهد و مثل يك بازنده مقابل شما جلوه كند مي‌ترسد. سعي كنيد با آرامشي كه بعد از صلح شما برقرار مي‌شود به او بگوييد كه گاهي به همين جمله ببخشيد و متاسفم احتياج داريد و اين جملات ساده مي‌تواند اعتماد شما را به منطق او بيشتر كند اما هرگز در لحظه اتفاق روي اين موضوع كلنجار نرويد و تنش‌ها را بيشتر نكنيد.

مردها ريزبين نيستند

به اطلاعاتي كه در مورد آدم‌ها به شما مي‌دهد چندان تكيه نكنيد. مردها هرگز نمي‌توانند به اندازه زنان ريز‌بين باشند و به همين دليل ممكن است بخشي از اين اطلاعات كه براي شما اهميت حياتي دارد براي‌شان بي‌اهميت بوده و از گفتن‌شان خودداري ‌كنند. سعي كنيد اين توصيف او در مورد آدم‌ها و موقعيت‌ها را تنها به‌عنوان يك پيش‌زمينه باور كنيد و تا زماني كه خودتان با آن افراد يا شرايط روبه‌رو نشده‌ايد در موردشان قضاوت نكنيد. نمي‌گوييم كه آن‌ها هميشه در اشتباه هستند بلكه تنها معتقديم آن‌ها به خيلي از جزئياتي كه براي شما مهم و ارزشمند است توجه چنداني ندارند و براي آن‌ها ظاهر ماجرا همه ماجراست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 9:20  توسط راستین فرحبخش  | 

راهنمای خرید لباس های گرم و نرم

درست همين الان كه اين صفحات را مي‌خوانيد، احتمالش زياد است كه نفوذ سرما را زير پوست‌تان حس كنيد. آسمان ابري و هوايي كه هر روز زودتر از ديروز تاريك مي‌شود به علاوه مقدار قابل توجهي از سرما آغاز زمستان را جار مي‌زنند! ديگر وقت آن است لباس‌‌هاي گرم و زمستانی را مهمان كمدتان كنيد. براي اين شماره توصيه‌هايي داريم كه اول از همه به شما مي‌گويند بهتر است چه چيزهايي بخريد، ثانيا موقع خريد به چه نكاتي توجه كنيد.

 روفرشي بافتني 

چه داخل خانه باشيد و چه خارج از خانه در اين فصل به جوراب‌هايي گرم احتياج داريد.

ممكن است همچنان پوشيدن دمپايي روفرشي را ترجيح بدهيد اما يادتان باشد كه وقتي صبح زود از خواب بيدار مي‌شويد و از رختخواب گرم بيرون مي‌آييد، يك جوراب بافتني خيلي بهتر از دمپايي‌هاي‌تان مي‌تواند شما را گرم كند. هر چه باشد پلاستيك بيشتر از روفرشي بافتني، سرما را به‌خود مي‌گيرد! براي داخل خانه مي‌توانيد از مدل‌‌هاي متنوعي كه به‌صورت بافتني در بازار موجودند استفاده كنيد. معمولا تركيب رنگ اين مدل‌ها زيباست و تنوع زيادي هم دارند اما براي بيرون از خانه هيچ‌چيزي بهتر از جوراب‌‌هاي تو كركي نيست. 

 خريد كفش 

بوت‌ها و نيم‌بوت‌ها كه وارد بازار بشوند، انگار موي مشتري‌ها را آتش زده‌اند. مدل‌ها آنقدر متنوع هستند كه افراد را دچار سردرگمي مي‌كنند. براي خريد كفش‌‌ اگر قدرت مالي‌تان مي‌رسد بهتر است به جاي بوت از نيم بوت استفاده كنيد اما اگر قرار است فقط يك جفت كفش را براي نيمه دوم سال بخريد، بوت را انتخاب كنيد. دليلش هم اين است كه معمولا نيم بوت‌ها پاييزه‌تر هستند. رنگ كفش‌تان هم حتما بايد تيره باشد. مشكي و قهوه‌اي پر طرفدارترين رنگ‌‌هاي كفش‌‌هاي پاييزه و زمستانه‌اند. بهترين جنس براي اين فصل هم چرم است. جنس‌‌هاي ديگر ممكن است بر اثر گرما و سرما ترك بخورند و زود خراب شوند. سعي كنيد كفشي را بخريد كه ارزش هزينه‌اي كه مي‌كنيد را داشته باشد. بعد از پسنديدن مدل مناسب‌تان، فقط يك نكته درباره سايز كفش مي‌ماند. حواس‌تان باشد كه جوراب‌‌هاي اين فصل معمولا ضخيم‌تر هستند. بد نيست كفش‌تان را نيم‌سايز بزرگ‌تر انتخاب كنيد.

  سارافون

سارافون‌ها گزينه‌هاي زيبا و به‌صرفه‌اي هستند. سارافون‌‌هاي این فصل از جنس‌هايي مثل مخمل يا كتان و پشم درست شده‌اند. سارافون‌ها از اين جهت مناسب هستند كه بلوز زيرشان را با توجه به هوا مي‌توانيد ضخيم يا نازك انتخاب كنيد. اين طوري تنظيم دماي بدن‌تان را دچار دردسر نمي‌كنيد و از تعريق بي‌مورد هم جلوگيري كرده‌ايد. از طرف ديگر سارافون‌ها مي‌توانند ايده‌هاي متنوعي براي اين روزها باشند. يك سارافون را با چند به‌اصطلاح زير سارافوني مي‌شود هماهنگ كرد. چه چيزي بهتر از يك ظاهر متنوع!

  مانتوهاي مخملي

از حق كه نگذريم مانتوها نسبت به سارافون‌ها آراسته‌‌تر هستند. سارافون‌ها به‌عنوان گزينه‌هاي دم دستي و هنري انتخاب‌‌هاي خوبي به حساب مي‌آيند ولي مانتوها يك چيز ديگرند! به‌خصوص مانتوهاي پاييزي كه به خاطر جنس‌شان معمولا شق و رق هستند و زيبا بودن‌شان 2 برابر مي‌شود. جنس اين مانتوها بيشتر از كتان با درصد بالا يا مخمل است. مخمل‌‌هاي كبريتي (پارچه‌هايي كه طرح راه راه دارند) با رنگ‌‌هاي تيره‌اي مثل مشكي، سرمه‌اي يا قهوه‌اي براي اين فصل هم گرم هستند و هم زيبا. سعي كنيد موقع خريد، لباسي نسبتا ضخيم به تن داشته باشيد تا در مورد سايز مانتو دچار مشكل نشويد.



 مانتوي بافت يا پانچو؟ 

به غيراز اين 2 مورد (مخمل و كتان) مانتوهاي بافت و پانچوها هم براي اين فصل در بوتيك‌ها وجود دارند. در مورد پانچوها دست‌تان براي انتخاب كاملا باز است چون با وجود تشابه مدل‌ها، طرح پارچه‌ها خيلي متنوع است. پانچوها گزينه‌هاي محبوب خيلي از خانم‌ها هستند چون به بيشتر خانم‌ها مي‌آيند اما در مورد مانتوهاي بافت به يك نكته توجه كنيد. اين مانتوها معمولا گشاد مي‌شوند. به‌خصوص اگر بافت‌شان درشت بوده و جنس‌شان حالت كشي داشته باشد. معدود مانتوي بافتي پيدا مي‌شود كه اين ويژگي‌ها را داشته باشد و با اين حال به‌اصطلاح جا نيندازد. هيچ‌چيزي هم بدتر از دفرمه شدن لباس نيست. مهم نيست چقدر مانتوهاي بافتني را دوست داريد اما تا زماني كه از كيفيت جنس‌شان مطمئن نشده‌ايد سراغ خريدشان نرويد. بافت‌‌هاي ريز كه جنس كامواي‌شان كمي زبر است و كش نمي‌آيد، معمولا جزو جنس‌‌هاي با كيفيت هستند كه سايزشان تغييري نمي‌كند. بافتني‌ها را به هيچ وجه نبايد با آب داغ شست. بافتني‌هايي كه احتمال رنگ دادن دارند را با آب سرد بشوييد و آن‌هايي كه خيال‌تان از بابت رنگ‌شان راحت است را با آب نيم گرم بشوييد تا خراب نشوند.

وقتی یک خانم باشی و توی هیات همیشه از در پشتی وارد شده باشی و نتوانی موقع روضه بلند گریه کنی و نتوانی آن طور که دلت می خواهد سینه بزنی و نتوانی صدایت را بالا ببری، حتما سراغی از مجالس زنانه عزاداری می گیری. ممکن است انتظارت از چنین مجلسی فقط راحتی جا و ساعتش باشد یا فضای زنانه تر یا حتی روضه های هماهنگ تر با خلقیات زنانه. هرچه که باشد، همین ها باعث به وجود آمدن مجالس زنانه مولودی و عزاداری و قرآن خوانی در خانه ها شده. 

به گزارش برترین ها هرچند سابقه این جور مجالس کم از سابقه مجالس مردانه ندارد، اما مثل خیلی چیزهای دیگر در این سال های اخیر، خلاقیت بودار سنت های بعضی از این مجالس را هم تغییر داده. درحالی که خانم جلسه ای های سنتی و قدیمی دارند مثل همیشه کارشان را می کنند، خانم جلسه ای های ورژن جدید، رسوم جدیدی را به وجود آورده اند و مجالسی برگزار می کنند که در آن قرآن، مداحی اهل بیت(ع) و دین در اولویت های دورتری قرار می گیرند و جایشان را به چیزهایی داده اند که دقیقا در همان دین مذموم شناخته شده؛ ماجرایی که حتی صدای صنف خانم های جلسه ای را هم درآورده.

گوش تا گوش هال و پذیرایی خانه را زن ها پر کرده اند. یکی در میان زن های میانسال هستند و دخترهای جوان. همگی با لباس رسمی مشکی نشسته اند و برق پولک و منجوق و سنگ های روی لباس هایشان با برق انگشترهای دانه درشت شان هماهنگ است. میزبان چند تا خانم را استخدام کرده تا ظرف ها پیوسته از حلوا و میوه پر بمانند. 

بالاخره هم در باز می شود و «خانم جلسه ای ورژن جدید» وارد می شود با یک چادر عربی حریر اسود و پوشیه ای که تمام صورتش را پوشانده شبیه یک هیبت سیاه است. خانم دیگری که پشت سرش وارد می شود هم سیاه پوشیده، اما پوشیه نزده، خانم ها همه بلند می شوند و خانم جلسه ای چادرش را بیرون می کشد؛ از زیر آن هیبت، پرزرق و برق ترین لباس و درشت ترین انگشتر و غلیظ ترین آرایش مجلس می زند بیرون. خانم جلسه ای می نشیند و جلسه شروع می شود.

ورژن تهران 90

جلسه های با این حال و هوا، سابقه زیادی ندارند جلسات زنانه روضه قدمتی به اندازه همان جلسات مردانه دارند و بانیان و مداحان آنها مثل جلسات عمومی، دوستداران اهل بیت بوده اند. تغییرات چند سال گذشته در مداحی و برنامه های مذهبیف جلسات زنانه را هم گرفتار کرده و حالا نوع جدیدی از جلسه ها برگزار می شود که محور آن خانم جلسه ای ورژن جدید است.

به گزارش برترین ها این خانم جلسه ای ها، پا به جلسات معمولی مداحی و مولودی در جنوب شهر نمی گذارند. آن ها منطقه فعالیت مشخص دارند و جز چند منطقه خاص، جای دیگری نمی روند. خانم «غ» قبل از هر سوالی، می پرسد: «جلسه تون کجاست؟ من فقط حوالی سعادت آباد و شهرک غرب می یام. اگر جای دورتر باشه، باید رفت و برگشت رو خودتون تقبل کنید.» منظور او از تقبل کنید، این است که آژانس او را از در خانه بیاورد و بعد از جله هم دوباره برگرداند. یکی از این خانم ها با شنیدن نام محله پیروزی (از محلات جنوب شرق تهران) فوری می گوید نمی آید و قطع می کند. 

غیر از اینکه محلات شمال شهر معمولا جیب آنها را پرتر می کنند، قضیه کلاس کار هم هست که باعث می شود بعضی از خانم جلسه ای ها از خط مرزی شمال تهران پایین تر نیایند. این خانم جلسه ای ها، کارت هم دارند و شماره موبایل را همراه با خدماتی که ارائه می کنند(!) روی کارت نوشته اند. روی کارت خانم «آ» که از خانم های معروف شمال غرب تهران است، نوشته «قرآن و احادیث همراه با تفسیر و ترجمه، مداحی اهل بیت، مولودی همراه با گروه دف و سیستم صوتی. فقط شمال تهران. با هماهنگی قبلی. تلفن...»

پیاز به اندازه کافی

تقریبا هیچ شرط خاصی وجود ندارد، حتی صدای خوب. کافی است بلد باشند اشک جماعت را دربیاورند. این ترفند حتما هم ذکر خشونت یزیدیان و مظلومیت طفل شش ماهه نیست؛ گاهی گفتن از سختی های روزگار و دخترهای ترشیده و پسرهای معتاد و شوهرهای دیوصفت، خیلی اشک آورتر به نظر می رسد! این طوری است که حتی تفسیر قرآن و احادیث هم به نفع زن های ستم کشیده می شود و از حادیث هم آنهایی انتخاب می شوند که منظور خانم جلسه ای ورژن جدید را برسانند. 

در کنار این تفاسیر بشارت دهنده، تعداید آیه و حدیث انذار کننده و ترساننده هم گفته می شود که جلسه جدی شود. این جور روایت ها معمولا دور و بر غیبت، تهمت و دروغ گفتن می چرخد و سعی می شود نوع عذاب های دنیوی و اخروی آن ها با جزئیات کامل و فضاسازی درمورد قبر و جهنم گفته شود تا کسی نماند که متنبه نشده باشد. اغلب هم به محض تمام شدن موعظه ها بساط غیبت راه می افتد.

بعضی وقت ها حرف های خانم های جلسه ای رنگ و بوی سیاسی هم می گیرد. بعضی از جلسات هم با همراهی یک خانم و چند ساک بزرگ از لباس و چیزهای دیگر برگزار می شود که از کیش، قشم، دوبی یا ترکیه جنس آورده و به قیمت مناسب می فروشد. بعضی های دیگر هم وارد حوزه روحانیون می شوند و استخار می کنند و ذکر یاد می دهند. 

این ورود گاهی تا حد مرجع تقلید هم پیشرفت می کند و خانم جلسه ای فتواهایی هم صادر می کند که همیشه هم شبیه فتاوی رسمی نیستند. یکی دیگر از کارکردهای این جور جلسات هم پیداکردن زن خوب برای پسرها و دیده شدن دخترهاست. بعضی از خانم جلسه ای ها خودشان این وظیفه را هم به عهده می گیرند و در جلسات مختلف اسامی و مشخصات دخترهای حاضر و پسرهای غایب را می نویسند و به هم وصل می کنند تا مشکل همه جوانان حل شود؛ آمین!

دین و ایمون به دله

خانم «ر» می گوید «چه فرقی دارد؟ من به جای عربی قرآن، فارسی اش را می گویم. حالا یک خرده هم ساده اش می کنم که بفهمند.» او آیا عربی قرآن را می خواند و بعد از هر دری سخنی می گوید. او معتقد است حرف هایی که می زند حاصل سال ها کار مداوم او روی قرآن و احادیث است؛ «مگه همه چیز به تحصیلاته؟ یعنی من که 20 ساله دارم با قرآن زندگی می کنم، کمتر از اونی که چهارسال توی دانشگاه از روی کتاب درس خوانده، می فهمم؟ دین و ایمون به دله.» 

قرائت قرآن در این جلسات معمولا منحصر به یک سوره انعام یا یاسین است و بعد از آن دعای توسل یا زیارت عاشورا خوانده می شود و مداحی هم در میان دعا و قرآن جا می شود. دست آخر دعاهای کلی و خاصه و مریض های منظور و بالاخره پذیرایی است که تعداد مهمانان در این بخش معمولا دوبرابر می شود. همه مجالس اما این طور نیستند. تا همین چند سال پیش خانم جلسه ای ها، حداثل چند درس خاص را در حوزه علمیه خوانده بودند و از مساجد محل مجوز برای تبلیغ داشتند. هنوز هم تعداد زیادی از این خانم ها وجود دارند که در جلسات ساده تر و واقعی تر حاضر می شوند. 

برخلاف خانم جلسه ای های ژیگول، خانم های قدیمی معمولا مبلغی را شرط نمی کنند. درحالی که خانم «آ» که در محدوده شهرک غرب و سعادت آباد اسم و رسمی دارد، برای یک ملودی همراه با گروه دف بین 700 تا 800 هزار تومان را شرط می کند. خانم های قدیمی به همان پولی که در پاکت گذاشته می شود و توسط صاحبخانه در انتهای مجلس داده می شود، راضی هستند و چانه نمی زنند و این کار را وظیفه خودشان می دانند. خیلی هایشان در مسجد، خانه های فرهنگ یا حتی خانه خودشان کلاس قرآن دارند. 

این زنان مداح، بدجوری از خانم جلسه ای های مدرن شکایت دارند. یکی از این خانم ها که در محله تهرانپارس می نشیند، می گوید «مثلا مجلس روضه است، اما چنان باند و اکویی می آورند که تا سه کوچه آن طرف تر صدای چهچه شان شنیده می شود. آن وضع آرایش و آن لهو و لعب هایی که به بهانه مولودی انجام می شود، دست کمی از یک عروسی مجلل ندارد من نمی دانم در چنین مجلسی چطور ممکن است یادی از قرآن هم بشود!»

مسجد از کدام طرف است؟

درحالی که همه معترف اند زن ها می توانند تعیین کننده دینداری نسل های بعدی باشند، کسی کاری به جریاناتی که در این جلسات می گذرد، ندارد. سفره های پرزرق و برق به بهانه سفره حضرت عباس(ع) و خرافات و دروغ ها به جای اصول دین و حرف های تاثیرگذار به جای به درد بخور، به راحتی راهش را به خانواده ها باز می کند؛ شاید برای همین ها با شد که این جلسات کمتر می توانند جوان ها را جذب کنند. هرچند دفاتر مساجد در چند سال اخیر سعی کرده اند با ساماندهی و مجوزدادن به خانم های مبلغ و گذاشتن چند جلسه موضوعی و نظرسنجی برای آنها ماجرا را تحت کنترل خودشان دربیاورند، اما مشکل اصلی را که خانم های بدون مجوز اما اسم و رسم دار هستند، حل نکرده اند. 

این وسط ماه محرم هم بهانه ای شده که خیلی هایشان را به پول یا اعتبار و معروفیت برساند. تا وقتی که دوباره یک تیتر در روزنامه ها درمورد دستگیری خانم جلسه ای کذاب یا جلسات انحرافی یا دزدی منتشر شود و  همه باز یادشان بیاید پشت درهای بسته خانه های زیادی به هانه دین حرف هایی زده می شود که هیچ سنخیتی با دین ندارند.



بازار کار

خانم، جلسه ای چند؟

قیمت ها از بالا تا پایین شهر خیلی متفاوت است و به همین تناسب، زرق و برق مراسم و خدماتی که ارائه می شود. اینها نمونه هایی از منوهایی است که ارائه می شوند.

5 هزار تومان

حداقل پولی که به یک خانم جلسه ای می دهند. موقعیت خانه، وضعیت مالی صاحبخانه، اسم و رسم و سابقه و قدمت جلسه، کلاس کار خانم جلسه ای و البته از همه مهم تر قناعت و سادگی خانم جلسه ای مشخص کننده این مبلغ است.

400 هزار تومان

حداکثر پولی که ما شنیده ایم به یک خانم جلسه ای بدهند. این فقط دستمزد خود خانم مداح است و هزینه های دیگر مثل دستگاه اکو و همراهان خانم و آژانس و چیزهای دیگر به این مبلغ اضافه می شود.

70 نفر

معمولا جلسه مداحی را برای حدود 70 نفر برگزار می کنند. مهمان های اصلی، دوستان هم جلسه ای در جلسات دیگر هستند. رده دوم متعلق به همسایه هاست و رده سوم فامیل است.

10 هزار تومان

هزینه تقریبی برای هر نفر در یک جلسه مداحی عصرانه (پذیرایی چای و میوه با خرما یا حلوا) است که با حساب 70 نفر مهمان می شود 700 هزار تومان.

25 هزار تومان

هزینه تقریبی برای هر نفر در یک جلسه مداحی زنانه به صرف ناهار یا شام و همراه با پذیرایی قبل یا بعد از آنکه با حساب 70 نفر مهمان می شود یک میلیون و 750 هزار تومان.

200 هزار تومان

مجالس مداحی زنانه که با کمک اهالی برگزار می شوند، با همین قدر هزینه سر و ته شان هم می آید. این طور مجالس را معمولا خانم های با سابقه و قدیمی محل برگزار می کنند و اهالی خودشان از قبل برای مجلس نذرهایشان را می دهند. به این ترتیب صاحب مجلس فقط مسئول چای و قند و هزینه خانم جلسه ای و رفت و روب خانه است.



روایت اول

من راضی هستم

یک خانم جلسه ای نسبتا جوان، لیسانس الهیات، دو سال تحصیل در حوزه علمیه خواهران، معلم قرآن در مسجد برای خانم ها و بچه ها، دارای مجوز تبلیغ از مسجد، ساکن پیروزی.

*سلام.

سلام. بفرمایید؟

*می خواستم بدونم شما برای 11 محرم وقت دارین؟

شب یازدهم یا روزش؟ روزش رو جایی قبلا وعده کردم. اگر غروب روز قبلش رو بخواین، می توانم خدمت تون برسم.

*باشه. شب یازدهم هم خوبه. شما هرجا باشه، تشریف میارین؟ خونه ما سمت فرمانیه است.

اوووووووه! فرمانیه؟! نه بابا. خیلی دوره. من همین دور و بر خودمون می رم. شرمنده.

*خب منزل مادرم پیروزی یه، اونجا می گیرم. میاین؟

پیروزی؟ بله خب، میام چه طور مجلسی هست؟ قرآن می خونین؟ زیارت عاشورا، مداحی، برنامه تون چیه؟

*هرچی شما بفرمایین. من دلم می خواست یه ختم انعام داشته باشیم، یه دعای توسل. اما شما بهتر می دونین.

خب تو محرم دیگه معمولا به جای دعای توسل، زیارت عاشورا می خونن. قرآن را می خونم،  بعد زیارت عاشورا و بعد هم یه خرده مداحی می کنم. البته اگر بخواین شام بدین. وگرنه زودتر تمومش می کنم.

*بله، شام می دیم.

چند نفر هستن خانم ها؟ جوونن؟ قرآن خون هستن؟

*بله. خودمون انعام رو می تونیم بخونیم. 40-30 نفر هم بیشتر نیستیم.

پس من یه تفسیر قرآن کوتاه هم می گم.

*بلندگو هم لازم دارین؟

نه دیگه، 40 نفر که بلندگو نمی خواد. آروم بشینن، همه می شنون.

*شما هزینه رفت و آمد رو هم می گین؟

(کمی مکث) من عادت ندارم هزینه بگم؛ هرچقدر بدین، من راضی هستم. خدا ایشالا از هردومون قبول کنه.

*حالا شما یه مبلغی بدین. من اصلا نمی دونمن این مراسم ها چطوریه. اولین باره برگزار می کنم.

خب از دیگران که قبلا برگزار کردن بپرسین. از هرکی شماره منو ازش گرفتین.

*حالا خودتون بفرمایین دیگه.

خب... معمولا خانم ها بین 20 تا 40 هزار تومن می ذارن توی پاکت و می دن. شما اینو هم ندی، برای من مساله ای نیست.

*خدا خیرتون بده. در خدمت تون هستیم ان شاءالله. آدرس رو یادداشت می کنید؟



روایت دوم

آژانس من و همکارام

یک خانم جلسه ای ورژن جدید، نسبتا مسن، بدون تحصیلات خاص حوزوی و دانشگاهی، به جز رفتن به جلسات کار دیگری ندارد، ساکن اکباتان.

*سلام.

سلام. بفرمایید؟

*برای یه جلسه تماس گرفتم، دعوت تون کنم تشریف بیارین.

شماره منو از کی گرفتین؟

*کارت تون رو دیدم. خواهرم تو یه جلسه ای گرفته بودن.

بفرمایید.

*برای روز یا شب یازدهم محرم می خواستم ببینم...

نه خانوم! من تا 15 محرمم پر شده. اربعین هم وقت دادم.

*خب چه روزی وقت دارین؟ 16 محرم خوبه؟

ظهر؟ یا عصرونه؟

*ظهر. ناهار می دم.

کجا می شینین؟

*ساکن آزادی هستیم.

آزادی؟ مگه کارت رو ندیدی؟ من فقط سمت سعادت آباد و شهرک غرب می رم.

*رفت و آمدش رو خودم تقبل می کنم.

رفت و آمد که به هر حال با خودتونه، اما من این سمت کار نمی کنم. امر دیگه ای ندارین؟

*خب خونه مادرم می گیرم که تو ایران زمینه. خوبه؟

چند نفر هستین؟ چند ساعته؟ نذری، چیزی دارین؟

*فکر کنم حدود 40 نفری بشیم. از 11 تا 1 که بعد هم ناهار باشه. برنامه هم هرچی شما بفرمایین.

خب پس اکو لازم دارین. اول با قرآن شروع می کنیم که من یکی از خانم های همکارم رو میارم برای قرآن، خیلی کارش خوبه، تفسیر هم می گه. بعدش خودم زیارت عاشورا می خونم و مداحی می کنم و یه سینه زنی کوتاه و تموم. این می شه دو ساعت برنامه.

*هرچی شما بفرمایین. هزینه اش رو هم می شه بگین؟

خودم 400 تومن می گیرم، قرآن خونم هم 100 تومن. اکو رو هم یا خودتون تهیه کنید، یا اگر ندارین، من میارم که 150 تومن هم کرایه اونه. آژانس من و هکارم هم با شماست.

*چشم.

شما چون جلسه اول تونه، من 50 تومن از دستمزد خودم رو تخفیف می دم بهتون. فقط حواس تون باشد تو مجلس تون بچه شیرخوار نباشه، پسربچه بیشتر از 5 سال نباشه، مرد هم به هیچ وجه نباید بیاد و بره.

*چشم. آدرس رو یادداشت می فرمایین؟

آن شعرهاي عاشقانه، مردن و زنده شدن براي يك تار موي يكديگر و جدايي فقط با مرگ... لطفا همين‌جا دست نگه داريد.  زندگي زناشويي مثل هر گياه تازه‌رسته‌اي نياز به مراقبت دارد و اگر مراقبت از آن را رها كنيد آفت‌هايي كشنده تمامي اين خاطره‌هاي خوب را تبديل به يك افسانه خواهد كرد.  هر زن و مردي وقتي اسم خيانت را مي‌شنوند واكنش بسيار تندي نسبت به آن نشان مي‌دهند اما با ناديده گرفتن علت‌هاي خيانت نمي‌شود انتظار يك زندگي آرام و دوستانه را داشت.  ما سعي داريم در هر شماره شما را با دلايل خيانت و شناسايي و اصلاح آن آشنا كنيم تا با اين موضوع بتوانيد به‌راحتي كنار بياييد. براي شروع نشانه‌هاي خيانت را براي‌تان شرح داده‌ايم تا چشم‌هاي‌تان را در مقابل اين نشانه‌ها باز نگه داريد. 



تغییر لباس

اگر همسر شما از آن دسته افرادي است كه خيلي به ظاهر خود توجه نمي‌كند اما ناگهان تبديل به يك فرد خوش‌لباس شده اين يك هشدار جدي براي شماست.  استفاده از عطرهاي خوشبو و لباس‌هاي زيبا و مرتب، به آينه نگاه كردن نشانه‌هاي خوبي نيستند.  اگر كمد لباس همسرتان بيشتر از گذشته لباس‌هاي متنوع دارد بهتر است سرسري از اين موضوع نگذريد. 



بهانه گیری بر سر غذا

اگر همسرتان مدام غذا بهانه مي‌گيرد و اغلب به دليل معده حتي غذاي مورد علاقه‌اي كه برايش پخته‌ايد را نمي‌خورد، بدانيد كه او با فرد ديگري قرار ملاقات داشته كه با او غذايش را صرف كرده و باز هم يك هشدار و نشانه براي شماست كه بايد دست به كار شويد. 



بوی یک عطر آشنا

زنان در اين موضوعات گيرنده‌هاي بسيار عجيبي دارند.  اگر به تازگي بوي عطري ناآشنا را از لباس همسرتان حس كرده‌ايد اين نشان مي‌دهد يك جاي كار مي‌لنگد.  از او راجع به اين عطر سوال كنيد، اگر او دست‌پاچه شد بايد فكر راه‌حلي براي اصلاح اين موضوع باشيد. 



سردی ارتباط

اگر همسرتان مدام در مورد بدي ارتباط و پايان گرفتن رابطه‌تان صحبت مي‌كند، نشانه اين است كه او براي ارتباط با فرد ديگر به‌دنبال توجيه قابل‌قبولي است كه خودش را از عذاب وجدان راحت كند.  اين نشانه را هم جدي بگيريد، سردي ارتباط او و اين‌كه كمتر از گذشته با شما حرف مي‌زند نشانه‌هاي يك خيانت هستند كه بايد نسبت به آن‌ها آگاه باشيد.



دروغ و بازهم دروغ 

اين خيلي خنده‌دار است كه مردان فكر مي‌كنند با دروغ مي‌توانند خودشان را از سوال‌هاي زنان خلاص كنند.  به چشم‌هاي مردتان نگاه كنيد و علت ديرآمدن يا تغييرات ديگر را بپرسيد، قدرت تشخيص دروغ مثل يك رادار قوي همه چيز را آشكار خواهد كرد، به همين آساني.



ديرآمدن‌هاي پشت سر هم

اين نشانه بيشتر مربوط به آقايان است.  همسر شما تا ديروقت اضافه كاري مي‌كند تا براي شما زندگي خوبي را تامين كند اما اگر اين دير آمدن‌ها قبلا نبوده و ناگهان اتفاق افتاده مطمئن باشيد دليل ديگري در پشت پرده دارد. ماموريت كاري كه هر هفته بايد انجام شود هم يك هشدار است. براي فهميدن درستي حرف‌هاي او فيش حقوقي او را چك كنيد، اگر بابت اضافه كاري او تغييري در درآمدش به‌وجود نيامده، اين نشان مي‌دهد همسرتان دروغ گفته است. 



استفاده زیاد از کامپیوتر

همسرتان به‌تازگي مدت زمان زيادي را صرف چك كردن اي‌ميل‌هايش مي‌كند؟ اين هم يك نشانه براي اين‌كه نشان دهد بايد هوشيار باشيد.  اگر او بعد از چك كردن اي‌ميل‌هايش سريع آن را پاك مي‌كند حتما دليلي براي اين كار دارد و اين موضوع در مورد تلفن همراهش هم صدق مي‌كند.  اگر داخل پوشه پيام‌هاي همسرتان خالي است اين خالي بودن اصلا نشانه خوبي نيست. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 9:49  توسط راستین فرحبخش  | 

شخصیت تان چه رنگ و بویی دارد؟!

هميشه تست‌هاي شخصيت  از جالب‌ترين تست‌ها براي همه شما بوده است؛ چون به‌طور كلي موضوع شخصيت و اين‌كه شما چه طور انساني هستيد و چه خصوصياتي داريد بسيار جالب است؛ بنابراين در همه جا وقتي به يك تست سنجش شخصيت برمي‌خوريد، بلافاصله به آن جواب مي‌دهيد تا از خصوصيات‌تان باخبرشويد! اما، تا به حال به اين موضوع توجه كرده‌ايد كه، چقدر از اين تست‌ها با خصوصيات شما مطابقت دارند؟ آيا سوال‌هاي اينگونه تست‌ها مي‌تواند سنجش درستي براي شخصيت شما باشد؟ ابتدا، اجازه دهيد يكي از اين تست‌ها را به شما نشان دهيم، اين تست مي‌تواند از روي بوي انتخابي شما، شخصيت‌تان را ارزيابي كند. حالا ببينيد، شخصيت‌تان چه رنگ و بويي دارد!
بوي كلر در استخرهاي بزرگ
  • بوي كباب و همبرگر و...
  • بوي سبزه وگل
  • بوي كرم‌هاي ضد‌آفتاب
  • بوي بچه كوچك

بگو كدام بو را دوست داري  تا بگويم چه شخصيتي داري

توجه كنيد كه فقط بايد يكي از بوها را انتخاب كنيد:

1- بوي كلر در استخرهاي بزرگ: كساني كه به بوي تند و تيز كلر در آب استخر علاقه‌مندند، افرادي مخاطره جو و اهل ريسك‌اند كه مدام به‌دنبال كسب تجربيات جديد هستند، شما عاشق تجربه كردن و در نتيجه شوك‌هاي غيرآشنايي هستيد كه يكباره بر شما فرود مي‌آيد!

2- بوي كباب و همبرگر و...: بودن با خانواده براي شما اهميت فراواني دارد و به‌اين ‌ترتيب هميشه از استرس كمتري نسبت به ديگران برخورداريد. شما تلاش مي‌كنيد تا تمام اوقات فراغت خود را با خانواده بگذرانيد.

3- بوي سبزه و گل: آيا به خاطر مي‌‌آوريد كه هميشه پدرتان را در كارهاي مربوط به گل و گياه يا مادرتان را براي آماده كردن ميز غذا و جمع كردن آن كمك مي‌كرديد؟ كساني كه عاشق بوي چمن‌هاي تازه كوتاه شده يا گل و سبزه هستند، افرادي مسئوليت‌پذير و دلسوزند و هرگز كاري را در نيمه راه رها نمي‌كنند. شما با بوي طبيعت زنده‌ايد و اين شادكامي و سرزندگي، يعني حيات و شما اين حيات به‌دست آمده از طبيعت را با هيچ‌چيز عوض نمي‌كنيد.

4- بوي كرم‌هاي ضد‌آفتاب: شما فردي فعال، برون‌گرا و بانشاط هستيد كه شادترين لحظات زندگي‌تان مربوط به زماني است كه در حال انجام فعاليتي هستيد. يك سحرخيز واقعي كه با اعتمادبه‌نفس بسيار مي‌تواند روز را به‌خوبي آغاز كند!

5- بوي بچه كوچك: بوي شيرخشك بچه هميشه شما را سست مي‌كند و معمولا بوي نوزادان، حسي غريب را در شما زنده مي‌كند؛ حسي كه به واسطه آن، خانواده بيش از همه‌چيز براي‌تان اهميت مي‌يابد. شما همانند مادران خانه‌دار يا مرداني كه عاشق زن و بچه خود هستند، دوست داريد تمام وقت خود را در خانه بگذرانيد و از بودن با نوزاد خود لذت ببريد! بوي خوش شيري كه هميشه از او مي‌آيد، بي‌اختيار شما را به سمت خانه مي‌كشاند تا بهترين لحظات را با او سپري كنيد. شما در خانه بودن، آن هم به دور از هر گونه هياهو و جنجال را به همه چيز ترجيح مي‌دهيد.

به‌نظر شما اين تست چه مشكلي دارد؟ 

آيا اين سوالات مي‌توانند  نوع شخصيت‌تان را بسنجند؟حالا كمي دقيق‌تر به اين تست نگاه مي‌كنيم و  به شرح اشكالات اين تست مي‌پردازيم .

 موضوعي كلي در مورد تست‌هاي شخصيت وجود دارد و آن هم اين است كه هر يك از اين تست‌ها جنبه خاصي از شخصيت را مي‌سنجند و بعد خاصي از شخصيت را مورد بررسي قرار مي‌دهند، چون موضوع پيچيده‌اي مثل شخصيت انسان را نمي‌توان با يك تست و در همه زمينه‌ها مورد سنجش قرار داد.

شما چه بويي را انتخاب كرديد؟ آيا مي‌توان با اين بو خصوصيات شما را به درستي پيشگويي كرد؟ قبل از هر تفسيري روي اين تست، موضوعي كلي در مورد تست‌هاي شخصيت وجود دارد و آن هم اين است كه هر يك از اين تست‌ها جنبه خاصي از شخصيت را مي‌سنجند و بعد خاصي از شخصيت را مورد بررسي قرار مي‌دهند، چون موضوع پيچيده‌اي مثل شخصيت انسان را نمي‌توان با يك تست و در همه زمينه‌ها مورد سنجش قرار داد.

 بنابراين براي هر دسته از خصوصيات و رفتارها، تست‌هاي جداگانه‌اي وجود دارد؛ مثل تست‌هاي پرخاشگري، عزت نفس، درون‌گرايي و برون‌گرايي، خودباوري و...در اينجا سعي شده با بيان فقط 5بو از كل بوهايي كه زندگي شما را در برگرفته كل شخصيت و خصوصيات شما را مورد بررسي قرار گيرد! آيا چنين چيزي امكان دارد ؟

بياييد كمي موشكافانه‌تر مسئله را بررسي كنيم. آيا واقعا بوها مي‌توانند بگويند ما چگونه انساني هستيم؟آيا خاطرات ما در مورد بوهاي مختلف يكسان است؟ چه كسي است كه از كباب خاطره‌اي خوش نداشته باشد و با فهميدن بوي كباب خاطره‌اي از خانواده‌اي دور هم برايش تداعي نشود؟(لطفا به استثناها فكر نكنيد!)چه كسي از بوي طبيعت بدش مي‌آيد؟ در اين هواي آلوده شهري، چه بهتر از اين‌كه در تعطيلات، به دامان طبيعت پناه ببريد تا اين ريه‌ها كمي هم، هواي تميز تنفس كنند؟ آيا همه كساني كه طبيعت دوست هستند، طبق تفسيرات اين تست مسئوليت‌پذير و دلسوزند؟

 اگر انتخاب شما گزينه يك يعني بوي كلر استخرها باشد به اين معني است كه شما فردي ريسك‌پذير بوده و عاشق شوك‌هاي آني هستيد! چند نفر را مي‌شناسيد كه گزينه يك را انتخاب كنند؟ آيا بوي كلر توي استخرها بوي مطبوعي است؟ پس چرا همه از آن شكايت دارند و كساني كه اين بو را انتخاب نكرده‌اند اهل ريسك نيستند؟ منظور از عاشق شوك‌هاي آني بودن چيست؟يعني شما عاشق آن هستيد كه ناگهان به شما بگويند از كارتان اخراج شده‌ايد؟ شوكي بهتر از اين سراغ داريد؟مسئله ديگر، بيان خصوصيات مطلقا مثبت در اين تست‌هاست؟ يعني هر چه در شما جمع شده خوبي است و خصوصيات و رفتارهاي ناپسند، از آن مردماني، در كره ديگر است! 

كاش اين تست‌ها با صراحت نمي‌گفت كه تحقيقات نشان داده‌اند! كدام تحقيقات اين چنين جامع و كامل بوده‌اند كه ثبت جهاني هم شده‌اند! اجازه دهيد در ادامه تستي به شما بدهيم كه با آن بتوانيد يكي از جنبه‌هاي شخصيت خود را بسنجيد؟ در اين تست سعي شده ميزان خود باوري و اعتقاد به‌خود، در شما مورد بررسي قرار گيرد؟ تا بفهميد تا چه ميزان مي‌توانيد خودتان باعث رشد و پيشرفت خودتان شويد؟ صادقانه پاسخ دهيد! سعي نكنيد بهتر از آنچه هستيد به‌نظر بياييد! با خود روراست بوده و باور و اعتقاد واقعي خود را انتخاب كنيد.
چند نصيحت دوستانه

رمز توفيق و خودباوري و پيشرفت اين است كه چه ميزان خواستار تحقق آن هستيد. به همين دليل است كه عقايد و باورهاي شما در زندگي داراي اهميت است. خودباوري و پيشرفت آسان‌تر خواهد شد اگر باور داشته باشيد:

1- شما انتخاب‌كننده هستيد. (عبارت شماره 10)
2- يادگيري و پيشرفت آنقدر با اهميت هستند كه نمي‌توان آن‌ها را به شانس و تصادف واگذار كرد. (عبارت شماره 7)
3- خوش باوري و رضايت از خود، بزرگ‌ترين آفت رشد و خود باوري مداوم است. (عبارت شماره 8)
4- ياد گرفتن از موفقيت‌ها اهميتي برابر با ياد گرفتن از اشتباهات دارد. (عبارت شماره 11)
5- هميشه راه‌ها و امكاناتي براي بهبود وجود دارد. (عبارت شماره 16)
6-هر روز چيز جديدي مي‌توان آموخت. (عبارت شماره 18)
7- هر چيزي محصول يادگيري‌هاي خود ماست. (عبارت شماره 2)
8- كليد رشد و پيشرفت در دست خود ماست. (عبارت شماره 17)

البته آنچه شما باور داريد محصول يادگيري و تجربيات قبلي شما طي سال‌هاست اما اين بدان معنا نيست كه باورهاي شما براي هميشه تثبيت شده و قابل تغيير نيست. عقايد قابل تغيير و اصلاح پذيرند. 2 راه براي تغيير و تعديل باورهاي‌تان وجود دارد: اول، بي‌اعتنايي و بي‌توجهي به برخي باورها و تحت فشار قرار دادن خودتان براي دنبال كردن فعاليت‌هاي جديد است. در اين صورت مي‌توانيد اميدوار باشيد كه تجربيات جديد شما باعث خواهد شد كه ارزيابي مجددي از باورهاي‌تان در مورد ارزشمندي چيزها داشته باشيد. دوم: مي‌توانيد بعضي از باورهاي‌تان كه مانع پيشرفت است، مورد حمله مستقيم قرار دهيد. يادتان نرود كه براي رسيدن به‌خودباوري و پيشرفت حاصل از آن، نخست بايد به‌خود توجه كنيد به اين منظور كه ديگران را پس از خود موردتوجه قرار دهيد. ديگر اين‌كه براي بهبود عملكرد خود بكوشيد، آگاهانه در جست‌وجوي فرصت‌هاي يادگيري باشيد، راهي را كه براي يادگيري پيموده‌ايد، حاصل شانس و تصادف ندانيد، نيازهاي خود را ارزيابي كنيد، هدف‌هاي خود را مشخص كنيد، موفقيت‌هاي خود را ارزيابي كنيد، براي تجربه كردن امور جديد و متفاوت بكوشيد، آن‌چه را آموخته‌ايد به كار ببنديد و ناراحتي كوتاه مدت را به خاطر جذابيت يادگيري بلندمدت تحمل كنيد.

1 – افراد دارای هوش هیجانی پایین

برترین ها به نقل از ماهنامه سپیده دانایی: تحقیقات روان شناسان در دهه های اخیر ثابت کرده که تنها هوشبهر (IQ) برای موفقیت در زندگی کافی نیست، بلکه ما برای داشتن یک زندگی خوب و خشنودکننده به نوع دیگری از هوش یعنی هوش هیجانی نیازمندیم. روان شناسان، هوش هیجانی را به صورت توانایی شناسایی احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایزگذاشتن میان آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال تعریف کرده اند. افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، دارای ویژگی هایی هستند که زندگی با آنها را بسیار مشکل می سازد. از مهم ترین این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

*بروز ندادن احساسات

*توجه نکردن به احساسات دیگران

*ناتوانی در مقابله با هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب و... (اغلب این افراد قادر به کنترل خشم خود نیستند)

*مقابله ناکارآمد با مسائل و مشکلات زندگی روزمره

*ناشادی و بدبینی کلی

2 – افرادی که هنوز درگیر روابط قبلی شان هستند

اگر هربار که فرد موردنظرتان را می بینید، حتما یکی دو خاطره از نامزد یا همسر قبلی اش تعریف می کند، اگر هنوز هم موقع صحبت کردن درباره زندگی مشترک قبلی اش بغض می کند یا به نحو شدیدی مشوش می شود، یا اگر هنوز به هر دلیلی ارتباط خود را با همسر سابقش قطع نکرده است، بدانید که آمادگی شروع رابطه جدیدی را ندارد. 

فرد آسیب دیده در این موارد، یا کسی را به عنوان همسر انتخاب می کند که ویژگی هایش کاملا مخالف خصوصیات همسر سابقش باشد، یا فردی را انتخاب می کند که ویژگی هایی کاملا مشابه همسر قبلی داشته باشد. دلیلی دیگری که ممکن است موجب انتخاب شده باشد، فرار از هیجانات منفی پس از جدایی است. به هر حال آنچه مسلم است، این است که شما به خاطر خودتان و بر مبنای ویژگی های فردی تان انتخاب نشده اید. اگر فرد موردنظرتان از شریک سابق خود جدا شده و طلاق را تجربه کرده است، برای کنارآمدن با شرایط جدیدش به زمان نیاز دارد.

3 – افراد مبتلا به اختلالات جنسی

باربارادی آنجلیس در کتاب «آیا تو آن گمشده ام هستی» اختلالات جنسی را به سه دسته تقسیم کرده است:

1 – اعتیاد و اشتغال ذهنی مدام به روابط جنسی

2 – عدم عزت نفس و نجابت جنسی

3 – مشکل اجرای عمل جنسی

مهم ترین دسته این اختلالات که پیش از ازدواج می توان به آن ی برد، عدم عزت نفس و نجابت جنسی است. اگر فرد موردنظر شما در ارتباطات خود باجنس مخالف حریمش را رعایت نمی کند، اگر احساس می کنید بیش از حد با دیگران گرم می گمیرد یا رفتار و پوشش وی با فرهنگ ما سازگار نیست، یا اگر همیشه درباره افراد جنس مخالف اظهارنظر می کند، بدانید مشکلی وجود دارد. متسافانه احتمال اینکه افراد پس از ازدواج این عادت نامطلوب را ترک کنند، بسیار کم است.

4 – افزادی که به بلوغ عاطفی نرسیده اند

متاسفانه بسیاری از ما فکر می کنیم همین که همسر آینده مان به بلوغ جسمانی رسیده باشد، برای تشکیل زندگی کافی است. غافل از آنکه رسیدن به بلوغ عاطفی و اجتماعی نیز به همان اندازه بلوغ جسمی مهم است. همان طور که در مورد شهاب دیدیم، این گونه افراد مستقل نشده و به شدت به دیگران (خانواده یا دوستان) وابسته اند و بدون کمک آنها قادر به تصمیم گیری نبوده و به هیچ وجه مسئولیت پذیر نیستند. همه این ویژگی ها، زندگی کردن با این افراد را مشکل می سازد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 9:17  توسط راستین فرحبخش  | 

عشق واقعي 20 نشانه بیشتر ندارد

اگر گشت كوتاهي در اينترنت بزنيد يا اين‌كه چند ايميلي كه به تازگي براي‌تان رسيده را باز كنيد، قطعا با تعداد زيادي از اين تست‌ها روبه‌رو مي‌شويد؛ تست‌هايي كه مي‌خواهند ميزان عشق يا صداقت شما را بسنجند و گاهي آنقدر جالب هستند كه باورشان مي‌كنيد اما اگر كمي بيشتر به اين سوال‌ها دقت كنيد، مي‌بينيد كه هيچ ارتباط منطقي ميان آن‌ها و اتفاقي مثل دوست داشتن وجود ندارد. اگر مي‌خواهيد واقعا ميزان علاقه به همسر‌تان را تخمين بزنيد، ‌راه بهتري را به شما پيشنهاد مي‌كنيم. ابتدا در اين 2 صفحه، با يك خودآزمون شامل 5 سوال آشنا مي‌شويد كه از همان تست‌هايي است كه در اينترنت مي‌بينيد اما در صفحات بعد، به نشانه‌ها مي‌پردازيم؛ 20 نشانه يك عشق واقعي. اگر شما تعداد زيادي از اين نشانه‌ها را در خود‌تان مي‌بينيد، بايد به آينده رابطه با همسرتان اميدوار باشيد و به رابطه‌اي كه ساخته‌ايد افتخار كنيد.



  سوال اول:شما به طرف خانه كسي كه دوستش داريد مي‌رويد.2راه براي رسيدن به آن‌جا وجود دارد:
  • يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي‌رساند ولي خيلي ساده و خسته‌كننده است.
  • اما راه دوم به‌طور قابل ملاحظه‌اي طولاني‌تر ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوب‌تان انتخاب مي‌كنيد؟ راه كوتاه يا بلند؟

 جواب سوال اول: جاده نشان‌دهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كرده‌ايد زود و آسان عاشق مي‌شويد ولي اگر راه طولاني را انتخاب كرده‌ايد به آساني عاشق نمي‌شويد.



 سوال دوم:در راه 2 بوته گل رز مي‌بينيد؛ يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد. شما تصميم مي‌گيريد ۲۰ شاخه از رزها را براي او بچينيد،چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي‌كنيد؟ 

(مي‌توانيد يا همه را به يك رنگ يا تركيبي از 2 رنگ انتخاب كنيد)

  جواب سوال دوم: تعداد رزهاي قرمز نشان‌دهنده آن است كه در يك رابطه چقدر از خود‌تان مايه مي‌گذاريد و تعداد رزهاي سفيد نشان مي‌دهد كه شما چقدر در آن رابطه از طرف مقابل‌تان انتظار محبت داريد.مثلا اگر ۱۸ رز قرمز و ۲ عدد رز سفيد انتخاب كرده‌ايد به اين معناست كه شما ۹۰درصد محبت مي‌كنيد و ۱۰درصد انتظار محبت از طرف مقابل داريد.



 سوال سوم:بالاخره شما به خانه او مي‌رسيد.يكي از افراد خانواده در را روي شما باز مي‌كند.
شما مي‌توانيد از آن‌ها بخواهيد كه دوست‌تان را صدا بزند،يا اين‌كه خود‌تان او را خبر كنيد.حالا چكار مي‌كنيد؟

  جواب سوال سوم: سوال سوم نشان‌دهنده طرز برخورد شما با مشكلات در يك رابطه است. اگر شما از اعضاي خانواده درخواست كرده‌ايد كه محبوب‌تان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات مي‌ترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات به‌خودي خود حل شوند ولي اگر خود‌تان به اتاق رفته‌ايد كه او را از حضور خود مطلع كنيد اين نشان مي‌دهد كه شما با مشكلات روبه‌رو مي‌شويد و دوست داريد آن‌ها را هر چه زودتر حل كنيد.



 سوال چهارم:شما وارد منزل شده به اتاق او مي‌رويد ولي كسي آن‌جا نيست. پس تصميم مي‌گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي‌دهيد آن‌ها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟

 جواب سوال چهارم: محل قرار دادن رزها نشان‌دهنده اشتياق شما براي ديدن محبوب‌تان است. اگر آن‌ها را روي تخت مي‌گذاريد نشان مي‌دهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد و اگر آن‌ها را لب پنجره قرار مي‌دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل مي‌كنيد.



 سوال پنجم:شب مي‌شود شما و او هر كدام در اتاق‌هاي جداگانه‌اي مي‌خوابيد. صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي‌رويد به‌نظر شما وقتي آن‌جا مي‌رويد او خواب است يا بيدار؟

 جواب سوال پنجم: سوال پنجم نشان‌دهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتر و شخصيت فرد محبوب‌تان است. اگر شما او را درحالي‌كه خوابيده است در اتاق مي‌بينيد، اين به اين معناست كه شما او را همان‌طور كه است دوست داريد و اگر او را بيدار ديده‌ايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود.



 سوال آخر: وقت برگشتن به خانه است آيا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي‌كنيد؟
يا ترجيح مي‌دهيد از راه طولاني و جالب‌تر برويد؟

 جواب سوال آخر: راه بازگشت به خانه نشان‌دهنده دوام عشق شماست. اگر راه كوتاه را انتخاب كرده‌ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كرده‌ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود.

 خسته از كار برگشته‌ايد، ‌روز گرمي بوده و حسابي عرق كرده‌ايد. همسر‌تان يك ساعت ديگر به خانه مي‌رسد. آيا اول زير باد كولر يك چرت حسابي مي‌زنيد يا اين‌اكه دوش مي‌گيريد و سعي مي‌كنيد كمي به ظاهر خود‌تان برسيد؟ اگر همسر‌تان را واقعا دوست داشته باشيد، ‌تصوري كه او در مورد شما مي‌كند براي‌تان از هر چيزي مهم‌تر است



  زندگي‌تان را پر انرژي كرده؟

از همان صبح كه از خواب بلند مي‌شويد انرژي زيادي داريد و حتي اگر بيمار هم باشيد مي‌توانيد كارهاي روزانه‌‌تان را با سرزندگي و آرامش انجام دهيد؟ و آيا اين رابطه و اين حس باعث مي‌شود كه نسبت به‌خود‌تان هم احساس خوبي داشته باشيد و به زندگي كه ساخته‌ايد با احساس غرور نگاه كنيد؟ عشق واقعي در تمام روز شما و احوال شما تاثير مي‌گذارد و حتي اگر يك زندگي كاملا معمولي داشته باشيد احساس رضايت فوق‌العاده‌اي در شما ايجاد مي‌كند.



 چقدر قهر مي‌كنيد؟

آخرين‌باري كه با هم قهر كرديد چه زماني بود؟ يك ‌‌ساعت پيش؟ يك هفته پيش يا يك ماه پيش؟ اگر شما واقعا عاشق يكديگر باشيد مي‌توانيد خيلي راحت در مورد اختلافات‌تان صحبت ‌كنيد و چون نظر طرف مقابل‌‌تان براي‌تان مهم است، ‌خوب به حرف‌هايش فكر مي‌كنيد و سعي كرده تصميمي بگيريد كه هم منطقي باشد و هم به او آسيبي نزند. شايد گاهي از هم برنجيد اما قهر در رابطه شما اتفاق عادي‌ نيست. شما ناراحتي‌هاي‌تان را از هم پنهان نمي‌كنيد ولي قرار هم نيست به‌خاطر رسيدن به خواسته‌‌تان با قهر از طرف مقابل‌تان باج بگيريد. حتي اگر يك جنگ تمام عيار بين شما اتفاق بيفتد و با هم دعوا كنيد ظرف تنها چند دقيقه روبه‌راه مي‌شويد و دل‌تان مي‌خواهد كه با هم حرف بزنيد. به اين فكر مي‌كنيد كه هيچ‌چيز ارزشمندتر از اين نيست كه شما 2 نفر مي‌توانيد با هم در مورد احساسات و تصميمات‌تان گفت‌وگو كنيد و از طرف ديگر طاقت هرچيزي را كه داشته باشيد طاقت ديدن ناراحتي او را نداريد. حتي اگر يك جنگ تمام عيار بين شما اتفاق بيفتد و با هم دعوا كنيد ظرف تنها چند دقيقه روبه راه مي‌شويد و دل‌تان مي‌خواهد كه با هم حرف بزنيد. به اين فكر مي‌كنيد كه هيچ‌چيز ارزشمندتر از اين نيست كه شما 2 نفر مي‌توانيد با هم در مورد احساسات و تصميمات‌تان گفت‌وگو كنيد و از طرف ديگر طاقت هرچيزي را كه داشته باشيد طاقت ديدن ناراحتي او را نداريد.



 اگر واقعا عاشقش باشيد نه شما و نه همسر يا نامزد‌تان نمي‌خواهيد كه وفاداري ديگري را به شكل عجيب و غريبي امتحان كنيد. قهرهاي الكي به‌دليل اين‌كه ببينيد او براي آشتي پيش قدم مي‌شود، بهانه‌گيري‌ها يا درخواست‌ها و انتظارهاي غيرمتعارف در رابطه شما هيچ جايي ندارد



   از ريسك كردن نمي‌ترسيد؟

از اين‌كه با او در شهر ديگري زندگي كنيد نمي‌ترسيد و فكر مي‌كنيد خيلي از كارهايي كه پيش از اين در توان خود‌تان نمي‌ديديد حالا انجام شدني است؟ عشق به طرز عجيبي شما را شجاع مي‌كند. از ريسك كردن در كنار او نمي‌ترسيد. انگار وجودش به شما قدرت عجيب و غريبي مي‌دهد. از اخم و نگاه سرد ديگران نمي‌ترسيد و فكر مي‌كنيد تا زماني كه او هست، چرا بايد از چيزي بترسيد؟ البته اينها يك تصور غيرواقعي نيست، او واقعا شما را حمايت مي‌كند و هر زمان كه به مراقبتش نياز داشته باشيد در كنار‌تان او را مي‌بينيد.



  او چه چيزي را دوست دارد؟

 براي خريد يك كادو ذهن‌تان پر از ايده‌هايي است كه او را شگفت‌زده مي‌كند يا اين‌كه بايد از ده‌ها نفر مشورت بگيريد و باز هم به نتيجه‌اي كه مي‌خواهيد نمي‌‌رسيد؟ اگر ارتباط شما نزديك و گرم باشد، سعي مي‌كنيد از هر راهي كه مي‌شود به علائق او پي ببريد و آن‌ها را در رفتارها، پوشش و آرايش و همه ابعاد زندگي‌‌تان جلوه دهيد. او را بهتر از هر كسي مي‌شناسيد، حتي اگر يك‌سال بيشتر از ازدواج‌تان نگذشته باشد، ‌آنقدر پيوند ميان شما قوي هست كه از اعضاي خانواده‌اش هم بيشتر روي احساسات، رفتارها و حتي منظورهاي پنهانش شناخت داريد. خوب مي‌دانيد در چه موقعيتي نبايد قرارش دهيد يا اين‌كه در چه شرايطي مهم‌ترين حرف‌ها را بايد به او بزنيد. شما اين اطلاعات را به طرز عجيب و نامحسوسي به دست آورده‌ايد. حالا ديگر مي‌توانيد از نگاه او درونش را بخوانيد و به غير از شما هيچ‌كس از پس اين كار برنمي‌آيد. حس مي‌كنيد هر روز كه مي‌گذرد، ارتباط‌تان به طرز شگفت‌آوري قوي‌تر مي‌شود و خيلي زودتر از انتظار‌تان چيزهايي كه مي‌خواهيد را درباره‌اش كشف مي‌كنيد.



 هميشه از  او دفاع مي‌كنيد؟

اگر يكي از اعضاي خانواده‌‌تان به او توهيني كند يا اين‌كه متهمش كند، چه واكنشي نشان مي‌دهيد؟ ممكن است حق با خانواده‌‌تان باشد، بنابراين به آن‌ها اجازه مي‌دهيد كه در نبود همسر‌تان حسابي سرزنشش كنند يا اين‌كه در موردش جملات ناخوشايندي را به كار ببرند؟ در صورتي كه واقعا عاشقش باشيد، قطعا ‌از او دفاع مي‌كنيد و خود‌تان را به خاطرش در خطر مي‌اندازيد؟ اگر واقعا عاشقش باشيد حتي اگر نگراني‌هايي در رابطه شما وجود دارد مقابل ديگران به او توهين نمي‌كنيد يا از او گلايه نمي‌كنيد. دوست داريد حتي در سخت‌ترين روزهاي رابطه‌‌تان همه بدانند كه براي‌تان محترم است و آن‌ها هم وظيفه دارند به او احترام بگذارند.



 حسرت زندگي ديگران را داريد؟

نگاهي به زندگي‌‌تان در اين چند‌سال بيندازيد. تا امروز پيش آمده حسرت زندگي دوستان‌تان را بخوريد يا اين‌كه همسر‌تان را با مردهاي ديگر مقايسه كنيد و بعد از آن يك آه بكشيد؟ اگر عاشقش باشيد حتي اگر او يك آدم كاملا معمولي باشد، آدمي كه پول محدود، ‌ظاهر متوسط و خانواده متوسطي هم دارد، ‌هرگز فكر نمي‌كنيد كه مي‌توانستيد انتخاب بهتري داشته باشيد. از نظر شما بهتري و بدتري با اين معيارها سنجيده نمي‌شود. شما فكر مي‌كنيد او با تمام كاستي‌هايش بهترين گزينه براي شماست و آرامشي را كه در كنار او مي‌گيريد از هيچ‌كس ديگري نمي‌توانستيد بگيريد.



  چطور توصيفش مي‌كنيد؟

او را در 5 جمله توصيف كنيد. حالا به جملاتي كه انتخاب كرده‌ايد نگاه كنيد؛ چه تعداد از آن‌ها مثبت هستند و چه تعداد منفي؟ شما او را همانطور كه هست مي‌پذيريد و به همه چيزش افتخار مي‌كنيد يا اين‌كه هميشه منتظر روزي هستيد كه او قرار است تغيير كند؟ در زندگي عاشقانه اينطور نيست كه شما ويژگي‌هاي منفي همسر‌تان را نبينيد. همه عيب و ايرادهايش را مي‌بينيد اما براي‌تان آزار‌دهنده نيست. شما مي‌دانيد كه خود‌تان هم خالي از عيب نيستيد. در مقابل نقاط قوت او براي‌تان مهم و ارزشمند است و سعي مي‌كنيد با مطرح‌كردن اين ويژگي‌هاي مهم در مقابل ديگران، ارزش او را پيش ديگران هم بالا ببريد.



  او را براي اشتباهات ديگران سرزنش مي‌كنيد؟

هيچ‌وقت از او نمي‌خواهيد كه بين شما و وفاداري‌اش به خانواده‌ خود يا دوستانش يكي را انتخاب كند. سعي مي‌كنيد به موقعيت خانوادگي و اجتماعي‌اش احترام بگذاريد و او را به‌خاطر اشتباهات ديگران هرگز تحقير نمي‌كنيد. حتي در سخت‌ترين شرايط به آدم‌هايي كه برايش ارزشمند هستند احترام مي‌گذاريد و هرگز حتي به‌دليل خنك‌شدن دل خود‌تان او را در مقابل ديگران شرمنده نمي‌كنيد.



  از روياهاي‌تان مي‌گذريد؟

قطعا شما و او قبل از آشنايي‌‌تان روياهايي داشته ايد. ممكن است يكي‌ از شما فكر تحصيل در كشوري ديگر را مي‌كرده‌ و فكر ديگري اين بود كه در همين كاري كه هست چطور مي‌تواند پيشرفت كند. آيا زماني كه روياهاي شما در يك مسير قرار نمي‌گيرد، حاضر مي‌شويد از روياي خود‌تان به‌دليل رسيدن او به آرزوهايش صرف‌نظر كنيد و در راه تحقق آرزوهايش بهترين همراه براي او باشيد؟



   بايد فقط متعلق به شما باشد؟

اگر روزي بفهميد كه جدايي براي شما بهترين چيز است، ‌آيا به او اجازه مي‌دهيد كه بدون جنگ و دعوا از شما جدا شود؟ شايد شما يكديگر را دوست داشته باشيد اما به دلايل بسيار نتوانيد زندگي‌‌تان را آن‌طور كه انتظار داريد يا لياقتش را داريد بسازيد. اگر شما يك عاشق واقعي باشيد هرگز به اين فكر نمي‌كنيد بلكه فكر مي‌كنيد اگر او قرار است مال شما نباشد پس ديگر چه دليلي دارد، نگران او و آينده‌اش باشيد. شما او را هرجا كه باشد دوست داريد، چه در كنار‌تان و چه دور از شما.



  زيادي مراقبش هستيد؟

 آيا سلامتش براي شما نخستين اولويت است؟ از نگراني‌هايش كم مي‌كنيد چون نمي‌خواهيد استرس‌ها اذيتش كنند، وقتي كه بيمار مي‌شود مهم‌ترين موضوع زندگي‌‌تان مراقبت از او و سلامتش مي‌شود؟ اگر اين‌طور باشد شما واقعا عاشقش هستيد. اين مسئله قطعا در كوچك‌ترين بخش‌هاي زندگي شما بروز پيدا خواهد كرد. از پختن يك غذاي سالم بگيريد تا كنترل وزن و سلامت او يا حتي مراقبت از سلامت روانش، همگي براي شما اهميت ويژه‌اي پيدا خواهند كرد.

  همه چيز «ما» شده است؟

در رابطه‌‌تان مدام حرفي از «من» به ميان نمي‌آوريد و حتي وقتي مي‌خواهيد تصميمي بگيريد و به او انتقال دهيد مصلحت «ما» را در‌نظر‌ مي‌گيريد. وقتي كه به آينده فكر مي‌كنيد قبل از هر تصميمي كه مي‌گيريد به اين فكر مي‌كنيد كه اين اتفاق روي احساسات و آينده او چه تاثيري مي‌گذارد. خوشبختي شما يك خوشبختي مشترك است. اتفاقي كه لبخند را روي لب هر دوي شما مي‌نشاند.



نزديكانش را دعوت مي‌كنيد؟

آخرين باري كه دوستان او يا اعضاي خانواده‌اش را دعوت كرديد كي بود؟ اگر عاشقش باشيد به او حق مي‌دهيد كه مانند شما با كساني وقت بگذراند كه دوست‌شان دارد و كنارشان آرامش مي‌گيرد. دوستان قديمي، اعضاي خانواده يا حتي كساني كه خيلي هم در دل‌تان به آن‌ها تعلقي نداريد را به خاطر خوشحالي او به خانه‌‌تان دعوت مي‌كنيد يا وقتي كه از شما مي‌خواهند آخر هفته با آن‌ها باشيد فكر نمي‌كنيد كه روز‌تان را قرار است تلف كنيد. هيچ ارتباطي را به او تحميل نمي‌كنيد. اگر مي‌خواهيد كسي را به خانه‌‌تان دعوت كنيد اول به اين فكر مي‌كنيد كه او از اين مهماني چه لذتي مي‌برد. 



 حرف‌هاي‌تان تمام نمي‌شود؟

آخرين‌باري كه يك روز تمام با هم تنها بوديد كي بود؟ آيا در پايان روز خسته و بي‌حوصله شده بوديد و ديگر حرفي براي گفتن نداشتيد؟ اگر احساس بين شما قوي باشد، حرف‌هايي كه دوست داريد به هم بزنيد هيچ وقت تمام نمي‌شود. حتي اگر به يك مسافرت يك ماهه 2 نفره برويد و مدام با هم تنها باشيد بين شما سكوت آزار‌دهنده‌اي برقرار نمي‌شود و هميشه آن‌قدر موضوع مشترك براي صحبت كردن و علاقه مشترك براي تفريح كردن داريد كه خلا يك همراه واقعي را در زندگي‌تان احساس نمي‌كنيد.



 اشتباهاتش را نمي‌بخشيد؟

وقتي كه با هم دعوا مي‌كنيد فورا ذهن‌تان به عقب بر مي‌گردد و تمام مشكلاتي كه در اين سال‌ها بين شما پيش آمده را به او يادآوري مي‌كنيد؟ اگر عاشقش باشيد هرگز از اشتباهات گذشته‌اش يك داستان نمي‌سازيد و تحقيرش نمي‌كنيد. شما اغلب اتفاقات بد گذشته را به راحتي مي‌بخشيد و تا حدودي فراموش مي‌كنيد و حتي اگر بعضي‌هاي‌شان از ياد‌تان نرود، مقابل او وانمود مي‌كنيد كه فراموش‌شان كرده‌ايد. 



خودتان را كنار نمي‌كشيد؟

هيچ وقت اين جمله را به زبان آورده‌ايد؟ بي‌پولي و مشكلات تو به من ربطي ندارد!  يا اين‌كه شما هم براي آينده مشترك‌تان مدام برنامه‌ريزي مي‌كنيد و دوست داريد به هر قيمتي كه شده تلاش‌تان را بيشتر كنيد تا بهترين آينده را براي يكديگر بسازيد و  خود‌تان را از منافع اين زندگي كنار نمي‌كشيد و به يك مصرف‌كننده پر توقع تبديل نمي‌شويد. پا به پاي هم مسائل مالي، ‌تصميم‌گيري‌ها و برنامه‌ها را مديريت مي‌كنيد و هيچ وقت فكر نمي‌كنيد كه او تنها كسي است كه در قبال اين زندگي وظيفه دارد.



شرايطش را درك مي‌كنيد؟

نه اين‌كه يك آدم وابسته و منفعل باشيد اما برنامه‌هاي شما به جاي برنامه‌هاي من، به ما تبديل مي‌شود. تفريحات شما مي‌شود تفريح 2 نفره و شادي شما مي‌شود شادي مشترك. حتي زماني كه حسابي دل‌تان گرفته براي تفريح كردن نگاهي به برنامه او مي‌اندازيد. آيا او سالم است و حوصله و توان جسمي اين تفريح را دارد. آيا به خاطر برنامه كاري‌اش به او فشاري نمي‌آيد و او هم مانند شما از اين برنامه‌اي كه گذاشته‌ايد لذت مي‌برد يا اين‌كه بهتر است تفريح‌تان را به زمان ديگري منتقل كنيد.



  دوست داريد همه چيز متعلق به او باشد؟

وقتي به قصد خريدن چيزي براي خود‌تان به خريد مي‌رويد، پشت مغازه‌ها چشم‌تان به چيزهايي جلب مي‌شود كه او دوست دارد داشته باشد يا به لباس‌هايي كه به‌نظر‌تان اگر بپوشد خيلي زيبا مي‌شود؟ براي شما كه عاشقانه دوستش داريد، ‌هميشه براي‌تان زيبايي‌اش تازه مي‌ماند. وقتي كه لباس تازه‌اي مي‌پوشد دوست داريد نگاهش كنيد. احتياجاتش را به خاطر داريد و حتي حاضر هستيد به خاطر فراهم‌كردن‌شان از احتياجات خود‌تان صرف‌نظر كنيد. 

وام گرفتن واردشدن به یک  تعهد مالی چندساله است، به همین دلیل اولین چیزی که باید معلوم باشد دلیل این کار است. ضمن اینکه باید فکر کنید که در دورنمای مالی تان می توانید از پس قسط های تمام نشدنی آن بریایید یا نه. در آخر هم باید این را درنظر داشته باشید که آیا کسی هست که او به ما و بانک به او اعتماد داشته باشد تا ضمانت بازپرداخت وام را به بانک بدهد یا نه؟

1. برای چه کاری وام بگیریم؟

بدترین روش خرج کردن پول وام این است که این کالای گران را که با قرض کردن فرق دارد، صرف کارهایی از جنس مسافرت و خریدهای مصرفی کنیم یا تکه تکه و برای چند کار کوچک حرامش کنیم. نمونه اش خرید لپ تاپ یا دوربین عکاسی است. برنامه ریزی برای خرید کالای بادوام یا کارهایی که سرمایه گذاری برای آینده به حساب می آ ید عاقلانه ترین کار است. 

خرید خانه و راه اندازی کسب و کار از این جنس است و کاری مثل خرید ماشین شخصی بینابین به حساب می آید و بسته به شرایط دارد اما برای مستاجر جماعت، گرفتن وام به هر میزان و با هر قسط و سودی به صرفه است. شما با گرفتن وام می توانید قرارداد رهن ببندید و به جای دادن اجاره، قسط بدهید. این جوری به نسبه، پول چندانی از دست نمی دهید.

2. چقدر وام بگیریم؟

یک نگاهی به گذشته، حال و آینده جیبتان بیندازید تا وامی که می گیرید از دهانه جیبتان بزرگ تر نباشد. یک تئوری تجربی می گوید اگر وامی که از مجموع درآمد قطعی یک سال شما بیشتر باشد بگیرید، یعنی دست به ریسک زده اید؛ مثلا اگر درآمد معمولتان 500 هزار تومان در ماه است، حداکثر به وامی در حدود 6 میلیون تومان فکر کنید. اقساط چنین وامی حدود 150 هزار تومان یعنی نزدیک به یک سوم درآمد متوسط شماست. از آنجا که پس دادن وام فرایندی فرسایشی است، بعد از احتمالا یک ماهی که به خرج کردن آن پول میلیونی می گذرد و شیرینی اش یادتان می رود، کم کم این طعم قطره های تلخ قسط است که به کامتان می ماند.

3. ضامن پیدا می کنیم؟

حتی اگر همه چیز رو به راه باشد، یک حلقه مفقوده به اسم «اعتماد» بین شما و بانک وجود دارد که اگر انصاف بدهید، خیلی هم طبیعی است. بانک روی چه حسابی باید به شما اعتماد کند که وقتی چهار پایتان از روی پلش گذشت، فیلتان یاد هندوستان نمی کند و قسط ها را نمی پیچانید؟ 

حتی اگر شما هم چنین آدمی نباشید، بانک این احتمال را در نظر می گیرد که ممکن است این معامله را عزرائیل بهم بزند و آن وقت، - دور از جانتان – از مرده که نمی شود قسط گرفت. درست به همین دلایل پیدا کردن کسی که به بانک ضمانت بازپرداخت وام را بدهد، سخت است. 

با این وجود اگر نیتتان خیر و همتتان بلند باشد، بالاخره بین قوم و خویش و دوستان کسی را پیدا خواهید کرد. پدر، مادر، برادر و خواهر گزینه های اول هستند. رو انداختن به دوستان و همکاران را برای موارد اضطراری بگذارید.

 بانک برای اینکه کسی ضامن شما بشود، شرایطی دارد. ضامن می تواند کارمند رسمی با فیش حقوقی باشد و باید بتواندن از امور مالی اداره اش گواهی کسر حقوق بیاورد. ضمن اینکه حقوق پایه اش از میزان هر قسط شما کمتر نباشد. یک نوع دیگر ضامن از نظر بانک، کسی است که جواز کسب معتبر با دسته چک معتبرتری دارد. مشکل هم جایی دوچندان می شود که بیشتر – به ویژه در موسسه های مالی – لااقل دو نفر ضامن می خواهند. البته آخرین ابلاغیه بانک مرکزی این است که برای وام های خرد (منظورشان وام های مثلا زیر 10 میلیون است.) ضامن نیاز نیست حتما کارمند رسمی باشد.

برای دریافت وام، معادل بازپرداخت نهایی آن سفته هم باید بدهید. چیزی که فقط از بانک ملی می شود تهیه کرد.

سود بانکی یعنی چه؟

وام را به بهایی می فروشند

اگر فکر می کنید با پس دادن 9 میلیون و نیم به جای یک وام 7 میلیونی دارید پول زور به بانک می دهید، کاملا در اشتباهید. بهره بانکی برای خودش کلی دلیل و منطق برای گرفتن و به اندازه کافی فرمول محاسبه دارد. ساده ترین دلیلش نرخ تورم است. در واقع، نرخ بهره هر وامی، قیمت آن در طول دوره بازپرداخت است. یعنی هزینه ای که برای استفاده از این پول هنگفت پرداخت می کنید.

اما اگر می خواهید بدانید وقتی راست و دروغ، بانکی به شما می گوید بهره وامش 12 درصد است، یعنی چه؟ به این مثال توجه کنید. شما یک وام 7 میلیونی با سود 12 درصد و مدت زمان بازپرداخت 48 ماه می گیرید، با این حساب، مبلغ اقساط ما هانه شما 336/184 تومان و جمع پرداخت های 48 ماهه تان 166/848/8 تومان می شود. یعنی حدود 1 میلیون و 850 هزار تومان بیشتر از مبلغ وام پس داده اید. در موارد مشابه، اگر می خواهید کلاه سرتان نگذارند، سری به این نشانی http://bmi.ir/fa/lown.aspx در وب سایت بانک ملی ایران بزنید تا برای حالت های مختلف، مبلغ قسط، پرداخت نهایی و بهره وام را به صورت هوشمند برایتان محاسبه کند.

اما اگر یک نمونه محاسبه دستی سود وام را بخواهید، این جوری است: «مبلغ وام، ضربدر نرخ بهره، ضربدر تعداد ماه پرداخت به علاوه یک، تقسیم بر 2400» با این فرمول، سود یک وام 4 میلیونی 12 درصد که در یک سال بازپرداخت می شود، 260 هزار تومان خواهد شد.

نکته اینکه، شما هر ماه سود مبلغی از وام که هنوز بازپرداخت اش نکرده اید را می پردازید، با این حساب، سود ماهانه وام به تدریج نزولی می شود. برای اینکه مطمئن شوید، حساب و کتاب بانکی ها خیلی خفن است، به این فرمول عجیب و غریب که البته فقط نمونه است توجه کنید:

Y: قسط ماهانه، R: نرخ سود بانکی، C: اصل مبلغ وام و N: تعداد اقساط است. حالا خودتان حساب کنید که چند مرده حلاجید.

اگر قرض وامتان را پس ندهید، چه اتفاقاتی ممکن است برایتان بیافتد؟

پای لرز خربزه

پس دادن قسط های وامی که گرفته اید نیاز به یک برنامه ریزی ساده اما منظم ددارد. بانک ها سررسید اقساط را با تاریخ دریافت وام تعیین می کنند. یعنی اگر سیزدهم ماه اصل وام را دریافت کرده باشید، تا اطلاع ثانوی نحسی این عدد 13 گریبان شما را رها نمی کند. اما مهم تر اینکه، آخر یا اول برج، بهترین زمان برای حساب و کتاب است و ممکن است تا روز فرضی سیزدهم کلی مورد اضطراری پیش بیاید و پول های نداشته را خرج کرده باشید. روالی که اگر در اولین فرصت جبرانش نکنید، با دردسر برگه های عقب افتاده قسط مواجه می شوید.برگه هایی که به سه تا که برسند، هر لحظه ممکن است آبرویتان را به باد بدهند. بسته به سعه صدر بانک ها که درمورد موسسه های مالی کمتر است، آنها اول به خودتان زنگ می زنند و تهدید می کنند که اگر در اولین فرصت با جیب پر خدمتشان نرسید، خودشان خدمتتان می رسند و به کسی که به بانک ضمانتتان را کرده زنگ می زنند و در اولین فرصت از راه های قانونی پولشان را می گیرند. 

ترفند جدیدشان هم این است که وقت وام گرفتن یک امضا از شما می گیرند که در صورت لزوم، بتوانند حساب شما را چه در بانک خودشان چه در بانک های دیگر به دلیل بدهی اقساط بولکه کنند تا بیایید وضعیتتان را معلوم کنید. غیر از این، گاهی حتی بدون اطلاع ضامنی که کارمند دولت است و برای ضمانت گواهی کسر حقوق به بانک داده، از طریق مکاتبه با امور مالی اداره شان از حقوق به بانک داده، از طریق مکاتبه با امور مالی اداره شان از حقوق او معادل قسط عقب افتاده برداشت می کنند و شما می مانید و شرمندگی و بدحسابی. 

همه اینها درحالی است که به ازای هر روز دیرکرد قسط هم جریمه می گیرند؛ مثلا اگر نرخ سود وام 12 درصد باشد، نرخ سود دیرکردشان 18 درصد است! یعنی شما هم سود دیرکرد می دهید، هم مثل یک بدهکار که پول قرض گرفته و نمی خواهد بدهد با آبرویتان بازی می کنند. بانک است دیگر. نمی خواهید وام نگیرید. ضمن اینکه یک تبصره دیگر هم دارند که در نوع خودش شاهکار است، بانک وامی که به شما داده را به خرج شما بیمه می کند! مثلا برای یک وام 30 میلیونی، 540 هزار تومان از شما به این اسم کم می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 9:46  توسط راستین فرحبخش  | 

چطور هواپیما زده نشویم؟

تمام کسانی که با هواپیما مسافرت می کنند از خلبان ها گرفته تا مسافران همواره در معرض خستگی های ناشی از مسافرت قرار دارند. این خستگی ها، ریتم معمول بدن را مختل کرده و ساعت بدن که ساعات بیداری و خواب با آن تنظیم می شوند را تغییر می دهد.

 علاوه بر آن تاثیراتی نیز بر عملکردهای روحی و جسمی افراد گذاشته و حالاتی همچون خستگی، بی خوابی، کسالت، سردرد، سنگینی سر و بسیاری دیگر از این علائم را به انسان تحمیل می کند. پژوهش های پزشکی همچنین ثابت کرده اند که خستگی های ناشی از مسافرت های طولانی، مسافران را به بیماری هایی همچون سرماخوردگی، آنفلوآنزا و حتی بیماری های گوارشی مبتلا کرده است.

باوجود اتمام این علایم، نوع عوارض بسته به مسیر مسافرت های هوایی تفاوت دارد. به عنوان نمونه مسافرت از غرب به شرق از آنجایی که بدن برای تنظیم زمان از دست رفته با مشکلات فراوانی رو به رو است، سخت تر از مسافرت شرق به غرب است زیرا در این مسیر بدن زمان به دست می آورد. اما راهکارهای نسبتا مشترکی برای رفع آن وجود دارد که در زیر به نمونه هایی از آن اشاره می شود:

1 – الگوی خواب خود را چند روز پیش از مسافرت تغییر داده و آن را با زمان مقصد خود هماهنگ کنید. تنظیم زمان خوبا تا یک ساعت در روز آثار ناشی از خستگی های مسافرتی را کاهش خواهد داد.

2 – پیش از مسافرت به قدر کافی استراحت کنید. بسیاری از افراد پیش از مسافرت احساس خستگی می کنند که در حقیقت آثار کسالت های مسافرتی را به صورت اغراق آمیزی افزایش خواهد داد.

3 – در لحظات اولیه پرواز ساعت خود را با ساعت مقصد تنظیم کنید.

4 – در زمان پرواز و حتی پس از آن مایعات زیاد بنوشید. فضای خشک داخل هواپیما باعث از دست رفتن آب بدن می شود که این امر خستگی ناشی از مسافرت های طولانی را بیشتر می کند.

5 – اگر زمان مقصدتان شب هنگام بود، در هواپیما بخوابید و متعاقبا در صورتی که زمان مقصد موردنظر شما در هنگام روز بود، بیدار بمانید.

6 – در زمان پرواز و در مواقعی که بیدار هستید، ورزش کنید. ورزش های کششی برای دست و پا و قدم زدن در طول هواپیما تاثیر خستگی های پروازی را کاهش می دهد.

7 – از تجربه های گذشته خود استفاده کرده و بهترین روش را در هنگام سفر برای رفع خستگی برگزینید.

8 – از قرص های خواب آور در هنگام مسافرت خودداری کنید زیرا آثار خستگی های مسافرتی را بیشتر می کند.

9 – در هنگام ورود، از خوابیدن یا استراحت کردن خودداری کنید زیرا خوابیدن، ساعت بدن را همچنان در حالت قبلی نگه خواهد داشت.

10 – در برخی موارد، مسافران در زمان خروج از سکونتگاه خود خسته نمی شوند بلکه این خستگی بیشتر در مسافرت های برگشت رخ می دهد. در این صورت تمام دستورالعمل های ذکرشده باید به همان روش به کار گرفته شوند.

شايد با اين جمله آشنا باشيد كه «‌امروزه ازدواج به بزرگ‌ترين ريسك زندگي دختران و پسران تبديل شده است». به هر حال پيچيدگي روابط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به‌خصوص در جوامع شهري باعث شده بسياري از افرادي‌كه در آستانه ازدواج هستند، در رفتارها و ارتباط‌هاي اوليه چهره واقعي خود را نشان ندهند. برخلاف تصور اغلب جوانان، ازدواج تنها يك تصميم عاطفي نيست بلكه بايد كاملا حساب‌گرانه و مهندسي شده باشد تا همسران در طول زندگي مشترك به بن‌بست نرسند. در واقع بايد در اين راه طرفين به شناخت دقيق از هم برسند. تجربه نشان داده است هرچه اين شناخت دقيق‌تر و قوي‌تر باشد، ازدواج سرنوشت بهتري خواهد داشت. در اين ميان اما هستند مرداني كه به هيچ‌عنوان براي ازدواج مناسب نيستند؛ آن‌ها را به‌اصطلاح «مردان خطرناك» براي ازدواج مي‌ناميم. اين افراد شخصيت‌هايي دارند كه آن‌ها را براي ازدواج نامناسب مي‌كند. به همين دليل دختران جوان بايد در مقابل اين قبيل افراد وارد ارتباط عاطفي نشوند و فكر نكنند كه با ازدواج همه مشكلات حل مي‌شود. در اين شماره برخي از اين افراد را به دختران جوان معرفي مي‌كنيم تا آن‌ها هوشيارانه‌تر و آگاهانه‌تر به موضوع نگاه كنند و از سيستم «انتخاب عاقلانه، زندگي عاشقانه‌» استفاده كنند. در شماره‌هاي آينده نيز مي‌توانيد منتظر معرفي ساير افراد نامناسب باشيد. 



شناخت همسر آينده از چه راهي بايد حاصل شود؟

دليل اين‌كه مشاوران خانواده به خانواده‌ها پيشنهاد مي‌كنند براي عقدكردن فرزندان‌شان عجله نكنند ايجاد فرصت براي شناخت دقيق‌تر و آگاهانه است. زمان مناسب براي آشنايي حداقل بين 4 تا 6 ماه است. در اين مدت دختر و پسر مي‌توانند در كنار خانواده‌ها و با رعايت اصول شرعي و عرفي به شناخت مناسب‌تري نسبت به طرف مقابل و خانواده او دست يابند. تصور كنيد شما با شخصي هم جنس خودتان ارتباطي دوستانه را شروع مي‌كنيد، بدون شك در اوايل ارتباط هر 2 شما سعي مي‌كنيد خود واقعي‌تان را كمي پنهان كنيد و خودتان را از آن چيزي كه هستيد بهتر نشان دهيد كه اين اتفاق گاهي ناخودآگاه روي مي‌دهد. در اصل اكثر انسان‌ها نقابي بر چهره دارند اما وقتي با اين فرد مدتي به رفت‌وآمد مي‌پردازيد و اصطلاحا يخ‌تان آب مي‌شود، افكار و رفتارهاي خود را كمتر پنهان مي‌كنيد و شناخت دو طرفه بهتري بين شما ايجاد مي‌شود، به جز شخصيت نمايشي كه در واقع هنرپيشه‌هايي هستند كه شناخت‌شان كار دشواري است بقيه شخصيت‌ها را به مرور زمان مي‌توان شناخت به شرط آن‌كه افراد ابزار اين شناخت را داشته باشند و اين ابزار آگاهي است.



پيش شرط‌هاي ازدواج 

با توجه به اين‌كه اين مطلب در صفحه دختران نگاشته مي‌شود عنوان آن را مردان خطرناك براي ازدواج قرار داديم. هدف ما اين است كه اين ابزار را به دختران بدهيم تا در مسير شناخت، گام‌هاي مناسب‌تري بردارند و وارد ارتباطات بيمار و مشكل‌ساز نشوند، فراموش نكنيم كه همواره پيشگيري بهتر از درمان است. اگر افراد شناخت مناسبي از خودشان داشته باشند و بدانند كه به چه فردي با چه الگوهايي نياز دارند و همچنين با مشورت با متخصصان امر ازدواج دست به انتخاب بزنند، احتمال طلاق عاطفي و قانوني به حداقل خواهد رسيد. گاهي من با مواردي مواجه مي‌شوم كه دوره نامزدي هم بين زوجين وجود داشته حتي زمان آن هم مناسب بوده اما چون ابزار شناخت ميسر نبوده نتوانسته‌اند به تشخيص مناسبي براي انتخاب يا عدم‌آن برسند. مثلا دختر مي‌گويد من به مادرم گفتم كه اين پسر دائم من را چك مي‌كند، شكاك است، بد دل است ولي پاسخ مادرم اين بود كه اين نشانه توجه و دوست‌داشتن است، بعد از ازدواج درست مي‌شود! اما من هشدار مي‌دهم كه خيلي‌اوقات اين‌ها علائم بيماري و اختلال است و متاسفانه بسياري از اين قبيل افراد در ارتباط‌هاي اوليه موفق مي‌شوند، اعتماد دختران را جلب مي‌كنند. به عقيده من اشخاص هم به زمان مناسب و كافي نياز دارند و هم به دانش و آگاهي. با اين حال پيشنهاد من اين است كه مشاوره قبل از ازدواج را جدي بگيرند. گاهي‌اوقات افراد احساس مي‌كنند به مشاور نياز دارند اما سراغ درمانگري مي‌روند كه مثلا بيشتر روي اختلالات رواني كار مي‌كند. قطعا شما هنگامي كه دندان درد داريد نزد چشم پزشك نمي‌رويد. 



معتادان، بزهكاران و...

بد نيست ابتدا به‌صورت فهرست‌وار مردان نامناسب براي ازدواج را بشناسيد تا در ادامه برخي از بارزترين آن‌ها به شكل مبسوط معرفي شود. دسته مطرح‌ از افراد خطرناك، مرداني هستند كه اعتياد دارند، چه اعتياد به داروهاي روانگردان و چه مخدرهاي ديگر. اعتياد وابستگي رواني است، فرقي نمي‌كند؛ روانگردان، مخدر، محرك يا هرچيز ديگر.  با عبور از اين دسته، به افراد بزهكار مي‌رسيم، افراد سابقه‌داري كه معمولا سوء‌سابقه‌اي در دستگاه قضايي دارند مانند دزدان، افراد كلاهبردار و امثالهم. دسته ديگر افرادي هستند كه دچار اختلالات رواني هستند و معمولا روان‌پزشك‌شان آن‌ها را از ازدواج منع مي‌كند مثل بيماران اسكيزوفرني، افسردگي‌هاي حاد و ديگر اختلالات كه پيش‌آگهي خوبي در درمان ندارند. دسته بعد مي‌توان به شخصيت‌هاي ناپخته، افراد تكانشي و افرادي كه از هوش اجتماعي و هيجاني پاييني برخوردار هستند،  اشاره كرد. دسته بعد افرادي هستند كه اختلالات شخصيت دارند مانند: شخصيت شكاك، ضد‌اجتماعي، توفاني، منزوي، سرسخت، نمايشي، عجيب و غريب، منفعل_ مهاجم، خودپسند و شخصيت وابسته و دسته ديگر تيپ‌هاي شخصيتي خسيس، بيكار و رفيق‌باز هستند. بد نيست با اين 3 تيپ شخصيت آخر بيشتر آشنا شويد سپس به تفصيل ديگر دسته‌ها را براي‌تان شرح خواهم داد.



مردان خسيس: وقتي خرج كردن احساس بد ايجاد مي‌كند

شما ممكن است بشنويد كه فردي خسيس است اما هنگامي مي‌توان فردي را به‌عنوان شخصيت خسيس شناخت كه چند ويژگي در او مشهود باشد. يكي از ويژگي‌هاي بارز فرد خسيس اين است كه فرقي نمي‌كند از لحاظ مالي، فرد توانمندي باشد يا كم توان چون در هر صورت موضوع پول خرج كردن احساس بدي به او مي‌دهد. يعني گاهي اوقات حتي در پوشش ترجيح مي‌دهد از لباس ديگران استفاده كند مانند برادر يا دوستي كه سايزشان يكي باشد. پول دارد ولي از اين‌كه داخل فروشگاه برود و جنسي را تهيه كند احساس بدي پيدا مي‌كند. به‌خصوص اگر اين خريد را بخواهد براي كس ديگري انجام دهد، تا جايي‌كه بتواند از اين كار اجتناب مي‌كند. حالا تصور كنيد اين فرد شريك زندگي پيدا كند و اين شريك زندگي يك خانم خانه‌دار باشد كه مايحتاجش را اين فرد بايد تامين كند چه وضعيت آزاردهنده‌‌اي مي‌تواند ايجاد كند. مرد خسيس، استاد فلسفه‌بافي درباره اين مسئله است كه هزينه كردن اشتباه است. به‌عنوان مثال مي‌گويد، اين جنسي كه حالا50 هزارتومان است من مي‌توانم 20 هزارتومان بخرم و گاهي واقعا آنقدر مي‌گردد تا پيدا كند. او تا آنجا كه بتواند سعي مي‌كند كمتر مسئله‌اي به نام پول خرج كردن را انجام مي‌دهد. برخي اوقات اين افراد بسيار توانمند هستند ولي پول خرج كردن حال‌شان را بد مي‌كند.

پاسخگويي براي هر هزينه

 با يك نشانه نمي‌توان به تشخيص رسيد بلكه بايد نشانه‌ها را به‌صورت مداوم ببينيد تا به نتيجه برسيد. به‌عنوان مثال پسر و دختري در دوران آشنايي براي ازدواج ممكن است به يك رستوران بروند. ممكن است بر حسب تصادف آن روز پسر پول محدودي به همراه داشته باشد و در ارائه سفارش دقت خاصي نشان دهد ولي اگر اين رفتار دائما تكرار شود و اين فرد در انتخاب رستوران مدام به قيمت توجه كند، مي‌تواند نشانه‌اي باشد مبني بر اين‌كه ممكن است اين فرد خسيس باشد. من مراجعي داشتم كه مي‌توانم بگويم ثروتمند بودند و صاحب خانه و ماشين گران‌قيمت اما به همسرش مي‌گفت: «چرا به جاي اين‌كه از بازارهاي ارزان‌قيمت، ميوه تهيه كني به فروشگاه ديگري مي‌روي كه ميوه را گران‌تر مي‌فروشد.» شايد اين موضوع منطقي به‌نظر برسد ولي در جايي كه با فشار، خشم و عصبانيت و بحث‌هاي طولاني مرد براي چنين موضوعي مواجه هستيم موضوع غيرطبيعي و آزار‌دهنده خواهد شد و شما با شخصيتي خسيس روبه‌رو هستيد كه بابت هر هزينه‌اي بايد پاسخگو باشيد. 



مردان بيكار: با انجام ندادن آزار مي‌رساند

شخصيت‌هاي بيكار افرادي هستند كه بيشتر با كارهايي كه انجام نمي‌دهند ديگران را آزار مي‌دهند نه با كارهايي كه انجام مي‌دهند، اين افراد از كاري كه ساعت كاري مشخص داشته باشد، بيزارند. اگر هم به ناچار در اداره‌ يا شركتي كار كنند كه قرار باشد از 8 صبح تا 4 بعدازظهر آنجا باشند، بدون شك بين كار، زماني كه رئيس‌شان نباشد از كار فرار مي‌كنند. اين افراد به‌دنبال كارهايي هستند كه با كمترين ميزان كار‌كردن بيشترين درآمد را داشته باشند. جالب اينجاست برخي از اين افراد به‌دنبال گنج هستند و در حال حاضر هم وجود دارند افرادي كه چنين خصوصياتي داشته باشند. يكي از مراجعان من خانمي است كه شكايتش اين است كه شوهرش 15 سال است كه به‌دنبال گنج است و به نصايح من و ديگران در مورد بي‌فايده بودن اين كار توجه نمي‌كند. اين افراد مسئوليت‌پذير نيستند و از زير كار فرار مي‌كنند. مثلا اگر قرار باشد لامپ اتاق را عوض كنند ممكن است اين كار يك ماه طول بكشد. اين اشخاص معمولا در حال نقشه كشيدن هستند تا چگونه ره 100ساله را يك شبه طي كنند.



مرد رفيق‌باز:همه چيز تحت تاثير رفاقت

شخصيت رفيق باز به كسي اطلاق نمي‌شود كه تعدادي دوست صميمي دارد چون لازم است افراد تعدادي يا حداقل يك دوست صميمي داشته باشند. اگر فردي هيچ دوستي نداشته باشد اين يك زنگ خطر است. كسي كه نتوانسته دوستي صميمي داشته باشد مي‌تواند همسري صميمي باشد؟ اما شخصيت رفيق‌باز براي رفاقت زندگي مي‌كند. در ذهن اين افراد هميشه عناويني مانند: دوست، رفيق، مرام، معرفت و... آنقدر پررنگ است كه همه چيز را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد. اين افراد دائم در تماس با دوستان خويش هستند و‌ بيشتر وقت‌شان را با آن‌ها مي‌گذرانند. آن‌ها به خاطر دوستان‌شان همه چيز زندگي‌شان را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهند. در مورد اين افراد نبايد فكر كنيد كه ازدواج مي‌كنند و خوب مي‌شوند. اين جمله بسيار خطرناك است چون گاهي اوقات نه تنها بهتر نمي‌شوند بلكه بدتر هم مي‌شوند. بهتر است بپذيريد كه بايد افراد به يك حدي از تعادل و شناخت برسند و بعد وارد مرحله  ازدواج شوند. در اين شخصيت اول دوستان و گروه دوستان در اولويت هستند و بعد مسائل ديگر زندگي. 



مرد ضد‌اجتماعي: دروغگو، فريبكار، بي‌رحم 

فردي كه شخصيت ضد‌اجتماعي دارد چند ويژگي مشخص دارد. اين فرد به‌شدت علاقه‌مند به شركت در فعاليت‌هاي خلاف قانون است و معمولا اگر بتوان به سوابق‌شان دسترسي پيدا كرد، سابقه‌دار هستند مثل دعوا كردن، نزاع دست‌جمعي يا تخريب اموال عمومي. اين‌ها افرادي هستند كه نمي‌توانند از كنار چيزهاي تميز يا مناسب به راحتي بگذرند. مثلا اگر يك ماشين مشكي متاليك ببينند حتما خطي عميق دورتادور ماشين مي‌اندازند. 3‌ويژگي مهم در اين افراد هست كه آن‌ها را خطرناك مي‌كند و آن هم دروغگويي، فريبكاري و بيرحمي آن‌هاست. اين افراد دروغگوهاي حرفه‌اي هستند و معمولا حافظه قوي در دروغگويي دارند و لو نمي‌روند. شايد اين‌طور فكر كنيد كه با چنين شخصيتي كسي ارتباط عاطفي برقرار نمي‌كند ولي بايد بگويم اين افراد در شروع ارتباط افرادي مناسب، قابل اعتماد، صادق، مهربان، شوخ طبع و آرام هستند. چنين شخصيتي كاملا طرف مقابل را جذب مي‌كند ولي اين ابتداي كار است. اصلا شايد از اين روش استفاده مي‌كند كه زمينه را براي سوءاستفاده و فريبكاري فراهم كند. اين افراد شما را سوار ماشيني مي‌كنند كه كرايه كرده‌اند، در مسير، خانه بزرگي را به شما نشان مي‌دهند و مي‌گويند اين خانه ماست، در ادامه به كارخانه‌اي مي‌رسيد و مي‌گويد اين كارخانه متعلق به پدر اوست و اتفاقا دربان كارخانه سري به نشانه سلام و ارادت تكان مي‌دهد و شما را مطمئن مي‌كند كه اين فرد راست مي‌گويد درحالي‌كه او از قبل پولي به دربان داده تا وقتي از آنجا رد مي‌شود اين كار را انجام دهد. تا اين‌كه يك روز با شما تماس مي‌گيرد و مي‌گويد من يك‌ميليون تومان كم آورده‌ام و اگر مي‌تواني آن را به من بده تا فردا به حسابت مي‌ريزم. شما در اين لحظه فكر مي‌كنيد كه حتما يك مشكل خاصي پيش آمده و خوشحال مي‌شويد كه به شما گفته كه مشكل دارد. در حقيقت ديگر نبايد دنبال پول‌تان برويد. اگر كارت اعتباري‌تان پيش او جا بماند، مطمئن باشيد كه حساب‌تان خالي خواهد شد. او تا بتواند از شما سوءاستفاده مي‌كند. 



آن‌ها عذاب وجدان ندارند

افراد داراي شخصيت ضد اجتماعي  چند ويژگي ديگر هم دارند. معمولا در اين افراد اعتياد رواج دارد. رفيق‌بازي هم در آن‌ها ديده مي‌شود و رانندگي خطرناك دارند. اين فرد رابطه را كنترل مي‌كند و خودش را همواره محق مي‌داند و اجازه سرزنش كردن به شما نمي‌دهد. اگر جايي شما متوجه دروغگويي اين فرد شويد بسيار ناراحت خواهد شد ولي علت اين ناراحتي اين است كه چرا نقشش را خوب ايفا نكرده و شما مچش را گرفته‌ايد، علتش عذاب وجدان نيست. در اين افراد چيزي به‌عنوان عذاب‌وجدان وجود ندارد. اين افراد احساس گناه نمي‌كنند و به‌مرور خشونت نشان مي‌دهند اما در اوايل ارتباط اينگونه نيستند. اگر مچ او را بگيريد شروع مي‌كند به اشك تمساح ريختن و اعلام مي‌كند كه اشتباه كرده و ديگر تكرار نمي‌شود. آگاه باشيد كه اين فرد در حال فراهم‌كردن زمينه براي سوءاستفاده بعدي است. اين افراد به همسرشان و ديگران دروغ زياد مي‌گويند و اين دروغگويي‌ها از نوع سودآور است. از ديگر ويژگي‌هاي منفي اين افراد كه در طول زمان بروز مي‌كند مي‌توان به پرتوقع بودن و بددهاني اشاره كرد.

آيا آن‌ها قابل درمان هستند؟

بيشتر درمانگران معتقدند؛ نبايد به درمان اين قبيل افراد اميدوار بود. در واقع درمان آن‌ها كاري دشوار و درصورتي كه با درمانگرشان همكاري كنند، روندي چند ساله خواهد داشت. در اختلالات شخصيت به اين دليل كه از كودكي فرد با يكسري الگوها عجين مي‌شود، گرفتن اين الگوها از اين‌ افراد كار بسيار دشواري است. نكته حائز اهميت اين است كه اين افراد فكر مي‌كنند كه ديگران اشتباه مي‌كنند. واردشدن به حيطه درمان اين افراد حتي براي درمانگران نيز كار دشواري است و مشكل اينجاست كه دختران با چنين افرادي وارد ارتباط مي‌شوند و بعد مي‌خواهند نقش درمانگر را براي آن‌ها بازي كنند و ديگر نمي‌خواهند از رابطه بيرون بروند. عموما اين دختران موفق نمي‌شوند و فقط چند صباحي از عمرشان را تلف مي‌كنند و بعضا آسيب‌هاي غيرقابل جبراني هم مي‌بينند. مثلا فرد خسيس با الگوهايي زندگي كرده است كه حاضر نيست آن الگوها را تغيير دهد بلكه به آن‌ها باور دارد. زماني مي‌توان به درمان اميدوار بود كه فرد خودش به اين نتيجه برسد كه طرز تفكرش زندگيش را مختل كرده و نياز به كمك تخصصي دارد. به‌عنوان مثال فرد معتاد زماني مي‌تواند بر اعتيادش غلبه كند كه به اين نتيجه برسد كه اعتياد دارد و به جاي انكار، معترف باشد و طلب كمك كند. به عبارتي اين بهترين زمان براي كمك به اوست. در غير اين صورت دوباره چرخه معيوبي تكرار مي‌شود. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 11:38  توسط راستین فرحبخش  | 

روانشناسی جالب انگشتان دست

 آیا تا به حال به‌طور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه كرده‌اید؟ آيا تا به حال فكر كرده‌اید به كدام یك علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه كنید؛ همان انگشتي كه دوستش داريد، به سمت موفقيت اشاره مي‌كند! اين تست شخصيت‌شناسي شما را شگفت‌زده خواهد كرد وقتي با انتخاب يكي از انگشت‌ها، شخصيت خودتان را بشناسيد. پس از مطالعه شخصيت خود، شما مي‌توانيد در ادامه متن، راهكارهايي براي رسيدن به موفقيت در روزهاي پيش‌رو را  بخوانيد.

انگشت شست

این انگشت نماد مسائل مادی و ثروت است و كسانی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، اقتصاد‌دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند. توصيه كارشناس ما براي گروهي كه انگشت شست خود را دوست دارند، اين است كه به مسائلي مثل طلا و دلار كه ذهن عموم را اشغال كرده است توجهي نكنند. شما مي‌توانيد به ايده‌اي تازه فكر كنيد؛ درست مثل عكاسي كه دور ايستاده است و از تجمع هزاران عكاس در اطراف يك تيم ورزشي عكسي براي بردن تمام جوايز عكاسي برمي‌دارد! 

انگشت اشاره 

این انگشت نماد كار است و اشخاصی كه به این انگشت اهمیت بیشتری می‌دهند، انسان‌های كاری‌ای هستند و به‌طور كلی وجدان كاری‌ خوب و موفقیت زیادی در كارهای‌شان دارند. كارشناس ما به اين گروه از افراد توصيه مي‌كند چند هفته‌اي روي اين موضوع مهم تمركز كنند: آيا ما درست در جاي خودمان قرار گرفته‌ايم؟! پاسخ به اين پرسش – البته به شرطي كه صادقانه باشد! – رمز موفقيت تمام مردم جهان است!

انگشت وسط 

این انگشت میزان اهمیت به‌خود فرد را نشان می‌دهد؛ افرادی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، در مورد همه چیز اول به‌خود اهمیت داده و تا‌حدودی خود‌پرست و خود‌خواه هستند! افراد اين گروه معمولا افراد موفقي هستند. در واقع نكته مهم اين است كه اين افراد حتي اگر در نگاه عموم چهره‌اي موفق نباشند اما در ذهن خودشان هستند و اين رضايت از خود به نوعي بزرگ‌ترين موفقيت است؛ موفق باشيد.

انگشت انگشتری

این انگشت نماد محبت و عشق است و كسانی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، انسان‌هایی احساساتی و عاطفی هستند و همواره به‌دنبال محبت و خوشحال كردن دیگران هستند. توصيه كارشناس ما براي اين گروه از افراد اين است كه واقع‌بين باشند. شما از محبت كردن به ديگران لذت مي‌بريد، اين الزاما دليلي براي مهربان بودن ديگران با شما نيست. شما بارها از اين رفتار ديگران دل‌تان شكسته است اما بايد به جاي غصه خوردن خودتان را خوشبخت احساس كنيد كه در اين دنيا هنوز مي‌توانيد با آدم‌ها مهربان باشيد!

انگشت كوچك

این انگشت نماد خانواده و فرزند است و كسانی كه به این انگشت علاقه‌مندند، افرادی هستند كه به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترك و به‌طور كلی روابط بین افراد اهمیت می‌دهند. اين گروه از افراد آدم‌هايي خلاق اما بسيار بي‌اراده هستند. مشكل اين افراد نداشتن قدرت ريسك در زندگي است. توصيه كارشناس ما به اين گروه از افراد يك‌بار براي هميشه پا را درون آب گذاشتن است! بگذاريد ترس‌تان بريزيد؛ شما آنقدر خلاق هستيد كه از ترس جان‌تان شنا كردن را به سرعت بياموزيد!

ینجاست که خوب است دماغتان را بالا بگیرید و از «قیف»تان استفاده کنید: کشف پروسه استخراج روغن از گل به وسیله تقطیر، توسط ابن سینا صورت گرفته، تا قبل آن، عطرهای مایع مخلوطی از روغن و گل ها و گیاهان له شده بودند که درست کردنش کار خاصی ندارد و جلوی بچه دوساله هم اینها را بگذارید، همین را تولید می کند. ابن سینا ولی با گل رز شروع کرد به تقطیر و گلاب گرفت که بویش خیلی لطیف تر از عطرهای قبلی بود.

کریستین دیور / برای فضای صلح و دوستی

عطر باکلاس و باسلیقه ای است و 100 میلی گرمش بالای صد هزار تومان می ارزد! عطر «یون» کریستین دیور در سال های بعد از فروریختن دیوار برلین تولید شد. در فضایی که اروپا مملو از استرس و تنش شدید بود، خیلی ها معتقد بودند عطر دیون بسیار آرام بخش و لطیف و خلاصه مناسب فضای آن موقع است. حالا منتظر آن شرایط نباشید. در فضای صلح و دوستی هم استفاده کنید، کار خودش را می کند.
مردانه: «فارنهایت» یک مدل مردانه کریستین دیور است که ترکیبی از بوی چوب و گلو مشک دارد. ممکن است اول که بو می کنید، بوی خیار بدهد یا از آن بدتر بوی نفت. نترسید و به دماغ و عقل تان شک نکنید. قرار نیست بابت بوی خیار یا نفت این همه پول بدهید. این بوها مال سطوح اولیه عطر است که زود می رود. آنها که دستشان به این عطر رسیده. می گویند بوی سبکی دارد. اگر در جوگیری آن را خریدید، یا برایتان خریدند، در فصل های بهار، پاییز و زمستان می توانید ازش استفاده کنید. آن وقت تبدیل می شوید به انسانی کلاسیک و در عین حال مدرن که کاراکتری آزاد و رها دارد در عین حال که بسیار متشخص، جذاب، شیک و بانفوذ است.

زنانه: «میس دیورچری» یکی از زنانه های این مارک است. خوب است شب استفاده کنیدش. نپرسید که «این همه پول بدهیم فقط برای شب؟» کسی که پول خرید چنین عطری را داشته باشد، حتما عطر روز و شبش باید با هم یک فرقی بکند. این چنین خانم هایی عطر میوه ای، شیرین و ملایم مسی دیور را می گذارند برای شب.

کنزو / برای احساس قدرت کردن

این عطر آقای «کنزو تاکادا» هم زنانه و مردانه دارد به جز مدل جنگلی اش که بدون جنسیت است. قیمتش هم حدود 55 تا 60 هزار تومان.

مردانه: «کنزو ایر» به درد هنری ها می خورد. آنها که موسیقی توی روحشان است. با این حال خیلی هم لطیف نیست و جور مردانه ای قوی و نیرومند است. در هر سنی که باشید، کنزو ایر بزنید و احساس قدرت را به خودتان تزریق کنید. چه ایرادی دارد؟ برای هر فصلی خوب است. اگر هم قصد خرید ندارید. اصلا نگاهش نکنید که خطرناک است. بطری اش اصلا با آدم حرف می زند. بویش هم از ترکیبات کهربایی و گل های حساس تشکیل شده.

زنانه: باوقار و خوشحال است. بطری هایش هم مثل بویش بشکن می زنند. از گل آفتابگردان و یاسمن، شکوفه های گیلاس های ژاپنی، برگ چای چینی و مشک و وانیل درست شده و در مجموع فضایی «هایکو»یی می سازد (قابل توجه دکتر رضایی، برای روز زن!) اگر خجالتی باشید این ادکلن شماست. خجالتی ای که معلوم است شیطنت هایی زیر پوستش خوابیده بد فرم. ارزان است؛ حدود 18 هزار تومان.

سی کی وان / برای ماندگاری بالا

اولین عطر بدون جنسیت است. منظور این است که هر دو گروه زن و مرد می توانند از آن استفاده کنند. الهام گرفته از کسی که یک لحظه از دوستش جدا نمی شود! اگر بوی عطر هم شبیه الهامش باشد چندان جالب نیست؛ ولی اتفاقا می گویند هست. آنها هرگز از دوست شان جدا نمی شوند از این عطر به طور روزانه استفاده می کنند. هر 200 میلی گرمش حدود 50 هزار تومان است. بوی ترش لیمو یا آنانس دارد که بعد کمی به بوی رز و زنبق و بنفشه می رسد. تتمه اش هم مشک و عنبر و سدر و چوب صندل است. نوع جدیدترش سی کی وان شوک زنانه است و گران تر؛ حدود 80 هزار تومان.

آزارو / برای تقابل سنت و مدرنیته

اولین بار در سال 1978 تولید شد. از این بوهاست که یا از آن خوشتان می آید یا نه. عین آدم های پر سروصدا است و خودش را نشان می دهد. بعضی با سروصدایش حال می کنند. بعضی هم دلشان می خواهد سر به تنش نباشد و از پنجره پرتش کنند بیرون.

مردانه: نوع جدید مردانه اش «ایلیکسر» یک جورهایی مثل مدل قدیمی اش خاکی است. ولی یک حس میوه ای و کم شیرین هم دارد. حالا اینکه از این خاک چطور بوی میوه درمی آید خدا می داند! برای آنهایی خوب است که گیر کرده اند بین سنت و مدرنیته! «آزارو کروم لجند» ولی جوان پسندتر است و کمتر بلاتکلیف، بوی خنکی هم دارد.

زنانه: «آزارو دیو» با آن شکل عجیب و غریب بطری اش شبیه لب های نیمه باز است. به این دهان نیمه باز که می خواهد حواستان را پرت کند توجه نکنید. اولش که کمی از آن بزنید بوی سرحال میوه می دهد و یک کم که می گذرد. بوی شکلات می گیرد. تازه این آخرش نیست. ده دهقیقه صبر کنید رایحه اش پودری می شود. حواستان باشد که دارد با شما چه می کند. به سراغش اگر می روید، چراغ را فراموش نکنید. قیمتش حدود 60 هزار تومان است.

جورجیو / برای اتوکشیده ها

این عطر به نام «جورجیون آرمانی» طراح مد ایتالیایی است ولی موفقیتش بیشتر به خاطر بیش از 45 بویی است که درست کرده. خیلی هایش مثل «آکوای جیو» و «آرمانی کد» مشتری های پروپا قرص جهانی دارد. صد میلش هم حدود 100 هزار تومان است.

مردانه: «جورجیو آرمانی آکوا» خوراک آقایان است که انگار همه جا برایشان میخ دارد: نمی توانند بنشینند و هی از این طرف به آن طرف می روند. اصطلاحا پرجنب و جوش. بویش خنک و مدرن است و اگر بروید توی مغازه. بهتان می گویند این عطر از شما یک مرد جذاب با نیروی مغناطیسی قوی می سازد. فقط اگر آن را خریدید یک کاغذ هم بچسبانید به خودتان و بنویسید خطر برق گرفتگی. هار هار هار!

زنانه: اگر بوی «جورجیو آرمانی آدی جیو» به مشامتان بخورد، یکهو و بی هوا، به گربه های ولو شده در آفتاب حسودی تان می شود. بویش خاطرات تابستانی آدم را می کشد بیرون. جوری لطیف و مهربان و در عین حال آزاد.

شنل / برای خواستگاری رفتن

شنل، ادکلن معروف خانم شنل بود؛ همان طراح مد مشهور. برای خودش کلاسی دارد در دنیای باکلاس ها.

زنانه: اهل فن معتقدند «کوکو شنل» برای خانم های جاافتاده تر است اما از ما می شنوید هرجا دست تان بهش رسید حتما استعمال کنید. می توانید توی خیابان راه بروید و مطمئن باشید همه آدم باکلاس ها گول می خورند و فکر می کنند شما هم از خودشانید. عمرا اگر فکر کنند مسن اید. اگر خیلی نگران حرف مردمید که «دختر بوی ترشیدگی اش درآمده» می توانید از «مادمازل شنل» استفاده کنید. دخترانه تر از کوکو است. اگر وسع تان نمی رسد که بخریدش و ضمنا قرار است خواستگار مایه داری در خانه را بزند، لباس موردنظر آن شب را پوشیده و به یک عطرفروشی بروید و فقط آن را روی لباستان امتحان کنید. بویش این قدر می ماند که خواستگار بیاید و برود و فکر کند شما آدم باکلاسی هستید.

مردانه: «شنل الور» نیمه رسمی و رسمی است و مناسب برای بالای بیست و پنج سال. درست زمانی که وقت زن گرفتن تان شده! خوب است برای دفاع پیشگیرانه از حمله بانویی که به خواستگاری اش رفته اید استعمال کنید. آن وقت او که رفته به اندازه یک «پیس» آن هم در عطرفروشی «مادمازل شنل» زده. فکر می کند این عطر دائمی شماست. سنگینی و گیرایی اش هم کار خودش را می کند. رایحه ای گرم و شیرین و اسپایسی و چوبی دارد!

ورساچی / برای موجودات پیچیده

ایرانی ها سیاهش را بیشتر دوست دارند. این ادکلن ایتالیایی از ماگنولیا با رایحه کمی تلخ و شیرین طراحی شده و برای افراد مشکل پسند است! نود میلش حدود 40 تا 50 هزار تومان قیمت دارد.

مردانه: ورساچی آبی تولید 2006 است. مخلوطی از اقاقیا و سدر و ترخون و مشک. برخلاف «ورساچی من» که بوی توتون می دهد، این یکی بوی زنده و تازه ای دارد. مجبور هم نیستید هر شب به مادرتان توضیح دهید که بویی که می دهید بوی عطرتان است. نه بوی قلیانی که یواشکی کشیده اید.

زنانه: «ورسوس ورساچی» یک جور پیچیده ای است. همچین کمی آدم را گیج می کند و کرم آدم را برای کشفش زیاد. احتمالا برای اینکه تولید 2010 است و می خواهند کلا ذهن آدم ها درگیر چیزهای الکی باشد. رایحه اش خنک، ملایم و شیرین است. بویش ترکیبی از میوه و گل هاست و قیمت صد میلش هم حوالی 50 تا 60 میلیون می چرخد.

جوپ / برای پیر، جوان و بقیه

این دیوار برلین نه فقط جلوی ارتباط آدم ها، که جلوی انتشار عطرها را هم گرفته بوده انگار. عطر جوپ هم منتظر بود دیوار برلین بریزد تا «وولف گانگ» نامی (که ترجمه اسمش به فارسی، چیزی شبیه «گرگ علی» می شود!) آن را عرضه کند. این عطر آقای گانگ، رنگ و وارنگ است و ایرانی ها هم خوب مشتری اش هستند. سن هم نمی شناسد. ترکیبات پایه اش هم خوب مشتری اش هستند. سن هم نمی شناسد. ترکیبات پایه اش معمولا از شیره عسل و یاسمن و دارچین و دخانیات است و در نتیجه بوی شیرین و تلخی دارد.

مردانه:جوپ اسپلش برای آقایانی که نه با شکلات حال می کنند، نه با میوه نه آب نبات و نه هیچ چیز، و فقط با خودشان حال می کنند خوب است. با طراوت و خنک است و تهش بوی علف می دهد. جوانانه و غیررسمی است و مناسب روزهای تابستان. 75 میلی اش حدود 40 تومان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 10:13  توسط راستین فرحبخش  | 

ماساژ صورت

ماساژ بدن قرن ها در آسیا، خاور میانه و اروپا رایج بوده و یکی از قدیمی ترین روش های درمانی به شمار می رود. ماساژصورت شامل قسمت های: پیشانی، بینی و سوراخ های بینی، اطراف دهان، گونه ها، اطراف چشم، گردن، چانه و گوش ها می شود.

به گزارش برترین ها ؛ ماساژ باید در محیطی آرام صورت بگیرد. پیش از شروع ماساژ تلفن را از پریز خارج کنید، یک شمع معطرروشن کنید و روی یک صندلی راحت بنشینید. پخش موسیقی ملایم هم به بیشتر کردن تاثیر ماساژ کمک می کند.

قبل از شروع ماساژ حتماً  صورت خودرا تمیز کنید. به همه قسمتهای صورت خود و همچنین نوک انگشتانتان کرم ماساژ بمالید تا انگشتانتان بتوانند به راحتی روی پوست صورت حرکت کنند درطول مدت ماساژ می توانید از کرم بیشتری استفاده کنید. 

حرکات انگشتان باید ملایم و منظم بوده به همه قسمت های صورت فشار یکسانی وارد شود. بهتر است از انگشت  حلقه و انگشت  وسط استفاده کنید و در حین ماساژ حرکات خودتان را با تنفستان هماهنگ کنید. ماساژ را با حرکات سریع تر آغاز کنید و کم کم سرعت آن را پایین بیاورید.

مرحله 1. پیشانی- ماساژ را از وسط پیشانی شروع کنید و انگشتان خود را به آرامی در طول پیشانی حرکت دهید. شش بار به صورت دورانی این قسمت ها را ماساژ بدهید. کل این حرکات را سه بار تکرار کنید. درنهایت سه بار گودی شقیقه ها را به آرامی فشار دهید. به یاد داشته باشید این فشار باید آرام و لذت بخش باشد  نه محکم ودردناک. 

مرحله 2. بینی. انگشتانتان را در دو طرف بینی روی گودی چشم ها قرار داده به آرامی به سمت پایین بکشید. از دست چپ برای ماساژ قسمت راست بینی و از دست راست برای ماساژقسمت چپ بینی استفاده کنید. این حرکت را سه بار انجام دهید.

مرحله 3. سوراخ های بینی. دستتان را روی سوراخ بینی قرار داده و از عقب به جلو به صورت دورانی حرکت دهید. این کار را 6 بار انجام دهید. 

مرحله 4. دهان. دستتان را در طول لب پایین حرکت دهید و سعی کنید با حرکاتی به سمت بالا ، گوشه های دهان رابه سمت بالا ببرید. این کار را سه بار انجام دهید.

مرحله 5. گونه ها- حرکات خود را از چانه آغاز کنید و به سمت نرمه گوش بروید به طوری که بیشترین  تمرکزتان روی  آرواره ها  باشد. سپس فاصله بین گوشه های دهان و گوش ها و همچنین فاصله بین سوراخ های بینی و شقیقه ها را ماساژ دهید. کل این حرکات را سه بار انجام دهید. حرکت خود را با وارد آوردن فشار ملایم بر روی شقیقه ها به پایان برسانید. 

مرحله 6. چشم ها – ابتدا گودی زیر ابروها را بفشارید و تا سه بشمارید. سپس انگشت ها را زیر پیشانی، دور و زیر چشم ها حرکت دهید و دوباره به نقطه اول برگردید. این  حرکت را سه بار انجام دهید و در آخرین حرکت انگشتها رادر طول پلک ها به آرامی حرکت داده و شقیقه ها را به آرامی بفشارید.

مرحله 7. گردن – برای ماساژ گردن از کف دست های خود استفاده کنید. ماساژ را از استخوان ترقوه شروع کرده کم کم به سمت چانه بروید. دو دست خود را به صورت همزمان به کار نبرید بلکه با قرار دادن یک دست بر گردن دست دیگر را بردارید و حرکات منظمی ایجاد کنید. در شش حرکت به سمت چانه بروید و در شش حرکت به طرف استخوان ترقوه برگردید . همانطور که به سمت بالا می روید فشار دست خود رابیشتر کنید.  

مرحله 8. چانه- چانه را بین انگشت سبابه و انگشت وسط خود بگیرید و با حرکات قیچی مانند انگشتان خود را به آرامی در طول آرواره ها حرکت دهید. انگشت سبابه را خم کنید و در زیر آرواره ها قرار دهید. با استفاده از کناره های انگشت سبابه و شست فاصله بین چانه و گوش راست را ماساژ بدهید. همین کار را با دست چپ انجام دهید. کل این حرکات را شش بار تکرار کنید.

مرحله 9. گوش ها. شست و انگشت سبابه  را به صورت مارپیچ به سمت بالا حرکت دهید و تا پنج بشمارید. سپس شست خود را روی آرواره ها حرکت دهید و تا جایی که می توانید به گوش ها و سپس نرمه گوش نزدیک کنید. این کار را سه بار تکرار کنید.

آيا تا به حال به‌طور دقيق به انگشتان دستان خود نگاه كرده‌ايد؟ تا به حال فكر كرده‌ايد كه به كدام يك علاقه بيشتري نسبت به بقيه داريد؟ با دقت نگاه كنيد. به‌نظر مي‌رسد همين خطوط مختلف موجود روي انگشتان دست كه  آن‌ها را به بندهاي مختلف طبقه‌بندي مي‌كند، نقش مهمي در شخصيت ما ايفا مي‌كند. درحالي‌كه ما فكر مي‌كنيم اين خطوط نمي‌تواند تفاوت چنداني بين افراد مختلف داشته باشد. بلندي و كوتاهي هر كدام از  آن‌ها پيامي از درون به شما ابلاغ مي‌كند؛ پيامي كه مي‌تواند در شناخت بهتر شما از خودتان و حتي بررسي آنچه در آن استعداد داريد موثر باشد. به نخستين نگاه سريع و حس خود اعتماد كنيد. بندها به ما مي‌گويند كه آيا ما فردي روشنفكر و پيرو عمل هستيم يا فردي فيزيكي؟ در اين شماره قرار است نگاهي عميق بر انگشتان خود داشته باشيد. 

بندهاي روي انگشتان

وقتي كف دست‌تان را رو به‌صورت قرار داده‌ايد به انگشتان‌تان نگاه كنيد. مي‌بينيد كه هر يك از انگشتان شما به 3 بند تقسيم شده است. متوجه 3 خط تيره افقي خواهيد شد كه هر بند را از ديگري جدا مي‌كند. مهم‌ترين چيزي كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه كدام بند، بلندترين است. معمولا يك سري از بندها حتي گاهي به ميزان كم (بالايي، مياني يا پاييني) بلندتر از بندهاي ديگر هستند.

بلندتر بودن بندهاي پاييني : شماكاردستي را دوست داريد

اگر بندهاي پايين انگشتان شما بلندتر است از نظر فيزيكي قوي بوده و بدني تندرست داريد. آنچه در بين اين نوع افراد مشترك است اين است كه از كار كردن با دست لذت مي‌برند. اين نوع كار مي‌تواند تعمير و ساخت اشيا يا آشپزي باشد. جابه‌جايي و تغيير براي شما خيلي سخت است. چسبيدن به يك برنامه روزانه در دستيابي به اهداف‌تان كمك مي‌كند.

 بلندتر بودن بندهاي مياني : شما بلند همت هستيد

بلندتر بودن بندهاي مياني انگشتان شما نشان‌دهنده اين است كه فردي بلند همت هستيد و مايليد به اهداف‌تان برسيد. با بالا رفتن سن ممكن است به بازرگاني يا تجارت بپردازيد زيرا پول را و آنچه با آن خريداري مي‌شود، دوست داريد. بلندتر بودن بندهاي مياني انگشتان موجب تمايل فرد به تملك و گردآوري مال مي‌شود.

بلندتر بودن بندهاي بالايي انگشتان: شما يك متفكريد

اگر بندهاي بالايي انگشتان دست شما بلندتر هستند در اين صورت شما فرد متفكري هستيد. آموختن و جمع‌آوري اطلاعات را دوست داريد. افرادي كه بند بالايي انگشتان  آن‌ها بلندتر است كارهايي مانند بازي شطرنج، خواندن كتاب و حل كردن جدول را دوست دارند. همچنين شما مايليد پيرامون افراد انديشمندي باشيد كه مي‌توانند چيزهايي را به شما بياموزند. ممكن است از خواندن تاريخ يا مطالعات اجتماعي لذت ببريد. گزارش‌هاي خبري نيز براي شما جالب هستند زيرا دوست داريد از آنچه در جهان مي‌گذرد آگاه باشيد.

  اتر، انرژي حول دستان ما

8 عنصر وجود دارد كه شامل زمين، آب، آتش، هوا، اتر، فكر، هوش و ضمير است. از اين عناصر 4 مورد  آن‌ها فيزيكي و 4 مورد غيرفيزيكي هستند. وجود اين 8 عنصر در هر انسان به نسبت مساوي است. عناصر فيزيكي شامل زمين آب، آتش و هواست. اين عناصر مي‌توانند از طريق بينايي، چشايي و بويايي تجربه شوند.

عناصر غيرفيزيكي ذهن، هوش و ضمير هستند و نمي‌توانيم  آن‌ها را با حس‌هاي‌مان درك كنيم زيرا بيانگر آگاهي روح هستند. عنصر اتر در مرز بين فيزيكي و غيرفيزيكي قرار دارد. نوسان صدا در واقع ماحصل دنياي اتري است. صدا توسط هوا حمل مي‌شود ولي توسط آن ايجاد نمي‌شود بلكه ايجاد آن توسط اتر است. هر چيزي كه در اين دنيا به‌طور فيزيكي توليد مي‌شود از ارتعاش صدا آغاز مي‌شود. به‌عنوان مثال پس از اين‌كه طرحي توسط مغز و هوش تصور شد با استفاده از كلام و لغت‌ به بخش واقعيت منتقل مي‌شود. در اين مسير عنصر اتر پل بين آگاهي و جوهر وجودي است. عنصر ناپيداي اتر حول دستان ما قرار دارد. دستان خود را روي ميز قرار داده و آزاد بگذاريد. اگر فضايي وجود داشته باشد به اين معناست كه اتر به آزادي حول دست در حال جريان است. اين امر نشانه ‌هايي از ارتباط قوي بين ذهن و بدن است كه توانايي لازم براي انجام آسان طرح‌ها را به انسان مي‌دهد. هر نوع پيوستگي بين انگشتان يا پيوستگي شست به كف دست نشان‌دهنده اين است كه اتر در آن نقطه مسدود شده و قدرت آن را محدود كرده است.

فضاها: اگر فضاهايي بين تمام انگشتان و شست شما وجود دارد اين امر نشانه مثبتي از شكوفايي استعدادهاي شماست، همچنين هرچه اين فاصله‌ها بيشتر باشد فرد ياشده مستقل‌تر و مطمئن‌تر خواهد بود.

پيوستگي: اگر تمام انگشتان شما نزديك به هم باشند مسلما تمام توانايي‌هاي‌تان را واپس مي‌زنيد و همچنين فردي خجالتي و كم‌‌حرف هستيد:

1. فضاي بين شست و دست(حوزه تاثير): شما توانايي كنترل و شكل‌دهي شرايط پيرامون خود را داريد. 

پيوستگي شست به دست: براي شما كنترل و تاثيرگذاري بر شرايط پيرامو‌ن‌تان كاري بس مشكل است و ممكن است نسبت به انجام اين كار تمايل چنداني نداشته باشيد.

2. فضاي بين انگشت مشتري و زحل(حوزه فعاليت): شما توانايي عملكرد مستقل را داريد و براساس تمايل خود عمل مي‌كنيد. 

پيوستگي بين انگشتان مشتري و زحل: ممكن است متكي به ديگران باشيد و منتظر بمانيد تا  آن‌ها شما را راهنمايي كنند.

3. فضاي بين انگشتان زحل و خورشيد(حوزه تفكر): شما ذهن و فكري مستقل و مايل به تفكر براي خود داريد و تحت‌تاثير نقطه‌نظرات عموم قرار نداريد. 

پيوستگي انگشتان زحل و خورشيد: هنگام تصميم‌گيري تحت‌تاثير نقطه‌نظراتي كه عموما پذيرفته مي‌شود، قرار مي‌گيريد. 

4. فضاي بين انگشتان عطارد و خورشيد(حوزه ارتباطات): توانايي تبادل انديشه‌ها و نقطه نظرات خود را داريد. 

پيوستگي انگشتان عطارد و خورشيد: ممكن است در مورد تبادل تفكرات و انديشه‌هاي‌تان مردد يا بي‌ميل باشيد.

   بند اصلي را پيدا كنيد

در هر فرد بند انگشتي وجود دارد كه بلندتر از بقيه است. اكنون ماموريت شما يافتن قوي‌ترين يا مهم‌ترين بند انگشت است. ما اين بند را «بند اصلي» مي‌ناميم. بند اصلي به شما مي‌گويد كه كدام يك از استعدادهاي‌تان قوي‌تر است. 

  1. بند بالايي انگشت مشتري: روحانيت
شما فردي بسيار روحاني بوده و به انواع فعاليت‌هاي روحاني علاقه‌مند هستيد. ممكن است توانايي اندكي نيز در زمينه مسائل روحي و رواني داشته باشيد.

 2. بند مياني انگشت مشتري: بلند همت
شما فردي بلندهمت هستيد و مايل به انجام كارهاي بزرگ و صعود به قله موفقيت. به‌عنوان مثال، اگر در يك تيم پيگردي قرار داشته باشيد بيش از هر شخص ديگري مي‌خواهيد بياموزيد. براي كسب بالاترين موفقيت به كار و تلاش بسيار مي‌پردازيد.

 3. بند پاييني انگشت مشتري: مسئول ديگران
دوست داريد مسئول ديگران باشيد چه كاپيتان تيم باشيد چه مبصر كلاس. از اين‌كه ديگران از سخنان شما پيروي مي‌كنند، لذت مي‌بريد. همچنين اعتماد به نفس بسياري داريد ولي با اين همه خودبين نيستيد.

 4. بند بالايي انگشت زحل: دانش
شما شيفته كسب اطلاعات هستيد. يادگيري و مطالعه چيزي است كه بسيار به آن علاقه‌منديد. ممكن است از خواندن كتب مربوط به تمدن‌هاي باستاني لذت ببريد.

 5. بند مياني انگشت زحل:‌ سازماندهي‌كننده
در امر سازماندهي بسيار خوب عمل مي‌كنيد. توانايي برنامه‌ريزي، فعاليت‌هاي گروهي و سازماندهي انجام تدريجي پروژه‌ها را داريد. احتمالا اتاق خود را بسيار پاكيزه نگه مي‌داريد.

 6. بند پاييني انگشت زحل: طرفدار محيط‌زيست
زمين را دوست داريد و در بوم‌شناسي و محيط‌زيست سير مي‌كنيد. بيشتر در خارج از خانه به سر مي‌بريد.

 7. بند بالايي انگشت خورشيد: فردگرا
شما فردگرا هستيد. اگر مايل نيستيد از بقيه پيروي كنيد هر كاري را به شيوه شخصي خودتان انجام مي‌دهيد. 

 8. بند مياني انگشت خورشيد: عاشق محبوب بودن
عاشق محبوبيت و قرار گرفتن در كانون توجه ديگران هستيد. مايليد طبق اسلوب و مد روز لباس بپوشيد. ممكن است بخواهيد هنرمند يا موسيقي‌دان شوند.

 9. بند پاييني انگشت خورشيد: هنرمند و بازيگر
دوست داريد مركز توجه مردم باشيد. لباس‌هاي آراسته بپوشيد و هنرمند يا موسيقيدان شويد.

 10. بند بالايي انگشت عطارد: برقراركننده ارتباط
عاشق صحبت كردن هستيد و در توصيف كردن، توانايي خوبي داريد. ممكن است وقت خود را صرف مكالمه‌هاي تلفني كنيد.

 11. بند مياني انگشت كوچك: نويسنده
توانايي ذاتي در امر نويسندگي داريد. بسيار شجاع بوده و هميشه در مورد چيزهايي كه نمي‌دانيد پرسش مي‌كنيد. ممكن است به تهيه گزارش‌هاي تحقيقاتي علاقه‌مند باشيد. پيشنهاد مي‌كنم براي يك روزنامه نويسندگي كنيد.

 12. بند پايين انگشت عطارد: تكنولوژي
عاشق انواع تكنولوژي هستيد كه مي‌تواند شامل الكترونيك‌ها و مكانيك‌ها باشد. با كامپيوترها و ابزار مكانيكي كوچك كار كنيد.

هيچ خانواده‌اي به قصد از هم پاشيــدن تشكيل نمــي‌شود. هيچ‌كس دلــش نمــي‌خواهد سرنوشت خانواده‌اي كه با هزار اميد و آرزو مي‌سازد، دعوا و كشمكش و دست آخر جدايي باشد. همه زوج‌ها در آغاز زندگي مشترك‌شان متعهد مي‌شوند تا پايان راه كنار هم بمانند و از مسير تعهدات‌شان خارج نشوند. نه فقط در ايران كه در همه جاي دنيا اين پايداري و ثبات براي خانواده‌ها مهم است و حتي سلامت روحي و رواني بچه‌ها و تربيت درست آن‌ها به همين ثبات و پايبندي زن و شوهر نسبت به هم بستگي دارد اما به‌نظر مي‌رسد در سال‌هاي اخير موضوع پايبند نبودن زوجين نسبت به هم به يك معضل اجتماعي در جهان تبديل شده و خيلي‌ها دنبال پاسخ اين سوال هستند كه چرا گاهي زوجين يكديگر را فراموش مي‌كنند و از مسير مشترك و اصلي زندگي خارج مي‌شوند؟ 

آدم‌هايي كه  لب مرز هستند

دلايل متعددي براي گريز زوج‌ها از تعهد و پايبندي نسبت به زندگي وجود دارد اما موضوع اختلالي كه در شخصيت برخي افراد وجود دارد يكي از دلايل علمي و تخصصي محسوب مي‌شود. در اين حالت، فرد به ظاهر سالم و بدون توهم و هذيان به‌نظر مي‌رسد و حتي فردي اجتماعي است، اما در تفكراتش مشكل دارد و كسي به جز فردي كه با او زندگي مي‌كند، نمي‌تواند به تفكرات دروني عجيب و غريبش پي ببرد. چنين فردي متفاوت فكر مي‌كند و در زندگي با شريكش هم مي‌خواهد تفكرات خودش را به او بقبولاند. اين افراد كارهاي طبيعي افراد عادي را انجام نمي‌دهند و دوست دارند به همه اين باور را بدهند كه كارهاي عجيب خودشان درست است. يكي از اختلالات شخصيتي كه باعث بروز چنين حالاتي مي‌شود شخصيت مرزي نام دارد. افرادي كه شخصيت مرزي دارند، ثبات خلقي ندارند و هر لحظه و هر روز يك مدل هستند. گاهي خوشحال‌اند و اظهار علاقه مي‌كنند و گاهي هم مضطرب و بدحال مي‌شوند. در چنين افرادي ممكن است، محيط و افراد ديگر در بروز اختلالات تاثير بگذارند اما عامل اصلي اختلال شخصيت، خود فرد است كه توانايي ايستايي و ثبات در عقيده را ندارد. 

تقصير من نيست

در افراد عادي هم در شرايط مختلف تغييرات خلق و خوي به‌وجود مي‌آيد اما با گذشت مدت زماني كوتاه به حالت عادي باز مي‌گردند. بعضي از افراد اختلال شخصيت مرزي ثبات گفتاري هم ندارند. وقتي ثبات گفتاري، ثبات عقيده و ثبات خلقي در يك زندگي زناشويي، وجود نداشته باشد طبيعي است كه مشكلات آغاز مي‌شود. اين افراد به همسر خود ابراز علاقه مي‌كنند ولي ممكن است جاي ديگري هم سرگرم باشند و همين احساسات وعلاقه را به فرد ديگري هم ابراز كنند. در ميان افراد بي‌ثبات، عده‌اي وجود دارند كه مشكلات بي‌‌تعادل بودن رفتار خود را به طرف مقابل نسبت مي‌دهند. به طرف مقابل خود مي‌گويند؛ ايراد توست كه من به ديگري گرايش پيدا كرده‌ام و حتي پايبند نبودن خود را به طرف مقابل مربوط مي‌دانند. حتي گاهي اوقات اين افراد ثبات شغلي معقولي هم ندارند و ممكن است در يك فاصله زماني كوتاه چند بار شغل خود را تغيير دهند. اين افراد در محيط كار بي‌هيچ بهانه‌اي قطع ارتباط مي‌كنند و ديگران را مقصر مي‌دانند يعني حتي ناسازگاري خود با محيط را بر گردن ديگران مي‌اندازند.

گاه شاد، گاه غمگين

گروه ديگري نيز از افراد بي‌ثبات وجود دارند كه از نوعي افسردگي موسوم به افسردگي دو قطبي رنج مي‌برند. اين افراد افسرده‌هايي هستند كه در برخي موارد حالت افراد افسرده و نگران را دارند و در ديگر حالات دچار شيدايي و سرخوشي بيش از اندازه مي‌شوند. يعني بدون علت خاصي شادند، مي‌خندند و سر خوش‌اند. در حقيقت اين افراد به‌دليل مواد بيوشيميايي كه در مغزشان وجود دارد بدون دلايل خارجي و محيطي، شاد يا غمگين هستند. اين‌ها در حالت افسردگي يك سري حالات و علائم خاص دارند و در شادي و سرخوشي يك سري حالات، حرف‌ها و رفتارهاي خاص ديگر.

وسواسي‌هاي بلاتكليف

گروه ديگري از افراد دچار عارضه‌اي به نام وسواس فكري هستند كه نيازمند بررسي و درمان خواهند بود. اين افراد را مي‌توانيم با يك مثال بررسي كنيم؛ مرد متاهلي را درنظر بگيريد كه از زندگي خود راضي است اما در طول رخدادهاي محيط خارج از منزل با خانم ديگري آشنا مي‌شود. او قصد جدايي از همسرش را نداشته و از زندگي‌اش گلايه‌اي ندارد. حتي مي‌گويد همسرم خوب است و قصد جدايي ندارم. فرزندان خوبي دارم. با خانم جديدي هم كه آشنا شده‌ام به درد من براي زندگي نمي‌خورد و قصد ندارم با او ازدواج كنم اما نمي‌دانم چرا نمي‌توانم از او دل بكنم و او را كنار بگذارم. اين افراد بين 2 حالت زندگي در تعارض هستند و نمي‌توانند راه درست را انتخاب كنند. اين‌ها نيازمند كمك و حمايت‌اند و بايد تحت نظر و درمان قرار بگيرند. اگر چه برخي اوقات اين افراد در پوشش شرع و دين روابط خود را توجيه مي‌كنند اما بايد به آن‌ها گفت كه شايد در گذشته مثل دوران جنگ و نياز به ازدياد نسل، ازدواج يا آشنايي با خانم ديگري به‌منظور حمايت خانوادگي توجيه داشت اما امروزه رضايت همسر اول براي ازدواج موقت يا دائم با زن ديگر، لازم و ضروري است و تاكيد مي‌شود در غيراين صورت بروز مشكلات زناشويي حتمي و جدي خواهد بود. در چنين شرايطي شيرازه زندگي به هم مي‌خورد و مسير آن به سوي جدايي، طلاق و حتي خيانت كشيده مي‌شود. 

مرداني كه همسر سنتي مي‌خواهند اما...

مهم‌ترين عاملي كه به انسان براي حل اين مشكلات كمك مي‌كند، علت‌يابي است. متاسفانه عده زيادي از افرادي كه دچار چنين مشكلاتي در زندگي مي‌شوند قبل از آنكه فكر علت‌يابي باشند دنبال راه چاره مي‌گردند. در چنين شرايطي بايد قبل از هر چيز سبب‌شناسي كرد و ديد كه طرف مقابل در كدام يك از گروه‌هاي مذكور قرار مي‌گيرد. بايد پذيرفت كه زنان هم نسبت به سال‌هاي پيش و حتي دهه‌هاي قبل تغيير كرده‌اند. در گذشته خانم‌ها سنتي زندگي مي‌كردند و سنتي ازدواج مي‌كردند. اما امروزه زنان در اجتماع حضور يافته‌ و از رفتارها و جايگاه سنتي خود فاصله گرفته‌اند؛ دانشگاه مي‌روند وتحصيل مي‌كنند و در مدارج مختلف شغلي جاي مي‌گيرند. اين در حالي است كه در طول اين سال‌ها مردان نيازي به تغيير در خود نديده‌اند و هيچ تغيير اساسي‌اي پيدا نكرده‌اند. امروزه زنان ديگر سنتي فكر نكرده و سنتي زندگي نمي‌كنند اما مردان سنتي‌اند و همچنان دوست دارند تا همسران سنتي داشته باشند. اكنون ديگر مردان با روش‌هاي سنتي نمي‌توانند همسر خود را خوشحال كنند. شايد اگر سال‌هاي دور بود و زنان سنتي بودند، مرد همسر ديگري انتخاب مي‌كرد و زن اول هيچ اعتراضي نداشت اما امروزه ديگر نمي‌توان چيزي حالي را تصور كرد. 

به جزئيات هم فكر كنيد

زن و شوهر بايد هميشه براي هم جاذبه داشته باشند، يعني براي يكديگر جاذبه ايجاد كنند. وقتي از مرداني كه به همسر خود خيانت كرده‌اند درباره دلايل‌شان مي‌پرسيم، گروهي از آنان با تاكيد براين كه همسر خود را دوست دارند و هيچ حس بدي نسبت به ادامه زندگي با او ندارند مي‌گويند به تازگي همسرشان كمي بداخلاق شده است. گروهي ديگر اگرچه تمايل به جدايي و طلاق ندارند ولي علت آشنايي خود با زني ديگر را شكل ظاهري او يا مثلا افزايش وزن همسر اول‌شان عنوان مي‌كنند. بايد به زوجين توصيه كنيم كه به سلامت وتناسب اندام و خلق و خوي خود توجه داشته باشند تا بتوانند ارتباط‌هاي‌شان را تقويت كنند. البته نمي‌خواهيم بگوييم اگر فردي همسرش چند كيلوگرم اضافه وزن پيدا كرد، بايد به او خيانت كند بلكه معتقديم بايد عمقي به مسائل نگاه كرد البته برخي به همين نكات كوچك و كم اهميت نيز توجه مي‌كنند. به هر حال نبايد فراموش كرد زن و شوهر براي تقويت كانون خانواده بايد به‌طور مساوي كمك كنند. ايراد گرفتن‌هاي بي‌مورد باعث مي‌شود ما نسبت به‌خودمان رضايت را از دست بدهيم و اين مسئله كاهش اعتماد به نفس و بروز مشكلاتي از جمله افسردگي، ناكامي، نااميدي و بي‌انگيزگي را به‌دنبال خواهد داشت.

نگذاريد فاصله احساسي ايجاد شود

اگر مشكلات اصلي بين زن و مرد توسط افراد آگاه و متخصص يا حتي خودشان، درصورتي كه دانش كافي نسبت به رفتارهاي فردي و اجتماعي داشته باشند، شناسايي شود از بسياري جدايي‌ها جلوگيري مي‌شود. اگر زن و شوهر با توجه به نيازها و خواسته‌هاي طرف مقابل و به‌صورت علمي و منطقي در رفتارهاي فردي‌شان تغييراتي ايجاد كنند نقش موثري در عادت نكردن به يكديگر و ايجاد نشدن فاصله احساسي ميان آن‌ها خواهد داشت اين‌كه ببينيم طرف مقابل‌مان چه مي‌خواهد و چه چيزهايي براي او ارزش محسوب مي‌شود و اين‌كه به ارزش‌هاي او احترام بگذاريم راه‌حل مناسبي خواهد بود كه از ايجاد فاصله احساسي و بروز خيانت‌ها پيشگيري كنيم. گاهي اوقات نكاتي بسيار ساده كه فراموش شده‌اند، مي‌توانند پايه و اساس رخدادهاي ناگوار در زندگي زناشويي يا برعكس دوستي‌هاي عميق خواهند بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 11:23  توسط راستین فرحبخش  | 

مطالب قدیمی‌تر